دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راه‌حلی مطمئن برای‌رفع گرفتاری‌ها

No image
راه‌حلی مطمئن برای‌رفع گرفتاری‌ها

 توجّه انسان به ذلّت خود و عظمت خداوند، اقرار به گناه و اعتراف به نافرمانی حق‌تعالی، انسان را متوجّه ذلّت، زبونی و کوچکی خویش می‌کند و عظمت خدای بزرگ را به او یادآور می‌شود.اگر گناهکار از کردار خود پشیمان شود، در برابر نعمت‌های فروانی‌ که خداوند به وی ارزانی داشته است، از خود و خدای خود شرمسار می‌گردد. حتّی اگر گناهکار، جزو گرفتارترین‌ مردم باشد و از نعمت‌های‌ دنیوی بهره کمی برده باشد، باز هم نمی‌تواند به معنای حقیقی، قدردان و شکرگزار همان نعمت‌هایی که در اختیار دارد، باشد و در همان حال پریشانی و درماندگی و با وجود همه گرفتاری‌ها، باز نمی‌تواند نعمت‌هایی كه خداوند تعالی به او ارزانی داشته است را بشمارد: و از هر چیزى كه از او خواستید به شما عطا كرد، و اگر نعمت‌هاى خدا را بشمارید، شمار و حساب نتوانید كرد. حقّا كه انسان ستمگر و ناسپاس است. كدام شخص گرفتار، درمانده و مضطر، حاضر می‌شود دو چشم خود را یا عقل خود را بدهد و همه دنیا را بگیرد؟ مسلّم است كه هیچ انسان عاقلی حاضر نیست چنین معامله‌ای کند. خداوند در قرآن می‌فرماید: نعمت‌هاى آشكار و نهان خود را بر شما وسعت و تمامیّت بخشیده! آیا کسی می‌تواند بپذیرد که اعتقاد به تشیّع را از او بگیرند و به جای آن تمام دنیا را در اختیار او قرار دهند؟ آیا هیچ شیعه‌ای حاضر می‌شود تن به این معاوضه بدهد؟ آدمی با وجود این همه نعمت كه در اختیار دارد، باز هم ناشكر است: «قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَه»  البته همان‌گونه كه خود خداوند می‌فرماید: و خدا را آن چنان كه باید به بزرگى نشناخته‌اند. هر چقدر هم که انسان تلاش كند، نمی‌تواند آن‌گونه که حقّ خداوند است، او را سپاسگزاری کند. ولی یکی از برکات توبه، یادآوری نعمت‌های بی‌کران الهی است. در ماجرای حضرت یونس که پس از ترک اولی، خداوند او را در شکم ماهی قرار داد و او در آنجا به تسبیح و حمد خدا مشغول شد، این مطلب آمده است که در شکم ماهی اقرار به گناه کرده و می‌گفت: «سبحانک انی کنت من الظالمین»‌‌ای خدا! تو پاک و منزه هستی و من از ستمگران(به خود) هستم، و سرانجام خداوند دعای او را مستجاب کرد و نجاتش داد. افزون بر این، کسی که نعمت‌های الهی را به یاد آورد و آن نعمت‌ها را قدر بداند، دیگر دنبال گناه نمی‌رود. در واقع، یادآوری الطاف خداوند، یک حالت شرمندگی در مقابل خداوند برای انسان ایجاد می‌کند و زندگی سالمی را برای وی رقم خواهد زد. مرحوم شیخ عبدالکریم حامد از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط می‌فرماید: «اقرار به گناه و تقصیر در پیشگاه خدا خوب است. در زمان‌های سابق اگر کسی بیست سال عبادت می‌کرد او اسمش عابد بود و معتقد بودند چنین فردی مستجاب الدعوه است. شخصی بیست سال عبادت کرد و بعد، از خدا حاجتی خواست ولی حاجتش برآورده نشد. این شخص شروع کرد به ملامت کردن خود. گفت: خدا که بخیل نیست این که حاجتت برآورده نشده شاید در تو یک عیبی وجود دارد. بعد از این که به خود بدگمان شد به او الهام شد همین یک مدت زمان کوتاهی که خودت را سرزنش کردی نزد ما محبوب تر از این بیست سال عبادت است.»(برگرفته از کتاب «بهترین شاگرد شیخ»، ص120 ) . از اموری که باعث تخفیف عذاب و بخشیدن گناه و افزایش نعمت می‌شود، اقرار به گناه در پیشگاه خداست که دلیل خضوع و ناچیز شمردن خود در برابر حق تعالی است، و اعتراف به نعمتهای او که موجب افزایش آن خواهدشد. امام باقر(ع) فرمود: سوگند به خدا، خداوند از مردم جز دو خصلت نخواسته:

1-     اقرار (لفظی و عملی) بر نعمتهای خدا نمایند که در این صورت خداوند بر نعمت‌های ایشان می‌افزاید. پروردگارا! برای هر عمل کننده‌‌ای پاداشی است. من هم عمل کردم (و توبه نمودم و اطاعت از فرمانت کردم) پاداشم چیست؟ خداوند به او وحی کرد: «ای آدم هر کس از ذریه و فرزندان توبه این مکان بیایند و اقرار به گناه خود کنند، گناهانشان را می‌آمرزم

2-     اقرار به گناه که در این صورت خداوند آن را می‌آمرزد.»(اصول کافی، ج2، باب اعتراف به گناه)

 از امام صادق(ع) نقل شده که: وقتی حضرت آدم(ع) بر اثر ترک اولی، از بهشت رانده شد، به سرزمین مکه آمد و به انجام مراسم حج در منی و عرفات و مشعر و مکه پرداخت و پس از طواف کعبه به ملتزم (مکان مشخصی است در پشت کعبه که گنهکاران صورت یا سینه خودرا به آن می‌چسبانند و ملازم آنجا می‌شوند و دعا می‌کنند) رفت، جبرئیل بر او نازل شد و به او گفت: به گناهان خود در این مکان اقرار کن، آدم در آنجا ایستاد و عرض کرد: «پروردگارا! برای هر عمل کننده‌‌ای پاداشی است. من هم عمل کردم (و توبه نمودم و اطاعت از فرمانت کردم) پاداشم چیست؟ خداوند به او وحی کرد: «ای آدم هر کس از ذریه و فرزندان تو به این مکان بیایند و اقرار به گناه خود کنند، گناهانشان را می‌آمرزم.» (بحارالانوار، ج11، ص.179)

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS