دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادات استقبال

"استقبال " مصدر باب "استفعال" از ماده "قبل" و در لغت به معنای روبرو و مواجه شدن است. در اصطلاح نحو "استقبال" زمانی است در مقابل حال و گذشته که از لحظه پایان یافتن کلام آغاز میشود
No image
ادات استقبال

نویسنده: هاجر جعفري

كلمات كليدي : استقبال، "سين"، "سوف"، موارد اختصاص زمان فعل مضارع به استقبال

"استقبال " مصدر باب "استفعال" از ماده "قبل" و در لغت به معنای روبرو و مواجه شدن است.[1] در اصطلاح نحو "استقبال" زمانی است در مقابل حال و گذشته که از لحظه پایان یافتن کلام آغاز میشود.[2] "ادات استقبال" بر دو حرف "سین" و "سوف" اطلاق میشود که بر فعل مضارع داخل شده و آن را به زمان استقبال اختصاص میدهد.[3] به عنوان مثال متکلم در عبارت "سوف أضربُ" با بکار بردن "سوف"، فعل مضارع (أضربُ) را به استقبال اختصاص داده و از وقوع "ضرب" (زدن) در آینده خبر میدهد.

وجه نامگذاری

با توجه به فایده و کاربرد دو حرف "سین" و "سوف" که در تعریف اصطلاحی بیان شد، روشن است که این دو حرف را از آن جهت که موجب اختصاص فعل مضارع به استقبال میشوند به "ادات استقبال" نام نهادهاند. ذکر این نکته قابل توجه است که کلمات دیگری نیز وجود دارند که زمان فعل مضارع را به استقبال اختصاص میدهند ولی از آنها به "ادات استقبال" تعبیر نشده است[4] که در ادامه به آنها اشاره میشود.

جایگاه "ادات استقبال"

در میان عالمان نحو در تبیین مباحث "ادات استقبال" سه رویکرد مشاهده میشود؛ بعضی[5] در باب "الکلام و ما یتالف منه"، بخش "فعل" ضمن بیان حالات فعل مضارع از جهت زمان، به بررسی ادات استقبال پرداخته، و بعضی دیگر[6] در باب "فعل" ضمن بررسی خواصّ فعل به مبحث ادات استقبال اشاره کرده‌اند. در مقابل بعضی دیگر [7] "ادات استقبال" را در ضمن عنوان کلی "ادات" در کنار سایر ادات مورد بررسی قرار دادهاند. از ادات استقبال به "حروف تنفیس"و یا "حروف توسع" نیز تعبیر شده است.[8]

کاربرد و ویژگیهای "ادات استقبال" در کلام

زمان فعل مضارع با توجه به قرائن و جایگاه آن در کلام، حالتهای مختلفی دارد که در یک حالت با ورود ادات استقبال قبل از مضارع مثبت و بدون عمل در آن، زمان آن را به استقبال اختصاص میدهند.[9] در این بخش با توجه به نوع "ادات استقبال" به بررسی نحوه کاربرد و ویژگیهای هر یک در کلام اشاره میشود:

الف. سین

"سین" حرف استقبالی است که زمان مضارع مثبت را به آینده نزدیک اختصاص میدهد.[10] در مورد "سین" نکات ذیل قابل توجه است:

1. این حرف هم در وعد[11] و هم در وعید[12] به کار میرود البته کاربرد آن در وعد بیشتر است.[13]

2. این حرف در گویش عربی برای تاکید فعل و تکرار آن نیز به کار میرود این ویژگی به "سین" اختصاص دارد. [14]

ب. سوف

"سوف" حرف استقبالی است که زمان مضارع مثبت را به آینده دور (وسیعتر) اختصاص میدهد.[15] در مورد "سوف" نکات ذیل قابل توجه است:

1. طبق نظر بعضی[16] "سوف" مرادف "سین" بوده و هر دو در یک معنای واحد به کار میروند، با این تفاوت که "سوف" در زمان آینده وسیعتر، کاربرد بیشتری دارد.[17]

2. ممکن است میان "سوف" و فعل مضارع، فعل ملغی[18] فاصله شود که این ویژگی به "سوف" اختصاص دارد؛[19] مانند:

و ما أدری و سوف –إخال- أدری أقومٌ آل حصن أم نساءُ

در این مثال میان "سوف" و فعل مضارع (أدری)، فعل ملغی (إخال) فاصله شده است.[20]

3. ممکن است حرف لام بر "سوف" وارد شود[21] که این ویژگی به سوف اختصاص دارد؛[22] مانند: "ولَسوفَ یُعطِیکَ رَبُّکَ فَتَرضَی"؛[23] در این آیه شریفه حرف "لام" بر "سوف" وارد شده است.

موارد اختصاص زمان فعل مضارع به استقبال

مطالب گذشته به بررسی ورود ادات استقبال بر فعل مضارع مثبت به عنوان یکی از موارد اختصاص زمان فعل مضارع به استقبال پرداخته و در ادامه به مواردی دیگر از این اختصاص اشاره میشود:[24]

1. همراهی فعل مضارع با یکی از ظروف مستقبل؛[25] مانند: "أزورُکَ إذا تَزورُنی"، در این مثال زمان در دو فعل مضارع "أزورک" و "تَزورنی" به جهت اقتران و همراهی آن دو با ظرف مستقبل (إذا) به استقبال اختصاص یافته است. فعل اول (أزورک) عامل ظرف بوده و فعل دوم (تَزورنی) به همراه فاعل آن، مضافالیه ظرف واقع شده است.

2. اسناد فعل مضارع به امری که در آینده انتظار وقوع آن میرود؛ مانند: "یدخل الشهداء الجنة مع السابقین"؛ در این مثال فعل مضارع (یدخل) به امری نسبت داده شده که در آینده انتظار وقوع آن میرود (وارد شدن در بهشت)، از این رو فعل مضارع به استقبال اختصاص یافته است.

3. وارد شدن "هل" بر فعل مضارع؛ مانند: " هل تُقاطِعُ مجالسَ السوءِ؟"؛ در این مثال با ورود لفظ "هل" بر فعل مضارع (تقاطع) زمان آن به استقبال اختصاص یافته است.

4. در صورتی فعل مضارع اقتضای طلب داشته باشد؛ طلب در این صورت به دو گونه فهمیده میشود:

الف. طلب از خود فعل فهمیده شود؛ مانند: "اَلوالِداتُ یُرضِعنَ اَولادهنَّ" ؛[26] در این آیه شریف طلب ارضاع از "والدات" از فعل مضارع (یرضعن) فهمیده میشود.

ب. طلب با کمک ادات دیگری فهمیده شود؛ مانند: "رَبّنَا لَا تُؤَاخِذنَا"؛[27] در این آیه شریفه طلب به کمک حرف "لا" فهمیده میشود.

5. در صورتی که از فعل مضارع معنای وعده یا وعید فهمیده شود؛ مانند: "فَیَغفِرُ لِمَن یَشَاءُ وَ یُعَذِّبُ مَن یَشَاءُ"؛[28] در این مثال از فعل اول (یَغفِرُ) معنای وعد و از فعل دوم (یُعَذِّبُ) معنای وعید فهمیده میشود از این رو زمان این دو فعل به استقبال اختصاص یافته است.

6. همراهی فعل مضارع با یکی از ادات تاکید؛[29] مانند: "أتُکرِمَن صدیقک؟"؛ در این مثال فعل مضارع (تکرمن) با نون تاکید همراه شده از این رو زمان آن به استقبال اختصاص یافته است.

7. همراهی فعل مضارع با ادات رجاء؛ مانند: "لعلّ الغائبُ یَحضُرُ"؛ در این مثال فعل مضارع (یحضُر) به جهت همراهی با ادات رجاء (لعل) به استقبال اختصاص یافته است.

8. همراهی فعل مضارع با ادات شرط و جزاء؛[30] مانند: "إن تَنصر اللهَ یَنصُرکُم"؛[31] در این آیه شریفه زمان دو فعل "تنصُر" و "ینصُر" به جهت همراهی با حرف شرط (إن) به استقبال اختصاص یافته است.

9. همراهی فعل مضارع با حروف نصب؛[32] مانند: "فَاُولِئکَ عَسَی اللهُ أن یَعفُوَ عَنهُم"؛[33] در این آیه شریفه حرف نصب (أن) همراه با فعل مضارع (یَعفُوَ) ذکر شده از این رو زمان فعل به استقبال اختصاص یافته است.

"ادات استقبال " در قرآن و حدیث

1. آیه "سوف أستَغفِرُ لَکُم رَبِّی"،[34] (به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش میطلبم)؛ در این آیه شریفه "سوف" از ادات استقبال بوده و زمان فعل مضارع (أستَغفِرُ) را به استقبال اختصاص داده است.

2. آیه "سآتیکُم منها بِخَبَرٍ"،[35] (به زودی از آن برای شما خبری میآورم)؛ در این آیه شریفه "سین" در عبارت "سَآتیکُم" از ادات استقبال بوده و زمان فعل مضارع (ءاتیکُم) را به استقبال اختصاص داده است.

3. حدیث "یا مفَضَّل! لا یُفلِحُ مَن لا یَعقِل، و لایعقلُ من لایعلَمُ، و سوف یَنجُبُ مَن یَفهَم، و یَظفَرُ مَن یَحلُمُ"[36] (ای مفضل! هر که تعقل نکند رستگار نشود و هر که را دانش نباشد تعقل میسر نگردد و هر که بفهمد نجیب و بزرگوار خواهد شد و هر کس بردبار باشد پیروز شود)؛ در این حدیث شریف "سوف" از ادات استقبال بوده و زمان فعل مضارع (ینجُبُ) به استقبال اختصاص یافته است.

 

مقاله

جایگاه در درختواره نحو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS