دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صبر جميل

No image
صبر جميل

پرسش:

    صبر جميلي که در قرآن به آن سفارش شده، چه صبري است و چه ويژگي هايي دارد؟

پاسخ:

    شکيبايي در برابر حوادث سخت و طوفان هاي سنگين نشانه شخصيت و وسعت روح آدمي است، آن چنان وسعتي که حوادث بزرگ را در خود جاي مي دهد و لرزان نمي گردد. يک نسيم ملايم مي تواند آب استخر کوچکي را به حرکت درآورد، اما اقيانوس هاي بزرگ همچون اقيانوس آرام، بزرگترين طوفان ها را هم در خود مي پذيرند، و آرامش آنها بر هم نمي خورد. گاه انسان ظاهرا شکيبايي مي کند ولي چهره اين شکيبايي را با گفتن سخنان زننده که نشانه ناسپاسي و عدم تحمل حادثه هاست زشت و بدنما مي سازد. اما افراد باايمان و قوي الاراده و پرظرفيت کساني هستند که در اين گونه حوادث هرگز پيمانه صبرشان لبريز نمي گردد، و سخني که نشان دهنده ناسپاسي و کفران و بي تابي و جزع باشد بر زبان جاري نمي سازند، صبر آنها صبر زيبا و صبر جميل است.

    صبر جميل؛ شکيبايي در برابر حوادث سخت و آزمايش هاي سنگيني است که نشانه شخصيت و وسعت روح آدمي است. صبر جميل صبري است که در آن پيمانه صبر لبريز نشود و در برابر مصيبت ها سخني كه نشان دهنده كفر، ناسپاسي و بي تابي و نارضايتي از مقدّرات الهي باشد، بر زبان جاري نكند. در تاريخ اسلام، كم نبودند افرادي كه يعقوب وار در سخت ترين لحظات و بلاها، حمد و سپاس حق گفتند. «صبر جميل» به معناي «شکيبايي زيبا» است، و آن صبر و استقامتي است که براي خدا صورت گيرد و تداوم داشته باشد؛ ياس و نااميدي به آن راه نيابد؛ و توام با بي تابي، شکوه و آه و ناله نگردد.صبر جميل صبري است که توام با ناسپاسي خداوند نباشد. بنده اي که صبر جميل پيشه کرده در مصيبت و بلاخدا را متهم به ظلم نمي کند بلکه در حالي بسر مي برد که باور دارد از خدا جز خير به او نمي رسد. کسي که صبر جميل دارد ممکن است از مردم به خدا شکوه کند و با خدا درد دل کند و از خدا ياري بخواهد همان گونه که حضرت يعقوب(ع) با خدا راز و نياز مي کرد؛ اما هرگز نه از خدا شکايت دارد و نه خود را پيش خلق خوار مي کند. مي داند که همه چيز و هر گشايشي در دست خداست و ديگران بدون خواست خدا نمي توانند کاري براي او بکنند. کسي که صبر جميل دارد از رحمت و لطف خدا مايوس نمي شود و يقين دارد که در اين مشکل هم لطف خدا وجود دارد و خدا او را به حال خود رها نکرده است، خيري در کار است و عاقبت کارش اگر عمري باشد، به گشايش منجر مي شود و اگر در دنيا گشايش در کار صلاح نباشد که صورت گيرد، خداوند حتما در آخرت، بسيار بيشتر و بهتر از آنچه را که در دنيا از آن محروم شده است، به او عطا خواهد کرد.

    صبر و بردباري از اوصاف برجسته پيام آوران الهي است که در بهره مندي آنان از ولايت و رسالت تاثيرگذار بوده است. صبر جميل؛ صبري است که پيامبران الهي در برابر اذيت و آزار مخالفان و مشرکان مي ديدند؛ مشرکان و مخالفان آنان را ساحر و دروغ گو مي خواندند؛ بشارت هاي آنان را تکذيب مي کردند، اما آنان لب به شکوه باز نمي کردند.

    در آيه «وَجَآوُوا عَلَي قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ اَنفُسُكُمْ اَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَي مَا تَصِفُونَ» «(برادران يوسف) پيراهن او را با خوني دروغين(نزد پدر)آوردند، (حضرت يعقوب‌ خطاب به فرزندانش) گفت: هوس‌هاي نفساني شما، اين كار را در نظرتان زينت داده، من‌ صبر جميل مي‌كنم و از خداوند در برابر آنچه شما مي‌گوييد، ياري مي‌طلبم»، از صبر «حضرت يعقوب‌» كه اسطوره‌اي در صبر و شكيبايي است، سخن به ميان آمده است. او به فراق فرزند دلبندش حضرت يوسف(ع) كه سخت مورد علاقه‌اش بود گرفتار شد. ساليان دراز با چشماني اشكبار صبر كرد تا سرانجام ديده‌اش نابينا شد، اما هرگز سخني بر خلاف رضاي حق بر زبان نراند و پيوسته‌ شاكر و صابر بود، به تعبير خودش‌ «صبر جميل‌» داشت، پيامبر اكرم(ص) نيز در برابر اين سوال كه صبر جميل ‌چيست؟ فرمودند: «هو الذي لاشكوي معه، صبري است كه شكايتي در آن نباشد» (تفسير قرطبي،ج 5،ص 338).آري صبر جميل آن است كه شكايت نزد خلق در آن نباشد، و از آن ‌جميل‌تر اينكه عرض حال خود به خالق كند و با اين عرض حال و پناه آوردن به او، حق عبوديت را انجام دهد. وقتي كه فرزندان حضرت يعقوب(ع) بر آن حضرت خرده گرفتند، و گفتند: اين قدر ياد يوسف مكن، حضرت فرمودند «قَالَ إِنَّمَا اَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَي اللّهِ وَاَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» «من غم و اندوهم را تنها به خدا مي‌گويم، نه به ديگران و از خدا چيزهايي مي‌دانم كه شما نمي‌دانيد» (يوسف 86). خداوند در آيه پنجم سوره مبارکه معارج به پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: «فاصبر صبرا جميلا» «بنابراين صبري جميل پيشه کن» (معارج 5).

    امام باقر(ع) در پاسخ اين سوال که صبر جميل چيست؟ فرمودند: «صبر ليس فيه شکوي الي الناس، صبري است که در آن شکايت به مردم وجود نداشته باشد. (اصول کافي،ج 2، ص 93).

   

 روزنامه كيهان، شماره 21025 به تاريخ 16/1/94، صفحه 6 (معارف)

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS