دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بزرگداشت commemoyation

No image
بزرگداشت commemoyation

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : وهابيت، مجالس عيد، مجالس عزاداري، كفر و شرك، بدعت

یکی از مواردی که وهابیت بر فرقه های دیگر اشکال گرفته و این اشکال گاهی اوقات موجب تکفیر، یا حتی باعث می شود شیعیان را از اهل سنت به حساب بیاورند، مسئله بزرگداشت برای بزرگان دین و حتی نبی‌مکرم اسلام و اعلام این گونه از روزها به عنوان عید در بین مسلمین است. که روحیه خشک وهابیت باعث شده که، نه گریه و نه خنده در مجالس اهل بیت باشد.

مسلمین اعم از شیعه و سنی که با شرکت در مجالس و اعیاد اهل بیت دل و قلب و روان خود را شستشو می‌دهند و از برکات و فضائل این مجالس بهره می شوند. به این مجالس اعتقاد راسخ دارند. اما وهابیون که با عقائد خشک خود از شرکت در این گونه مجالس سر باز زده‌اند و از فضائل آن بی‌خبرند آن را ممنوع اعلام کرده و آن را مساوی با شرک و کفر معرفی می‌کنند.

نوع دوم از ایام، روزهایی است که در آنها اتفاق خاصی رخ داده، همانند هجدهم ذی حجه، اینکه برخی آن روز را عید می‌گیرند اصل و اساسی ندارد زیرا پیشینیان و نیز اهل بیت و دیگران آن روز را عید نگرفته‌اند و قرار دادن یک روز به عنوان عید، متوقف بر ورود روایت است. نه این که بدعت گذاری کرد. این عمل همانند اعمال نصاری است که حوادث حضرت عیسی را عید می‌گیرند.[1]

شیخ عبدالعزیزبن می‌گوید: جایز نیست برای پیامبر یا غیر پیامبر مراسمی برپا شود و این عمل از بدعتهای در دین است. زیرا پیامبر و خلفای راشدین و دیگر صحابه و تابعین چنین عملی را انجام نداده‌اند.[2]

اسماعیل برو سوی در کتاب تفسیرش آورده است: مستحب است در روز عاشورا اعمال و کارهای نیک مانند صدقه دادن روزه گرفتن و ذکر و یاد خدا را انجام دهید و سزاوار نیست که مؤمنان به یزید ملعون و شیعیان و خوارج شباهت پیدا کنند، یعنی نباید روز عاشورا را مانند یزید ملعون عید و یا مانند شیعیان، روز عزاداری و غم و اندوه قرار دهید. هر کس در آن روز سرمه به چشمش بکشد به یزید ملعون و پیروان او شباهت یافته است؛ اگر چه برای سرمه در آن روز دلیل و مدرک داریم ولی ترک سنّت وقتی که شعار اهل بدعت شد خود سنّت است مانند انگشتر در دست چپ قرار دادن.

وکسی که روز عاشورا یا اوّل محرم مقتل و داستان شهادت حسین (ع) را بخواند به روافض و شیعیان اقتداء کرده است مخصوصاً اگر با حزن و اندوه همراه باشد. و اگر مقتل خوانی کند باید اول مقتل دیگر صحابه را بخواند تا شبیه شیعیان نشود.

امام غزالی گفته است: حکایت و نقل مقتل حسین بر واعظ و غیر او حرام است، زیرا موجب بغض و دشمنی و سرزنش صحابه که اعلام و بزرگان دین هستند می‌شود و آنچه بین آنان از اختلافات و قتل و اسارت پیش آمده است باید توجیهی صحیح برای آن بیان شود چون امکان دارد این حوادث به جهت اشتباه در اجتهاد باشد نه برای طلب ریاست و دنیا پرستی.

پس اگر دقت شود متوجه می‌شویم که وهابیون مجالس بزرگداشت را چه مجالس جشن و چه مجالس عزا همه را ممنوع اعلام کرده و عمده دلیلشان هم بر این فتاوا این است که چون روش بز رگان دین نبوده است، پس بدعت محسوب می شود و چون بدعت است حرام بوده و منجر به شرک می‌شود.

در پاسخ به ای گونه اشکالات باید گفت اولاً: هر نوآوری در اسلام اشکال ندارد و به قول خود آنها عمل پیشینیان خیلی اوقات کار خوبی است همچنانکه در رابطه با نماز تراویح که حکم اسلام به فرادی خواندن آن بود ولی عمر برخلاف اسلام دستور داد که به جماعت بخوانند و بعد هم گفت «نعم البدعه.» «چه نوآوری خوبی»[3] پس با قواعد وهابیون که مبتنی بر اعمال و افعال پیشینیان و صحابه است نوآوری ایراد ندارد بلکه گاهی اوقات خیلی خوب و بجا است.

ثانیاً: اصلاً نوآوری در کار نبوده و آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بر این مطلب دلالتی تام و کامل دارد.

1. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

«ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»[4]

«هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دلهاست

شعائر به معنای نشانه‌های خدا و دین او می باشد؛ مثل صفا و مروه که از نشانه‌های خدا است و تعظیم و تکریم آن از تقوی قلوب است. لذا هر عملی که مردم را به سوی خدا و دین خدا رهنمون سازد جزء شعائر الهی است.

حال اگر وجدان خود را قاضی قرار دهیم این سؤال پیش می‌آید که چگونه صفا و مروه از شعائر خدا هستند ولی پیامبر اسلام که نماد اصلی دین است شعائر نیست و آیا اهل بیت عصمت و طهارت که خدا و رسولش (ص) دستور به محبت[5] و مودت[6] و ولایت[7] آنها داده است جزء شعائر اسلام نیستند و آیا برگزاری مجالس به نام و یاد اهل بیت (ع) و پیامبر اسلام جزء تکریم و تعظیم شعائر نیست.

2. «فَالَّذِینَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِیَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»[8]

خداوند متعال در این آیه از قرآن کریم گروهی را که پیامبر اسلام را گرامی داشته می‌ستاید و به آنان وعده فلاح و رستگاری می‌دهد.

در این آیه شریفه برای کسانی که به فلاح و رستگاری می‌رسند چهار خصلت را که درباره پیامبرشان انجام داده‌اند بیان می‌کند.

  • ایمان به پیامبر
  • گرامی داشتن پیامبر
  • یاری پیامبر
  • تبعیت از نوری (قرآن) که بر پیامبر نازل شده است.

اولاً: واضح است که این آیه اختصاص به زمان پیامبر ندارد زیرا در احادیث بسیاری وارد شده است که برخی از اعمال، مثل یاری پیامبر است.[9] و ایمان به پیامبر همیشه و در همه زمانها و مکانها امکان پذیر بوده و تبعیت از قرآن هم تا روز قیامت باقی است.

ثانیاً: گرامی داشتن پیامبر به چیست آیا برگزاری مجالس ذکر و یاد حضرت در ایام ولادت آن بزرگوار و همچنین بعثت و سالگرد شهادت آن حضرت مصداق بارز آیه فوق نیست.

3. «وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ یَا سَفَى عَلَى یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ قَالُواْ تَالله تَفْتَأُ تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتَّى تَکُونَ حَرَضًا أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهَالِکِینَ»[10]

و از آنان روی گردانید و گفت: «ای دریغ بر یوسف!» و در حالی که اندوه خود را فرو می‌خورد، چشمانش از اندوه سپید شد. [پسران او] گفتند: «به خدا سوگند که پیوسته یوسف را یاد می‌کنی تا بیمار شوی یا هلاک گردی.»

آنهایی که می‌گویند مجلس سوگواری برای عزاداری سید الشهداء حرام و بدعت است باید اول این اشکال را به حضرت یعقوب بگیرند که از داغ فراق یوسف بر طبق آیات قرآن چشمانش سپید شد و بی‌نور گردید او پیغمبر خدا و معصوم از گناه بود و بدعت در دین خدا را هیچ یک از مسلمانان بر یعقوب خرده نگرفته اند که چرا این کار را کردی و این کار حرام بوده است.چرا چنین اظهار علاقه در رابطه با یوسف صحیح است اما در رابطه با امام حسین (ع) که حادثه آن بزرگوار جان سوزتر و جانکاه‌تر بود کفر و شرک می باشد. و این در حالی است که «مودت فی القربی» در قرآن به عنوان یکی از واجبات و مزد رسالت تعیین شده است. آیا برگزاری این گونه مجالس دو ستی آل رسول به حساب نمی آید؟

4. قرآن کریم پیوسته یاد می کند از مظلومانی که به دست ظالمان زمان کشته شده‌اند؛ مثل آیه کریمه: «بای ذنب قتلت» (به کدامین گناه کشته شده‌اند). در اینجا قرآن کریم کشته شدن مظلومانه فرزندان مشرکین را مطرح کرده و از آن انتقاد می‌کند. شیعیان نیز با تمسک به قرآن کریم در مجالسی از کشته شدن مظلومانه افرادی یاد و از ظالمان آن انتقاد می‌کنند. آن هم نه فرزندان مشرکین، بلکه فرزندان رسول خدا؛

ما در این مقاله بیشتر سعی کردیم از قرآن کریم کمک جسته و در این زمینه احادیث فراوانی وجود دارد که نیاز به مقاله‌ای جدا دارد.

پس وقتی که با دقت نظر و وجدان آگاه به این گونه موارد می نگریم متوجه می‌شویم که برگزاری مراسم‌های اهل بیت نه تنها شرک و کفر نیست بلکه از ناحیه اسلام و بزر گان نیزمورد تاکید و سفارش می باشد.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS