دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

درس صبر در مکتب عشق

صحرای کربلا در دهم محرم سال 61 هجری، شاهد دلاوری‌های بزرگمردان تاریخ بود.
درس صبر در مکتب عشق
درس صبر در مکتب عشق

صحرای کربلا در دهم محرم سال 61 هجری، شاهد دلاوری‌های بزرگمردان تاریخ بود. در این واقعه جوانان و نوجوانان همپای دیگر یاران در رکاب سرور و سالار شهیدان امام حسین(ع) برای تحقق و پیروزی خون بر شمشیر جنگیدند و نام خود را در دفتر زمان ماندگار کردند. در حقیقت پیش از قیام عاشورا، عده‌ای از جوانان و میانسالان در جبهه عاشورا و پس از آن عده‌ای از کودکان، نوجوانان، میانسالان و سالمندانی حضور داشتند که یا از وابستگان نسبی امام حسین(ع) و از خاندان بنی هاشم بودند و در رکاب امام(ع) جان خود را فدا کردند و یا از افرادی بودند که هیچ وابستگی نسبی ای به امام حسین(ع) نداشتند اما او را امام و ولی خود و ولایتش را بر خودشان واجب می‌دانستند. در این میان افرادی بودند که به همراه خانواده شان به یاری امام حسین(ع) شتافته و در جنگ با یزیدیان شرکت داشتند. جناده بن حارث انصاری یکی از مردانی بود که به همراه پسر و همسرش در میان سپاه امام حسین(ع) حضور داشت. جناده در حمله اول و جنگ با سپاه یزید به شهادت رسید. بعد از شهادت او، پسرش عمرو بن جناده انصاری که در بعضی کتب (ابصارالعین - فضل الحسین - وسیلة الدارین) به عنوان نوجوان 9 ساله و در بعضی کتب از او به عنوان نوجوانی 11 ساله یاد شده است به خدمت سیدالشهدا رسید.

یکایک یاران سالار شهیدان قبل از جنگ به نزد امام(ع) می آمدند و برای فداکردن جانشان در رکاب حضرت(ع) اجازه میدان می گرفتند. عمرو بن جناده انصاری هم نزد امام حسین(ع) آمد و از ایشان اذن میدان خواست. امام(ع) با جنگیدن عمربن جناده مخالفت کردند و فرمودند: پدرت در حمله اول به شهادت رسیده و ممکن است مادرت با جنگیدن تو، آزرده خاطر شود. جناده در پاسخ به امام حسین(ع) گفت: یا سیدالشهدا مادرم به من فرمان داده است که به میدان بروم و برای یاری شما از جان خود بگذرم. هنگامی که امام(ع) پافشاری عمرو را دیدند، به او اجازه میدان و جنگ با سپاهیان یزید را دادند.

عمرو به میدان رفت و با همان سن کم، دلاوری‌های زیادی را به نمایش گذاشت و سرانجام به شهادت رسید. یزیدیان سر عمرو را از تنش جدا کرده و به سوی امام حسین(ع) پرتاب کردند. مادر عمرو، بحریه بنت خزرجی، با دیدن این صحنه از خیمه بیرون دوید، سر پسر نوجوانش را به دست گرفت، خاک و خون‌هایش را پاک کرد و با همان سر، ضربه‌ای به فرق سر تنی چند از لشکریان یزید کوفت و آنها را به هلاکت رساند. سپس به خیمه بازگشت، ستون خیمه را جدا کرد و شروع به رجز خواندن کرد. «من زنی سالخورده، ضعیف و ناتوان هستم، شما را با ضربتی خواهم کشت تا از فرزندان شریف فاطمه(س)، دفاع کنم.» در روایت دیگری آمده است که مادر عمرو با شمشیر به طرف دشمن حمله کرد و دو تن از آنان را به هلاکت رساند، امام حسین(ع) به نزد او آمد، او را به آرامش دعوت کرد و به خیمه بازگرداند و چنین نقل شده که اگر امام (ع) مانع او نمی‌شدند او دست از جنگیدن با این سپاه ظالم بر نمی‌داشت. در زیارت ناحیه مقدسه که امام زمان(عج) به شهدای کربلا درود و تهنیت می‌فرستد، به نام جنادة بن حارث انصاری بر می‌خوریم که امام عصر(عج) به او هم سلام رسانیده است.

    روزنامه ایران، شماره 4672 به تاریخ 20/9/89، صفحه 14

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
Powered by TayaCMS