دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاص؛ روح عمل

حقیقت اخلاص تصفیه نمودن عمل است از شائبه غیر خدا... در جمیع اعمال صوریه، ولبیه و ظاهریه و باطنیه و کمال آن ترک غیر است مطلقا و پا نهادن بر انیت و انانیت.
اخلاص؛ روح عمل
اخلاص؛ روح عمل
نویسنده: رضا جاودان

اخلاص در کلام امام خمینی(ره)‌

حقیقت اخلاص تصفیه نمودن عمل است از شائبه غیر خدا... در جمیع اعمال صوریه، ولبیه و ظاهریه و باطنیه و کمال آن ترک غیر است مطلقا و پا نهادن بر انیت و انانیت.

اولین مرتبه اخلاص تصفیه عمل است و در مقابل آن اتیان عمل است ریائا که این ریا، فقهی است و از همه مراتب ریا پست‌تر.

مرتبه دوم تصفیه است از حصول مقصودهای دنیوی، گرچه داعی آن باشد که خدای تعالی به واسطه این عمل، عنایت کند.

مثل خواندن نماز شب برای توسعه روزی و این ...پیش اهل معرفت مثل سایر کسبهای مشروعه است.

مرتبه سوم تصفیه است از رسیدن به جنات جسمانیه و حور و قصور و امثال آن از لذات جسمانیه و این نیز در نظر اهل الله چون سایر کسبهاست. الا آنکه عمل این کسب اجرتش بیشتر و بالاتر است.

مرتبه چهارم آن است که عمل را تصفیه کند از خوف عقاب و عذابهای جسمانی موعود.

مرتبه پنجم تصفیه عمل است از رسیدن به سعادت است عقلیه و لذات روحانیه دائمه ازلیه ابدیه و منسلک شدن در سلک کروبین و منخرط شدن در جرگه عقول قادسه و ملائکه مقربین و البته مراتب بالاتری نیز هست که بیان آنها اینجا مناسب نیست. خلوص مطلق از اعلی مدارج اولیای اکمل است.

ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین ضربه شمشیرحضرت علی(ع) در روز جنگ خندق افضل و بالاتر از عبادت جن و انس است.

...آن ضربه زدن و (دشمن) را کشتن، امری است که در همه جا واقع می‌شود و بسیاری از اشخاص این عمل را کرده‌اند و می‌کنند. ارزش به اینها نیست، ارزش به آن است که در قلب علی بن ابی طالب چه می‌گذشته است و مرتبه اخلاص او چه اندازه بوده است. آن مرتبه اخلاص است که یک ضربه را با عبادت ثقلین، عبادت جن و انس مقایسه کرده است. آنچه که در نزد خدا ارزشش از همه بالاتر است ایثار از روی اخلاص است. همان که خدای تعالی در سوره هل اتی ... اهل بیت را به آن توصیف می‌کند که «یطعمون الطعام علی حبه...»(دهر/8) اطعام طعام چیزی نیست، آن هم یک قرص جو، آن که اهمیت دارد «علی حبه» است.

تلاش در معنویت افزایی عمل

چیزی که حجم عمل را زیاد می‌کند ولو حجم مادیش کم است آن «لله» بودن و اخلاص است. یک عمل ممکن است به حسب حجم مادیش بسیار کم باشد، لیکن به حسب معنا از همه اعمال یا از اکثر اعمال حجم معنویش زیاد باشد. «لااله الاالله» یک عبادت چند کلمه‌ای است. لکن عظمتش از تمام اذکار، یا اکثر اذکار، زیادتر و حجم معنویش از همه بیشتر است. افعال وقتی که «اخلاص» همراهش باشد [حجم معنوی پیدا می‌کند.] اخلاص به منزله روح عمل است. آنکه اسباب امتیاز انسان است از سایر حیوانات، آن جهت معنویت انسان است. آن جهت روح انسان است، روحی که تربیت شده باشد به تربیتهای الهی، آن ارزش انسان را زیاد می‌کند و حجم معنوی را بالا می‌برد...

ریا و خودنمایی در تضاد با اخلاص‌

امام صادق(ع) می‌فرماید: «هر ریایی شرک است. همانا کسی که کار کند برای مردم، می‌باشد ثواب او بر مردم و کسی که عمل کند برای خدا، می‌باشد ثواب او بر خدا.» «ریا» عبارت از نشان دادن و وانمود کردن چیزی از اعمال حسنه یا خصال پسندیده یا عقاید حقه است به مردم برای منزلت پیدا کردن در قلوب آنها و اشتهار پیدا کردن پیش آنها به خوبی و صحت و امانت و دیانت بدون قصد صحیح الهی.

هیچ موجودی آیینه جمال محبوب نیست، مگر قلب مومن... پس ای عزیز بیدار شو و پنبه غفلت را از گوش برون کن و خواب غفلت را بر چشم خود حرام نما و بدان که تو را خدای تعالی برای خود آفریده چنانچه در حدیث قدسی می‌فرماید: «یابن آدم خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی»، ای پسر آدم، همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خود آفریدم. قلب تو را منزلگاه خود قرار داده است. تو و قلب تو یکی از نوامیس الهیه هستید. حضرت حق تعالی غیور است نسبت به ناموس خود!

پس، در کارهای خود دقیق شو و از نفس خود در هر عملی حساب بکش و او را در برابر هر پیشامدی استنطاق کن که اقدامش در خیرات و در امور شریفه برای چیست؟ دردش چیست که می‌خواهد از مسائل نماز شب سئوال کند یا اذکار آن را تحویل دهد؟ چرا سفر زیارتی که رفته با هر وسیله است به مردم می‌فهماند؟ حتی عددش را؟ چرا صدقاتی که در خفاء می‌دهد راضی نمی‌شود که کسی از او مطلع نشود، با هر راهی شده سخن از آن به میان می‌آورد و به مردم ارائه می‌دهد؟ پس وقتی سالک الی الله قدم بر فرق حظوظ خود می‌گذارد ، خود و عالم نهاد خود را یکسره خالص می‌کند از رویت غیر و غیریت. لذا در قلب او جز حق جایگزین نمی شود و بیت الله را از بتها به دست ولایت خالی می‌کند و از تصرف شیطان تهی می‌نماید به این ترتیب دین او و عمل او و باطن و ظاهر او برای حق خالص می‌شود.

کلام آخر

اجمالا می‌دانیم که اعمال ما خالص نیست اگر ما بنده مخلص خدا هستیم چرا شیطان در ما این قدر تصرف دارد. با آنکه او با خدای خود عهد کرده است که با «عبادلله المخلصین» کار نداشته باشد، دست به ساحت قدس آنها دراز می‌کند.

اگر مخلص هستید چرا چشمه‌های حکمت از قلب شما به زبان شما جاری نشده، با اینکه چهل سال است که به خیال خود قربه الی الله عمل می‌کنید. «من اخلص لنا اربعین صباحا، حرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه»پس بدان اعمال ما برای خدا نیست و خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بی درمانمان همین جاست.

بر فراز دار فریاد انا الحق می‌زنی مدعی حق طلب، انیت و انا چه شد

صوفی صافی اگر هستی بکن این خرقه را دم زدن از خویشتن با بوق و با کرنا چه شد

این عبادتها که ما کردیم خوبش کاسبی است!‌ دعوی اخلاص با این خود پرستیها چه شد

مرشد از دعوت به سوی خویشتن بردار دست لاالهت را شنیدستم ولی الاچه شد

مقاله

نویسنده رضا جاودان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS