دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آنچه نمی‌گذارد حقيقت را ببينيم

No image
آنچه نمی‌گذارد حقيقت را ببينيم

مهم‌ترين آفات و موانع در راه تحصيل علم يقينى، آفات روانى هستند كه انسان را از جست‌وجوى حقيقت و وصول به علم قطعى بازمى‌دارند. كسى كه تابع هواى نفس است، از آنجا كه كشف واقعيت ممكن است برايش دردسر ايجاد كند و وى را از رسيدن به خواسته‌هايش باز دارد، تمايلى به آن ندارد و از رفتن به دنبال حقيقت و تحصيل علم قطعى خوددارى مى كند. در تحليل اين وضع به اينجا مى رسيم كه چنين شخصى در واقع، خود را به‌طور كامل نشناخته است. در زیر به برخی موارد که انسان را از جست‌وجوی حقیقت بازمی‌دارد اشاره می‌کنیم:

هوای نفس

«و به هنگامى كه گفته شود كه وعده خدا حق است و درباره قيامت ترديدى وجود ندارد گفتيد، نمى دانيم قيامت چيست و جز گمانى نداريم و ما را (درباره آن) علم و يقينى نيست.» (سوره جاثيه/ 32) او علمى را دنبال مى كند كه فقط در خدمت هواى نفس و اشباع تمايلات مادى باشد و در غير اين صورت، رنج تحصيل علم را نه تنها تحمل نخواهد كرد؛ بلكه اگر علمى برخلاف مقتضيات هواى نفس باشد و جلوى خواسته هاى نفسانى او را بگيرد مورد انكار او قرار خواهد گرفت. خداوند در يكى از آيات قرآن مى‌فرمايد: (نمل/ 14)؛ [از روى ظلم و برترى‌طلبى آن را انكار مى‌كنند در حالى كه بر آن يقين دارند]، انگيزه برترى طلبى و تجاوز به ديگران منشأ مى شود تا به دنبال علم يقينى نروند و حتى اگر زمينه اش هم فراهم شده انكارش كنند. بنابراين، هواى نفس يكى از آفات روانى است كه انسان را از جست‌وجوى حقيقت و تحصيل علم قطعى بازمى دارد. همان‌گونه كه اندام جسماني انسان به وسيله غذا و ورزش قابل پرورش است، قواي فكري نيز قابل رشد هستند. از راه سؤال كردن و دقت در علل موجود در عالم كه تاكنون برايتان عادي بود، مي‌توانيد به پرورش فكر و حس كنجكاوي بپردازيد. يافتن پاسخ هر سؤالي نيازمند مطالعه، تحقيق، تفكر و انديشه است. با اين روش پس از مدتي ملاحظه خواهيد كرد كه توانايي پرسيدن و فرهنگ سؤال كردن در شما ايجاد شده و حس حقيقت‌جويي و كنجكاوي در شما كاملاً به‌صورت فعال درآمده است.

تقليد

آفت ديگر تحصيل علم قطعى «تقليد» است. قرآن به‌شدت تقليد بى دليل را محكوم كرده چنان‌كه پيروى از هوا و هوس و نرفتن به دنبال درك حقايق را نادرست مى داند، انسان‌هايي كه در هر زمينه‌اي ديگران را بدون تحقيق و مطالعه مقتداي خود مي‌كنند و از عقل خود كوچك‌ترین بهره‌اي نمي‌برند بايد بدانند بابت تمامي افكار و اعتقاداتشان مواخذه خواهند شد و این نوع «تقليد» نمي‌تواند دليل موجهي براي آنان باشد.

علم بی‌فايده

آفت يا رذيلت ديگر آن است كه معلوماتى را كه به نحوى يا براى دنيا يا براى آخرتش مفيدند رها كرده و به سراغ چيزى برود كه به دردش نمى‌خورد نه براى زندگى دنيوى اش مفيد است و نه براى آخرتش. در اين صورت، كار او لغو و بيهوده است و آياتى كه كار لغو را مورد مذمت قرار داده‌اند شامل اين كار نيز كه مصداقى از كارهاى لغو است مى باشد. چگونه مي‌توان حس حقيقت‌جويي و كنجكاوي را در خود پرورش داد؟حقيقت‌جويي و كنجكاوي يكي از گرايش‌هاي فطري انسان است. نشانه وجود آن نيز عبارتند از: گرايش به خير و اخلاق، ابداع و خلاقيت، عشق و پرستش و زيبادوستي. علوم و فنون و صنايع بديعه است كه انسان در طول تاريخ حيات خود به آنها دست يازيده و پرورششان داده است. اصولاً خاصيت علم اين است كه به اين گرايش انسان پاسخ مي‌دهد و آن را اقناع مي‌سازد. اما براي رشد اين حس راه‌هاي فراواني وجود دارد. از آيات و روايات برمي‌آيد كه خاصيت دانش دوستي را خداوند به انسان القا كرده است: (سوره بقره، آيه 31)؛ همه [معانى‌] نام‌ها را به آدم آموخت سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: «... از اسامى اينها به من خبر دهيد.» امام سجاد (ع) در دعاي ابوحمزه مي‌فرمايند: ... و أنا الجاهل الذي علمته؛ و من آن جاهلي هستم كه تو علمش آموختي و تعليمش دادي. پس حال كه واضح گشت منبع تعليم علم پروردگار است، مي‌توان گفت كه نخستين راه پرورش حس حقيقت جويي، درخواست علم از اين منبع است و خداوند به پيامبرش فرمود: بگو پروردگارا! علم مرا زياد كن (طه، آيه 14). قرآن به‌شدت تقليد بى دليل را محكوم كرده چنانكه پيروى از هوا و هوس و نرفتن به دنبال درك حقايق را نادرست مى داند، انسان‌هايي كه در هر زمينه‌اي ديگران را بدون تحقيق و مطالعه مقتداي خود مي‌كنند و از عقل خود كوچك‌ترین بهره‌اي نمي‌برند بايد بدانند بابت تمامي افكار و اعتقاداتشان مؤاخذه خواهند شد.

دقت و تدبر در محيط پيرامون

قرآن به اين معنا بسيار پرداخته است و تقريباً در تمامي مواردي كه ريشه نظر به كار رفته، اين معنا مورد نظر بوده است. به عنوان يك قاعده كلي بايد دانست كه كلمات داراي يك معناي عام و يك معناي خاص هستند، مثلاً ميان كلمات ديدن، نگاه كردن، نظر كردن، تماشا كردن و... تفاوت وجود دارد. در تمامي اين كلمات مفهوم عام ديدن وجود دارد، ولي در كلمه نظر كردن و نگاه كردن قصد و توجه و دقت نيز وجود دارد. وقتي قرآن مي‌فرمايد: أفلا ينظرون الي الابل كيف خلقت و الي السماء كيف رفعت... منظور ديدن معمول نيست، بلكه ديدن با تدبر و تعمق است. اين خيلي مهم است. در قرآن كريم فراوان به تدبر، تفكر و انديشيدن توصيه و تأكيد شده است. همان‌گونه كه اندام جسماني انسان به وسيله غذا و ورزش قابل پرورش است، قواي فكري نيز قابل رشد هستند. از راه سؤال كردن و دقت در علل موجود در عالم كه تاكنون برايتان عادي بود، مي‌توانيد به پرورش فكر و حس كنجكاوي بپردازيد. يافتن پاسخ هر سؤالي نيازمند مطالعه، تحقيق، تفكر و انديشه است. با اين روش پس از مدتي ملاحظه خواهيد كرد كه توانايي پرسيدن و فرهنگ سؤال كردن در شما ايجاد شده و حس حقيقت جويي و كنجكاوي در شما كاملاً به صورت فعال درآمده است.

انــدرز

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS