دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بداهت وجود

No image
بداهت وجود

كلمات كليدي : بداهت وجود، علم حصولی، بسیط، مفهوم، بدیهی،تصور، جنس، فصل

نویسنده : محمد درگاه‌زاده

وجود واژه‌ای است عربی که در فارسی از آن به «هستی» تعبیر می‌شود.

منطقیون علم حصولی را (اعم از تصور و تصدیق) به دو قسم بدیهی و نظری تقسیم می‌کنند؛ بدیهی علمی است که بدون کسب و عملیات فکری به ذهن بیاید و نظری علمی است که به دست آوردن آن و معلوم شدن آن نیازمند فکر و نظر است.(1)

بداهت وجود:

در فلسفه گفته می‌شود مفهوم وجود بدیهی التصوّر است و نیاز به تعریف ندارد، زیرا مفهوم وجود از عام‌ترین و شامل‌ترین مفاهیم است و شامل همه مفاهیم می‌شود. مفهومی اعم از مفهوم وجود قابل تصور نیست و به همین خاطر مرکب نبوده و دارای اجزاء مفهومی نمی‌باشد. زیرا هر چه قدر که قیود و اجزاء تشکیل دهنده یک مفهوم بیشتر باشد دایرۀ شمول آن تنگ‌تر می‌شود و افراد کمتری را در بر می‌گیرد؛ به عنوان مثال مفهوم «ایرانی» در مقایسه با مفهوم «ایرانی دانشجوی سال آخرِ مقیم تهران و....» افراد بیشتری را شامل می شود، بنابراین هر مفهومی که دایرۀ شمول آن بیشتر باشد، تعداد قیود و مؤلفه‌های مفهومی آن کمتر خواهد بود و چون مفهوم وجود عام‌ترین مفاهیم است پس هیچ‌گونه اجزاء مفهومی نداشته و بسیط (غیرمرکب) است.

از طرف دیگر هر مفهومی که بسیط باشد تصور آن بدیهی خواهد بود، زیرا ذهن برای تعریف یک مفهوم مبهم، اجزاء تشکیل دهنده آن را تجزیه و تحلیل نموده و بدین وسیله ابهام آن را برطرف می‌نماید و آن را به صورت معلوم درمی‌آورد؛ به عنوان مثال در مورد مفهوم انسان، ذهن شروع به تجزیه و تحلیل اجزاء مفهومی آن می‌کند که عبارتند از حیوانیت و ناطقیت و با بیان این اجزاء مفهومی، انسان را برای ما معلوم می‌کند. اما در مورد مفهوم بسیط، هر چه هست همان است که به ذهن آمده و هیچ‌گونه اجزاء و مؤلفه‌های مفهومی ندارد تا با بیان آنها از حالت ابهام خارج شود. بلکه مفهوم بسیط وقتی در ذهن می‌آید از غیر خود متمیز است و هیچ‌گونه ابهام و اجمالی ندارد. به همین خاطر در فلسفه گفته می‌شود وجود دارای جنس و فصل نیست تا به واسطه آن‌ها تعریف شود. جنس، عبارت از جزء مفهومی مشترک است و فصل، عبارت از جزء مفهومی مساوی با مفهوم مبهم. و از ترکیب این دو ماهیت و حقیقت، آن مفهوم مبهم روشن می‌شود و چنان‌که گفته شد مفهوم وجود بسیط است و هیچ‌گونه اجزاء تشکیل دهنده ذهنی ندارد. پس تعریف آن نیز ممکن نیست و مفهوم وجود خود به خود برای ما معلوم است.

پرسشی که در این‌جا مطرح است این است که مفهوم وجود را با جنس (جز مفهومی مشترک) و فصل (جز مفهومی مساوی) نمی‌توان تعریف کرد و به اصطلاح، تعریف حقیقی آن ممکن نیست، اما چرا نمی‌توان مفهوم وجود را از راه آثار و خواص آن تعریف نمود (تعریف رسمی)؟ پاسخ این است که خواص و آثار یک شیء عبارتند از آن اموری که غیر از خود آن شیء بوده و وابسته به آن شیء باشند؛ مانند سوزاندن که اثر حرارت می‌باشد. اما این سخن در مورد هستی و وجود صادق نیست زیرا چیزی که غیر از هستی و بیرون از دایرۀ هستی باشد، پوچ و باطل و نیستی است، پس واقعیت هستی دارای آثار و خواص نیز نیست تا به واسطه آن خواص تعریف شود. و اگر چنان‌چه به برخی از خصوصیات هستی، اوصاف و خواص اطلاق می‌کنیم، نوعی مسامحه است.(2)

نکته:

بداهت و معلوم بودن وجود بدون نیاز به تعریف، مربوط به مفهوم وجود است، اما حقیقت و مصداق وجود که عین تحقیق و واقعیت خارجی است هرگز به ذهن نمی‌آید، زیرا از نسخ مفهوم نیست؛ به قول حاجی سبزواری:

مَفهومُهُ مِنْ اَعّْرفِ الاشیاءِ وکُنْهُهُ فی غایةِ الخِفاء

یعنی مفهوم وجود از شناخته‌ترین مفاهیم است اما کنه و حقیقت وجود در نهایت خفاء و پوشیدگی است. و تنها به اندازه وسعت و ظرف وجودی خودمان، می‌توانیم بخشی از آن را به علم حضوری بیابیم.(3)

مقاله

نویسنده محمد درگاه‌زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS