دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خسران اعمال يعنی چه؟

No image
خسران اعمال يعنی چه؟  

خسران يا زيانكاري از موضوعاتي است كه بارها در قرآن كريم مورد توجه قرار گرفته است، به گونه‌اي كه ريشه «خسر» 65 بار با مشتقات مختلف در اين كتاب مقدس آمده است.

  معنای لغوی خسران

بطور كلي خسران در لغت به معني زيان كردن، ‌كم شدن و نيز نقصان، گمراهي و هلاكي است. [علي اكبر، دهخدا، لغت نامه دهخدا، ج 7، ‌ص 9776-9777] «خسْر» بر وزن‌هاي مختلف آمده است، ‌اما در قرآن فقط بر وزن «فُعْلْ» و در باب «فعِل يفْعلُ» ‌و به دو حالت لازم و متعدي ذكر گرديده است. [همان] در قرآن كريم، «غرم»، «غبن» و «تبّ» تقريباً مترادف با «خسر» به كار رفته‌اند.

 معنای اصطلاحی

راغب در مفردات درباره معناي خسران مطلبي گفته كه حاصل آن چنين است: «خُسران» در اصطلاح، يعني كم شدن سرمايه زندگي كه به انسان نسبت داده مي‌شود و مي‌گويند: «خسِر فُلانٌ» يعني او زيان مند شد و خسارت ديد. گاهي نيز خسران به كار و عمل تعلق مي‌گيرد و مي‌گويند: «خسِرتْ تِجارتُه».

گاهي واژه خسران درباره دستاوردهاي زندگي مثل مال و مقام دنيايي است و گاهي درباره زيان مندي در دستاوردها و نتايجي كه از حالات نفساني حاصل مي‌شود مثل از دست دادن صحت و سلامت و عقل و ايمان و ثواب كه اين قسم همان چيزي است كه خداوند در قرآن آن را «خُسران مُبين» ناميده است. [ابوالقاسم حسين بن محمد بن فضل، راغب اصفهاني، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن راغب اصفهاني، به تحقيق سيد غلامرضا، ‌خسروي حسيني، تهران، مرتضوي، 1362، ج1، ص652-653] و مقصود ما از خسران معنوي آدمي نيز همين است.

 خسران مادی و معنوی

همان‌گونه كه زيانكاري در امور مادي نسبي است؛ هم افرادي كه بطور كامل ورشكسته شده‌اند و هم افرادي كه سود كمتري در كسب و كار خود به دست آورده‌اند، هر دو خود را زيانكار مي‌‌پندارند، در امور معنوي نيز زيانكاري نسبي است. اولياي الهي خود را ملامت و سرزنش مي‌كنند كه چرا با فراهم بودن شرايط نتوانسته‌اند به سود و منفعت كامل دست يابند و از اين لحاظ خويشتن را زيانكار مي‌‌بينند، اما افراد ديگري هستند كه زيان آنان به مراتب بيشتر است و نه تنها سودي به دست نياورده‌اند، بلكه ضررهاي سنگيني نيز دامنگيرشان شده است. در هر حال، قرآن كريم و روايات، مصاديق مختلفي را براي افراد زيا‌نكار معرفي كرده است: «قُلْ هلْ نُنبِّئُكُمْ بِالْأخْسرِين أعْمالًا. الّذِين ضلّ سعْيهُمْ فِي الْحياةِ الدُّنْيا وهُمْ يحْسبُون أنّهُمْ يحْسِنُون صُنْعًا... »  اين آيات در قرآن كريم، زيانكارترين افراد را اشخاصي معرفي مي‌كند كه عمل زشتي را انجام داده‌اند، اما گمان مي‌كنند كه رفتار نيكي انجام مي‌دهند. شيطان با سوءاستفاده از فطرت خيرخواهانه انسان‌ها، با وسوسه‌هاي خود، اين پندار نادرست را در ذهن آنان شكل مي‌دهد كه رفتار نادرست خويش را زيبا ببينند. اما درباره اينكه چرا آنان زيانكارترين افرادند، مفسران نكات زيبايي را مطرح كرده‌اند كه ما بخشي از مطالب ارائه شده در يكي از تفاسير [3] را در اختيارتان قرار مي‌دهيم: «در زندگى خود و ديگران بسيار ديده‌ايم كه گاه انسان كار خلافى انجام  مى‌ دهد، در حالى كه فكر مى‌ كند كه كار خوب و مهمى انجام داده است، اينگونه جهل مركب ممكن است يك لحظه يا يك سال، يا حتى يك عمر، ادامه يابد، و راستى بدبختى از اين بزرگ‌تر تصور نمى ‌شود و اگر مى ‌بينيم قرآن چنين كسانی را زيانكارترين مردم نام نهاده دليلش روشن است براى اينكه كسانى كه مرتكب گناهى مى‌ شوند اما مى‌ دانند خلافكارند غالباً حد و مرزى براى خلافكارى خود قرار مى ‌دهند، و لا اقل چهار اسبه نمى ‌تازند، و بسيار مى شود كه به خود مى ‌آيند و براى جبران آن به سراغ توبه و اعمال صالح مى‌ روند، اما آنها كه گنهكارند و در عين حال گناهشان را عبادت، و اعمال سوءشان را صالحات و كژى‌‌ها را درستى ‌ها مى ‌پندارند، نه تنها درصدد جبران نخواهند بود بلكه با شدت هر چه تمام‌تر به كار خود ادامه مى‌ دهند، حتى تمام سرمايه ‌هاى وجود خود را در اين مسير به كار مى ‌گيرند... ». در روايات اسلامى تفسيرهاى گوناگونى براى «اخسرين اعمالا» آمده است كه هر يك از آنها اشاره به مصداق روشنى از اين مفهوم وسيع است، بى آنكه آن را محدود كند. در حديثى از اصبغ بن نباته مى‌ خوانيم كه شخصى از امير مومنان على (عليه السلام) از تفسير اين آيه سوال كرد، امام فرمود: منظور يهود و نصارى هستند، اينها در آغاز بر حق بودند سپس بدعت ‌هايى در دين خود گذاردند و در حالى كه اين بدعت‌ها آنها را به راه انحراف كشانيد، گمان مى ‌كردند كار نيكى انجام

مى‌ دهند... در ادامه همان حديث مى ‌خوانيم كه ايشان پس از ذكر گفتار فوق فرمود: خوارج نهروان نيز چندان از آنها فاصله نداشتند! در حديث ديگر مخصوصاً اشاره به رهبان‌ها (مردان و زنان تارك دنيا) و گروه‌ هاى بدعت ‌گذار از مسلمانان شده است.

 سرچشمه اين حالت انحرافى خطرناك چيست؟

مسلّماً تعصب ‌هاى شديد، غرورها، تكبر، خودمحورى، و حب ذات از مهم‌ترين عوامل پيدايش اينگونه پندارهاي غلط است. گاه تملق و چاپلوسى ديگران، و زمانى در گوشه انزوا نشستن و تنها به قاضى رفتن، سبب پيدايش اين حالت مى‌ شود، آنچنان كه به جاى احساس شرمندگى و ننگ از اين زشتي‌ها، احساس غرور و افتخار و مباهات مى ‌كند.

 اين عوامل ما را به خسران نزديك می كند

ظلم از جمله عوامل عملي است كه سبب خسران انسان مي‌شود. يكي از معانی ظلم به زيان انداختن خود و خانواده يا از دست دادن بهشت و نعمت‌هاي بهشتي است و اين ظلم خود ظلم به آيات الهي است و ظلم به آيات الهي يعني تكذيب اين آيات كه منجر به ضلالت و گمراهي و نهايتا خسران زدگي مي‌شود.

اين معنا در آيات 45 شوري، 9 اعراف و 177-178 همين سوره ديده مي‌شود.

 

 فسق، غفلت و پيروی از شيطان

گناه فسق و عصيان از فرمان‌هاي الهي نقش محوري در خسران وجودي انسان دارد.

چنانکه قرآن كريم مي‌فرمايد: «الّذِين ينقُضُون عهْد‌الله مِن بعْدِ مِيثاقِهِ و يقْطعُون ما أمر‌الله بِهِ أن يوصل ويفْسِدُون فِي الأرْضِ أُولئِك هُمُ الْخاسِرُون» [بقره، آيه 27] آن چه سبب فسق آدمي مي‌شود غفلت او از ياد خداست كه در آیات 108-109 به آن اشاره شده است و به همين ترتيب غفلت از ياد خدا نتيجه مادي‌گري و دنيا طلبي و احاطه شيطان بر انسان است.

مقاله

نویسنده زهرا اجلال
جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS