دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تاریخ کاربرد عَلَم در محرم

No image
تاریخ کاربرد عَلَم در محرم

روزنامه دنیای اقتصاد

تاریخ: 3/7/1396

نخستین علم‌ها، چوب خشک‌شده درخت صنوبر یا یک درخت کشیده قامت مانند آن بود. هنوز نمونه‌های این‌گونه علم‌ها در روستاها و از جمله در روستاهای مناطق اراک در حوزه مرکزی و مراغه در منطقه آذربایجان دیده می‌شود و در مراسم ماه محرم مورد استفاده قرار می‌گیرد. تنه درخت یا تنه اصلی علم را طی سال در گوشه‌ای از مسجد یا تکیه نگهداری می‌کنند و در آغاز محرم جامه و پارچه‌ها و دستمال‌های رنگارنگ نذری را بر آن می‌پوشانند. گونه دیگری از ارتباط درخت و علم را در نقش درخت سرو می‌بینیم که آن نیز چون صنوبر درختی کشیده قامت و بلند بالا است. نقش سرو بر صفحه پیشین نخل‌های عزا در حوزه کویر ایران، نقش بارزی است و به احتمال صورت تحول یافته خود درخت سرو است که به نشانه پیکر شهدا همراه دستجات عزادار حمل می‌شده و امروزه نخل جای آن را گرفته و سرو بر پیشانی نخل نشسته است.

توجه به این نکته که مقطع عمودی همه این‌گونه نخل‌ها و از جمله صفحه پیشین آنها، به شکل کلی سرو ساخته شده است، این گمان را به یقین نزدیک می‌کند و نیز نقش‌های سرو خمیده به نشانه سوگواری، روی سفالینه‌ها و نقاشی‌ها و نگاره‌های بازمانده از دوره‌های مختلف تاریخی، شاهد دیگری بر این مدعا است. وجه دلالت درخت، بر اینکه در جایگاه نماد شهید نشسته و علم شده به دو سبب است؛ یکی اینکه بالای بلند درخت نشان از عروج شهید دارد و دیگر اینکه افکنده‌شدن درخت، به معنی از بین رفتن آن نیست، باز سر می‌زند و بر جای آن پاجوش‌های بیشتر قامت می‌کشند، چنان که شهادت نیز پایان زندگی نیست؛ خون شهید می‌جوشد و رمز حیات و تداوم مقاومت حق و نیکی و روشنی، در برابر باطل و پلیدی و تاریکی است. نخستین علم‌ها به تناسب شرایط فرهنگی و اجتماعی در مناطق مختلف و به ویژه در شهرها، از صورت یک درخت و ارائه‌های رنگین آن خارج شدند. تیغه‌های فلزی بر بلندی بالای آنها افزوده شد. تنه درخت به‌صورت پایه اصلی و تنه علم درآمد. توق (طوق)‌های بزرگی که در برخی شهرها در مراسم سوگواری سالار شهیدان همراه دسته‌های عزادار حمل می‌شوند و گونه‌گونه علم‌هایی که در اجزای فلزی و فولادین آنها، آثار انواع هنرهای سنتی و دستی از فلزکاری و خطاطی و نقاشی و مانند اینها به چشم می‌آید و با پارچه‌ها و زیورهای گوناگون آراسته می‌شوند، صورت‌های تحول‌یافته همان علم‌های چوبین است.

علم، در جایی نشان و معرف شخص است، شخصی که بانی ساختن آن شده است. این‌گونه علم‌ها، گاهی در نسل‌های بعدی معرف فرزندان و طایفه بانیان آنها می‌شوند. چنین است در تجریش و تفرش و برخی نقاط دیگر و در جایی نشان گروه و تکیه و محله است؛ مثل تهران و شهرهای گیلان و نقاط و مناطق دیگر. به ویژه در روستاها علم‌های قدیمی، نشان روستا و محله‌اند و به هر حال، علم با هرگونه تعلق و نشانه، تجلی وجود و نماد علم و علمدار کربلا است. اما در معدودی نقاط، علم به‌جای چهره‌های مقدس دیگری هم می‌نشیند؛ چنان که در میناب علم‌ها نماد چهارده معصوم‌اند و گردش علم‌ها و تقدم و تاخر ورود آنها به مراسم و در روزهای خاص، روایتی آیینی و نمادین از تاریخ، اندیشه و آرمان تشیع است. در مراسم ظهر عاشورای بیرجند، جامه از تن علم‌ها بیرون می‌کنند و آنها را بر زمین می‌اندازند و چنین می‌نمایانند که آنها شهیدان کربلایند و آن زمان و مکان ظهر عاشورای کربلای راستین، که خود دو نشانه نمادین از زمان و مکان قدسی است و بر این شهیدان (علم‌ها) زار می‌گریند و با یاد شهیدان کربلا سوگواری می‌کنند. علم‌ها در شهرهای بزرگ به‌تبع گذرگاه‌های عریض، علاوه بر بلندی بالا، در جهت افزایش تیغه‌ها نیز تکامل یافت و بازهم به انواع تزیینات آراسته شده و گونه‌های مختلف اشکال و اشیای نمادین مقدس یا اشیایی که هاله‌ای از باورها و اعتقادات مذهبی بر گرد خود دارند، از نقش‌مایه‌های مانده در ناخودآگاه جامعه جان گرفتند و آرایه‌هایی بر پیکر این علم‌ها شدند. شهر تهران زادگاه این‌گونه علم‌ها است که در اصطلاح مردم «علامت» نامیده می‌شوند. علامت‌های چند تیغ بزرگ که حرکت دادن آنها، همچون توق (طوق)‌های قدیمی افراد معین و آداب و آیین خاص دارد، این علامت‌های بزرگ چند تیغ که از تبار علم‌های صنوبری هستند، همچون نخل‌های عاشورایی حوزه کویر، که از دل سروهای عزا برآمدند، نشان جماعت و محله و گروه و دسته شدند. با این تفاوت که نخل، نشان نمادین تابوت دربرگیرنده پیکر سالار شهیدان امام‌حسین(ع) است و علامت‌ها همچنان نشانه‌های نمادین علم و علمدار کربلا، حضرت عباس هستند.

منبع: محمد میرشکرایی، «محرم و نشانه‌های نمادین»، کتاب ماه هنر، 1383.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS