دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توقیفی بودن صفات الهی

No image
توقیفی بودن صفات الهی

نویسنده : مهدي جدي

برخی از متکلمان اسلامی بر آنند که صفات و اسماء الهی «توقیفی» است، معنای توقیفی آن است که مسلمانان در مقام توصیف خدا فقط باید از آن صفاتی استفاده کنند که در قرآن و روایات معتبر مطرح شده است.

هیچ‌گاه، صفاتی را که در قرآن و روایات، در مورد خدا وارد نشده است، نباید، به خدا اسناد دهیم، در واقع مبنای این نظر آن است که توصیف خدا باید، منوط به اذن خدا باشد.

این دسته از متکلمان به روایاتی که دلالت بر توقیفی بودن صفات الهی دارد، استناد می‌کنند، به عنوان نمونه‌‌ می‌توان به روایتی از امام رضا (ع)‌ اشاره نمود که به خداوند متعال در مقام مناجات چنین عرضه می‌نمود:

« اللهم لا أَصفِک إلاّ بما وصفت به نفسک و لا اشبهک بخلقک انت اهل لکل خیر فلا تجعلنی من القوم الظالمین »

« خدایا من تو را فقط به آن اوصافی که خود ذکر کرده‌ای توصیف می‌کنم و تو را به مخلوقات تشبیه نمی‌کنم. تو اهل هر خیر و کمال هستی. پس مرا از گروه ظالمین قرار مده »

بخشی از روایت فوق دلالت بر توقیفی بودن صفات الهی می‌کند، آن‌جا که امام می‌فرماید:

« خدایا من تو را فقط به آن اوصافی توصیف می‌کنم که خودت ذکر کرده‌ای »

امّا در ذیل روایت نیز حضرت چنین می‌فرماید:

« تو اهل هر خیر و کمالی‌ هستی، یعنی هر خیری را می‌توان به خدا نسبت داد »

در طرف مقابل، برخی از متکلمان برآنند که اسماء و صفات الهی توقیفی نیست و هر صفت کمالی که دلالت بر نقص و محدودیت نکند بر خداوند رواست.

دلیل آن‌ها این است که خداوند خالق و آفریدگار هر موجودی از جمله کمالات آن‌هاست. حال اگر خدا خود آن کمالات را نداشت، نمی‌توانست به دیگران اعطا کند. از این روست که فیلسوفان گفته‌اند: معطی شیء، فاقد آن نمی‌تواند باشد.

بنابراین خدایی که این کمالات و خیرات را آفریده است، خود به نحو تمام و کمال آن‌ها را دارا می‌باشد البته، باید به این نکته توجه کنیم که چون خدا وجود محض و نامحدود است، صفات او هم باید متناسب با وجود او باشد. از این رو او هر صفتی را به صورت نامتناهی و نامحدود داراست. بنابراین اگر صفاتی نظیر علم، قدرت، حیات، زیبایی و ... را به خدا نسبت می‌دهیم خدا آن‌ها را به برترین درجۀ وجودی، دارا است.

به نظر می‌رسد عقیدۀ به توقیفی نبودن صفات الهی، صحیح‌‌تر باشد و روایت امام رضا (ع) نیز مخالف این عقیده نیست زیرا که در ذیل روایت اشاره می‌کند که خدایا تو هر کمال و خیری را دارا هستی یعنی هر چیزی را می‌توان به خدا نسبت داد.

هم‌چنین هر کسی که بخواهد خدا را به وصفی توصیف کند در روایات و آیات وجود دارد. فقط در دعای جوشن‌کبیر، هزار اسم و صفت الهی مطرح شده است. البته ادب دینی اقتضاء می‌کند که خدا را به آن کمال و صفاتی توصیف کنیم که خدا خود را در قرآن و روایات، توصیف کرده است هر چند که اطلاق هرصفتی به خدا با دو شرط امکان پذیر خواهد بود:

اولاً آن صفت کمالی به هیچ وجه دلالت بر نقص و محدودیت نکند. و ثانیاً به بالاترین درجه در مورد خدا به کار رود، چون خدا اهل هر خیر و کمالی است.

مقاله

نویسنده مهدي جدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
Powered by TayaCMS