دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارباب خمس

No image
ارباب خمس

كلمات كليدي : ارباب، خمس، سهم

نویسنده : محمدرضا ارائی

«ارباب » در لغت، جمع «رَبّ» به معنایِ مالک، و «خمس» به معنایِ یک پنجم، و «سهم» به معنای بهره، نصیب، قسمت و...[1] و در اصطلاح فقهی، به همان معنایِ لغوی، بکار رفته[2] که مطالبی پیرامون آن بیان می‌شود.

- مطلب اول:

چون صاحبانِ خمس، شش نفر می‌باشند، بدین جهت، خمس،‌شش سهم می‌شود. برای خداوند متعال، پیامبر اسلام، امام معصوم، یتیم، مسکین، و ابن السبیل.

- مستندات:

1. کتاب: « وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ »[3]

بدانید هر گونه غنیمتی بدست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای نزدیکان،‌و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است.

ظاهر آیه شریفه، بر مطالب بیان شده، دلالت دارد.[4]

2. سنت: «فأما الخمس، فیقسم علی ستة اسهم، سهم الله وسهم للرسولع وسهم لذوی القربی، وسهم للیتامی، وسهم للمساکین، وسهم لابناء السبیل،....»[5]

اما خمس، بر شش سهم، تقسیم می‌شود، یک سهم برای خداوند متعال، یک سهم برای پیامبر اسلام، و یک سهم برای نزدیکان و یک سهم برای یتیمان و یک سهم برای مسکینان و یک سهم برای در راه ماندگان که این روایت و احادیث دیگر، مطابق ظاهرِ آیه شریفه، دلالت صریح بر مطالبِ مذکور دارد.[6]

3. اجماع: این که خمس، شش سهم می‌شود، مورد اتفاق علمای شیعه است.[7]

- مطلب دوم:

سهم خداوند متعال برای پیامبر اسلام، و سهم آن حضرت، پس از فوت ایشان، برای امام معصوم می‌باشد.

مستندات:

1. سنت: «فالذی لله فلرسول الله، فرسوله أحقّ به، فهو له خاصة، والذی للرسول هو لذی القربی والحجة فی زمانه، فالنصف له خاصة...»[8]

سهمی که برای خداست، از آن پیامبر اسلام می‌باشد، چرا که نسبت به آن سهم، از دیگران، سزاوارتر است، پس سهم خدا، مخصوص پیامبر است، و آن سهمی که برای پیامبر است، از آنِ نزدیکان پیامبر. (امام معصوم) و حجت خدا، در زمان خود می‌باشد.

بنابراین نیمی از خمس مختص امام می‌باشد.[9]

2. اجماع:

پیرامون این مطلب، میان فقهای شیعه، اختلاف نظری وجود ندارد.[10]

- مطلب سوم:

مقصود از «ذی القربی» در آیه شریفه چهل و یک، از سوره انفال، امام معصوم (ع) می‌باشد.

مستندات:

1. سنت:

«وخمس ذوی القربی لقرابة الرسول الامام»[11] و خمس ذوی القربی، برای نزدیکان پیامبر است که امام می‌باشد. که این روایت، و احادیث دیگر، دلالت صریح بر مدعای مذکور دارند.

2. اجماع:

پیرامون مطلب فوق، مبنی بر اینکه مراد از «ذی القربی» امام معصوم (ع) است، ادعای اجماع شده است.[12]

- مطلب چهارم:

شرایط استحقاق سه گروه باقی مانده (یتیم، مسکین، ابن السبیل):

1- از طرف پدر، به «هاشم» جدّ پیامبر (ص) منتسب باشند.[13]

2- مؤمن باشند.[14]

3- ملاک در «ابن السبیل» به غیر از دو شرط ذکر شده، حاجت و نیاز اوست، در جایی که درمانده شده، هر چند که در شهر خود، غنیّ و بی‌نیاز باشد.[15]

4- در این که «فقر» در یتیم، ملاکِ استحقاقِ، خمس هست یا نه، دو نظر بیان شده:

الف)‌در یتیم، ملاک، فقر اوست.[16]

ب) چنین ملاکی، فاقد اعتبار است.[17]

مقاله

نویسنده محمدرضا ارائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS