دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بخشیدن چیست؟

No image
بخشیدن چیست؟

بخشش و گذشت حقيقي به آساني محقق نمي شود، چرا که فرآيند بخشیدن معمولاً پس از فائق آمدن بر ضربه روحي وارده و فروكش كردن نسبي خشم و دلشكستگي اوليه آغاز مي شود. بخشايندگي عبارت است از رها كردن احساس آزردگي و خصومت با خطاكار و توجه كمتر به ماجراجويي كه موجب رنجش شده و بخش قابل ملاحظه اي از وقت فرد رنجيده را به خود مشغول داشته است. زماني مي توان گفت عفو و بخشايش حقيقتاً صورت گرفته كه فرد آسيب ديده، رشته زندگي را از نو به دست گيرد و به شيوه اي سالم و سازنده، حركت به پيش را آغاز كند.فرد با بخشش در حقيقت بلند نظری زيادي از خود نشان مي دهد، البته ممكن است در ضمن آن احساس كند به او به شدت بي احترامي شده است، اما تلاش همزمان براي درك انگيزه خطاكار و بررسي اينكه انگيزه او تا چه حد از نامقبول بودن رفتارش مي كاهد، عمل بزرگوارانه اي است. با اين اقدام شجاعانه و احترام برانگيز نشان مي دهد كه قادر به حل مسأله است. هيچ كس نمي تواند ما را به اصرار به بخشيدن فردي وادارد كه با ما بدرفتاري كرده، اما به خطر آسايش و سلامتي خودمان عاقلانه نيست كه كماكان عصباني و برآشفته بمانيم.

 مصمم برای بخشيدن

بخشايش حقيقي به آساني محقق نمي شود. فرآيند بخشايش معمولاً پس از فائق آمدن بر ضربه روحي وارده و فروكش كردن نسبي خشم و دلشكستگي اوليه آغاز مي شود، يا احتمالاً پس از زماني كه قرباني كنارآمدن با آن احساسات را ياد گرفت و توانست آنها را با استفاده از شيوه هايي مهار كند. وقتي كسي مي گويد كه فردي را خواهد بخشيد، معني واقعي كلامش اين است كه مايل است او را ببخشد. او به اين ترتيب خود را ملزم به برداشتن اولين قدم براي طي كردن فرآيند بخشايش مي كند. به عبارتي مي توان گفت احساس و طرز تلقي قرباني دچار تحول شده است. در اين حالت قرباني به اين نتيجه مي رسد غالباً هم به صورت ناگهاني كه ادامه وضعيت فعلي هيچ نفعي برايش ندارد و چه بسا كه بگويد خطاكار را بخشيده است. با اين حال اقرار زباني به بخشيدن به معناي تحقق قطعي بخشش نيست.

 انگيزه ای برای بخشيدن

احساس گناه محرك بي نظيري است. وقتي در موردي احساس گناه مي كنيم اين احساس از درون ما را مي خورد و سوهان روحي است كه آن قدر تحريكمان مي كند، تا فكري برايش بكنيم. داشتن نوعي احساس گناه در مورد قصور طولاني ما در بخشيدن اگر چه بايد اذعان كرد كه چنين احساسي احتمالا بسيار ضعيف خواهد بود نقش مهمي در تداوم تلاش بزرگوارانه مان براي بخشيدن طرف مقابل دارد. در اين مرحله به ياد آوردن وضعيت هايي كه در آنها نقش خطاكار را داشته و بخشيده شده‌ايد، بسيار سودمند است همه ما مي توانيم وقايعي از اين دست احتمالا مربوط به دوران كودكي مان را به ياد بياوريم. اعتراف به اين حقيقت كه در گذشته موجب رنجش ديگران شده‌ايد،تمرين بسيار فروتنانه اي است.

 خطاكاران نيازمند بخشايش 

براي اكثريت ما،بخشيده شدن احساس آرامشي بي حد و حساب و احساس امتنان نسبت به شخصي كه ما را بخشیده است به همراه دارد كه بسيار دلنشين است. اين آرامشي كه احساس مي كنيم به ما مي فهماند كه ما هم، در مقام خطا كار رنج برده ايم. تا قبل از رسيدن به اين مرحله، باور رايج ميان قرباني‌ها اين است كه آنها تنها كساني هستند كه در جريان آن واقعه رنج مي برند، حال آنكه در اكثر موارد خطاكار نيز در رنج و عذاب است. خطاكار برحسب چگونگي تعبيرش از وضعيت، ممكن است احساس گناه، رنجيدگي يا ستم ديدگي كند و يا خود را آماج سوء تفاهم بداند. گرچه اين هميشه و در همه موارد صدق نمي كند اما چنين نيست كه خطاكار از وضعيت پيش آمده رضايت داشته باشد.

راه امان از خطرات زبان

انسان هر روز باید به خود سفارش کند که ای انسان مراقب زبان خود باش، زیرا این عضو بسیار حساس و سرنوشت ساز است هم می‌تواند تو را به اوج قله سعادت و خوشبختی برساند، به گونه ای که در دنیا و آخرت از آثار بسیار ارزشمند آن بهره مند شوی و سرنوشتی زیبا و نورانی را برای خود رقم بزنی و هم می‌تواند تو را از قله رفیع انسانیت و خوشبختی به زیرکشیده و در ردیف پست ترین موجودات عالم قرار داده و سیاه ترین سرنوشت را در زندگی برای تو به بار آورد.

توجه کامل نمودن به خطرات زبان:

انسان هر روز باید به خود سفارش کند که ای انسان مراقب زبان خود باش، زیرا این عضو بسیار حساس و سرنوشت ساز است هم می‌تواند تو را به اوج قله سعادت و خوشبختی برساند، به گونه ای که در دنیا و آخرت از آثار بسیار ارزشمند آن بهره مند شوی و سرنوشتی زیبا و نورانی را برای خود رقم بزنی و هم می‌تواند تو را از قله رفیع انسانیت و خوشبختی به زیرکشیده و در ردیف پست ترین موجودات عالم قرار داده و سیاه ترین سرنوشت را در زندگی برای تو به بار آورد. زبان چون سگ درّنده است که همواره در پی دریدن است اما نه دریدن جسم و تن بلکه دریدن لباس سعادت و خوشبختی، عزت و حیثیت و آبروی انسان. پس همیشه مراقب آن باش که با طناب آن در چاه گمراهی و هلاکت ابدی واقع نشوی. 

سکوت نمودن:

 انسان هر قدر کمتر حرف بزند، کمتر در زندگی دچار خطا و لغزش می‌شود، تمرین سکوت به انسان این قدرت را می‌دهد که بتواند اختیار زبانش را داشته باشد به گونه ای که سخنی به ناحق و ناشایست نگوید. جناب لقمان در یکی از سفارش‌های خویش به فرزندش می‌فرماید: (یا بُنَیَّ اِن کُنتَ زَعَمتَ اَنَّ الکلامَ مِن فضهٍ فانّ السکوتَ مِن ذَهَبٍ)1؛ ای فرزندم اگر گمان می‌کنی که سخن گفتن نقره است، همانا سکوت طلا است.و نیز حضرت داوود به فرزندش حضرت سلیمان در یکی از سفارشات خویش می‌فرماید: «فرزندم بر تو باد سکوت طولانی، زیرا پشیمانی بر طولانی شدن سکوت، بهتر است از اینکه بارها از زیادی سخن پشیمان شوی»2.بیان نورانی حضرت داوود و جناب لقمان، حاکی از نقش

فوق العاده مهم سکوت در حفظ سعادت و نجات ابدی انسان دارد.در پایان این بخش تذکر این نکته ضروری است که مراد از سکوت این نیست که انسان برای همیشه مهر خاموشی بر دهان بزند و سخن نگوید زیرا بسیاری از مسائل مهم زندگی اعم از مادی و معنوی، فردی و اجتماعی، عبادی و غیر عبادی از طریق سخن گفتن انجام می‌شود، بلکه منظور از سکوت نمودن آن است که انسان در سخن گفتن به حدّ ضرورت و لزوم اکتفا نماید و از سخنان بیهوده و بی ارزش پرهیز نماید.امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره می‌فرماید: «الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل»3؛ سخن گفتن مانند دارو است که اندکش مفید و زیادش کشنده است. 

فکر و اندیشه قبل از سخن گفتن:

برای اینکه انسان از خطرات مهلک زبان در امان بماند، ابتدا باید در مورد سخنی که می‌خواهد بگوید فکر نماید که آیا سخن سودمندی هست یا خیر؟ خدا راضی هست یا خیر؟ و بعد از اینکه اطمینان خاطر به سلامت آن پیدا نمود، آن را به زبان آورد. امام حسن عسکری (علیه السلام) در این باره می‌فرماید: (قلب الاحمق فی فمه و فم الحکیم فی قلبه)4؛ عقل انسان احمق در دهان اوست و دهان انسان دانا و حکیم در عقل اوست (یعنی انسان احمق قبل از اینکه فکر کند، سخن می‌گوید برعکس انسان دانا که قبل از سخن گفتن تفکر می‌کند). در پایان دست نیاز به سوی درگاه الهی بلند نموده و از آن قدرت بی همتا در جهت حفظ و کنترل زبان کمک و یاری می‌جوییم، امید است که به دعای خیر امام عاشقان، امام عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، مدد الهی شامل حال ما بندگان سرا پا نیاز شود. 

 پی نوشت ها:

1- کافی، ج2، ص114

2- وسائل الشیعه، ج12، ص186

3- غرر الحکم، باب قلة الکلام و آثارها، ص211، ج4081

4- بحارالانوار، ج75، ص374

 



 

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS