دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عبرت

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: نظر کننده به چشم عبرت در دنیا، زندگى‌او در دنیا از بابت زندگى، همانند کسى است که خواب باشد و به خواب بیند دنیا را، چنانکه او را در آن حال، توجّه به دنیا نیست و رغبت به او ندارد و محض خیال است، کسى که صاحب بصیرت است و به چشم عبرت نظر به خلایق و احوال ایشان مى‌کند،
عبرت
عبرت

قال الصّادق علیه السّلام: قال رسول الله صلّى الله علیه و آله: المعتبر فی الدّنیا عیشه فیها کعیش النّائم، یراها و لا یمسّها، و هو یزیل عن قلبه و نفسه باستقباحه معاملة المغرورین بها، ما یورثه الحساب و العقاب.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: نظر کننده به چشم عبرت در دنیا، زندگى‌او در دنیا از بابت زندگى، همانند کسى است که خواب باشد و به خواب بیند دنیا را، چنانکه او را در آن حال، توجّه به دنیا نیست و رغبت به او ندارد و محض خیال است، کسى که صاحب بصیرت است و به چشم عبرت نظر به خلایق و احوال ایشان مى‌کند، دنیا در نظر او نیز، از بابت خواب و خیال است، مى‌بیند دنیا را امّا نه دیدنى که به او مایل باشد و به نزد او وقعى و اعتبارى داشته باشد و به سبب نظر عبرت، زایل مى‌شود از او، محبّت دنیا و معامله اهل دنیا، که فریب دنیا خورده‌اند و وخامت آخرت را به لذّات دنیا، معاوضه نموده‌اند.

و یبدّل بها ما یقرّبه من رضا الله تعالى و عفوه.

یعنى: اهل بصیرت و صاحبان نظر عبرت، بعکس اهل دنیا، معاوضه مى‌کنند لذّات فانیه دنیا را، به لذّات باقیه عقبى و تبدیل مى‌کنند قرب دنیا و اهل دنیا را، به قرب خدا و مقرّبان او.

و یغسل بماء زوالها موضع دعوتها إلیه، و تزیین نفسها إلیه.

و نیز اهل بصیرت مى‌شویند و پاک مى‌کنند، موضع دعوت دنیا را، به آب زوال دنیا. یعنى: اگر گاهى به مقتضاى بشریّت، ایشان را میلى و رغبتى به دنیا بهم رسد، فی الفور به سبب ملاحظه فنا و زوال دنیا، آب ندامت و پشیمانى از مسیل چشم عبرت بین مى‌ریزند و موضع میل به دنیا را که دل است، به آب توبه و انابه، شستشو مى‌دهند. و نفس را از کدورت و تیرگى، که نتیجه میل به دنیا است، به طهارت و نظافت، که نتیجه توبه و رجوع است، محلّى و مزیّن مى‌سازند.

و العبرة تورث ثلاثة أشیاء: العلم بما یعمل، و العمل بما یعلم، و علم ما لم یعلم.

مى‌فرماید که: نظر عبرت و بصیرت در دین، مورث سه چیز است:

یکى- علم به آن چه متعلّق است به عمل، یعنى: به افعال و اعمالى که موجب نجات آخرت است، دانا مى‌شود، و در بعضى از نسخ، به جاى «العلم بما یعمل»: «العلم بما یعلم» است و بنا بر این نسخه، معنى چنین مى‌شود که: هر که صاحب بصیرت و نظر عبرت شد، آن چه در مدّت عمر خود کسب کرده است از نظریّات، و به اعتقاد خود علم به آنها حاصل نموده، معلومش مى‌شود که کدام حقّ است و کدام باطل، و کدام یقین است و کدام غیر یقین، و کدام صحیح است و کدام فاسد.

دوم- آن که عمل مى‌کند به دانستنیهاى خود.

سوم- عالم مى‌شود به هر چه ندانسته است، و فرق میان ثالث و اوّل به عموم و خصوص است، چرا که اوّل، مخصوص به عملیّات است و سوم، شامل عملى و غیر عملى.

و العبرة أصلها اوّل یخشى أخره، و أخر قد تحقّق الزّهد فی اوّله.

مى‌فرماید که: نظر عبرت، اصلى است که آخر او خشیت و خوف است و اوّل او زهد، یعنى: چون نظر عبرت مترتّب و متفرّع از زهد است و از زهد، نظر عبرت بهم مى‌رسد، پس نظر عبرت، نظر به خوف و خشیت، اوّل است. و خوف و خشیت، ثانى.و لا یصحّ الاعتبار الاّ لاهل الصّفاء و البصیرة.

مى‌فرماید که: بصیرت در آخرت و چشم عبرت بین، حاصل نمى‌شود، مگر از براى اهل صفا و بصیرت.

قال الله تعالى: فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ [1].

خداى تعالى صاحب دلان را خطاب کرده و گفته: پس عبرت بگیرید، اى کسانى که چشم بصیرت دارید و به دیده عقل، بینا هستید.

و قال ایضا عزّ من قائل: «فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فی الصُّدُورِ»، [2].

و نیز خداوند عالم در قرآن عزیز، در حقّ کفّار و فجّار فرموده است، آن چه‌مضمونش این است که: کور نیست چشمهاى ظاهرى ایشان، بلکه کور است چشمهاى باطنى و دلها که در سینه‌هاى ایشان است.

فمن فتح الله عین قلبه و بصر عینه بالاعتبار، فقد أعطاه الله منزلة رفیعة و زلفى عظیما.

یعنى: هر که گشود چشم دل خود را و بینا کرد دیده باطن خود را به عبرت گرفتن، پس به یقین که داده است او را خداوند عالم، مرتبه بلندى و نزدیکى عظیمى به جناب خودش.[3]

    منبع : شرح(ترجمه) مصباح الشریعة، عبد الرزاق گیلانى، انتشارات پیام حق، تهران، 1377 هجرى شمسى‌
    پی نوشت:
  • [1]. حشر- 2
  • [2] . حج- 46
  • [3].ترجمه مصباح الشریعة، ص: 231 الی 234

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS