دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علامه طبرسی

No image
علامه طبرسی

کلمات کلیدی :مجمع‌البيان، جوامع‌الجامع، طبرسي(ره)، امین الاسلام

نویسنده :كريم حسني

علامه طبرسی (ره)

شیخ طبرسی و علامه بزرگوار شیعه و صاحب تفسیر کبیر «مجمع‌البیان» در حدود سالهای 468 یا 469 ه‍ در طبرس (مکانی میان کاشان و اصفهان) متولد گردید. او به کنیه «ابوعلی» والقاب «امین الدین»‌ و «امین الاسلام» شهرت دارد. وی از طبرس به مشهد سناباد طوس رفت و ساکن آنجا شد. در سال 523 ه‍. به سبزوار کوچ و مورد عنایت اهالی و سادات آنجا واقع و تا آخر عمر ماندگار شد.
خاندان طبرسی همه از بزرگان و عالمان دین به شمار می‌روند. شیخ رضی‌الدین، پسر فضل بن حسن صاحب کتاب‌های مکارم الاخلاق و جامع الاخبار، علی طبرسی فرزند دیگر شیخ و علی بن حسن نوه طبرسی و صاحب کتاب مشکوة الانوار است.
از اساتید او می‌توان به ابن طوسی (مفید ثانی)، مقری نیشابوری (مفید رازی)، ابن بابویه قمی (جد شیخ منتجب الدین) محمدبن حسین بیهقی، دوریستی، واعظ بکرآبادی جرجانی، حسینی جرجانی، عبدالکریم بن هوازن قشیری و مهدی بن نزار حسینی قاینی اشاره نمود.
علامه شاگردان زیادی را تربیت نموده، تعدادی از آنان عبارتند از:
فرزندش رضی‌الدین، ابن شهر آشوب صاحب کتاب المناقب، منتجب الدین، ابن بابویه قمی، راوندی کاشانی، هبة الله بن الحسن راوندی (قطب راوندی)، افطسی نیشابوری، عبدالله بن دوریستی، شاذان قمی، برهان الدین قزوینی.
آثار و تألیفات

علامه بزرگوار فضل بن حسن طبرسی دارای تألیفات ارزشمند و متعددی است که از جمله مهمترین آنها می‌توان به آثار ذیل اشاره کرد:
الآداب الدینیه للخزانة المعینیه؛
غنیة العابد و منیة الزاهد؛
اعلام الوری باعلام الهدی که در 2 جلد به شیوه کتاب "الارشاد" شیخ مفید نوشته شده و در خصوص زندگی ائمۀ اطهار(ع) می‌باشد؛
مجمع البیان که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اثر اوست که در 10 جلد در تفسیر قرآن به یادگار مانده است؛
جوامع الجامع (الوسیط) در 4 جلد که به درخواست پسرش ابی‌نصر حسن در سال 542 ه‍. نوشته شده؛
الوجیزه تفسیر یک جلدی که بنام سلطان معین الدین به سال 521 تألیف گردیده؛
تاج‌ الموالید، الکاشف الشاف، النور المبین، الفائق، اسرار الامامه، الجواهر، رساله حقایق الامور، عدة السفر و عمدة الحضر، العمدة فی اصول الدین والفرائض والنوافل، کنوزالنجاح، مشکوة الانوار فی الاخبار، معارج السوال، نثر اللآلی و روایت صحیفه الرضا اشاره نمود.
مجمع‌البیان

عمده‌ترین و مهم‌ترین اثر شیخ در تفسیر، کتاب مجمع‌البیان می‌باشد. اهمیت این اثر تفسیری گرانقدر به حدی است که دوست و دشمن به تعریف و تمجید آن پرداخته‌اند.
شیخ محمود شلتوت – رئیس سابق دانشگاه الازهر- از مؤلف تفسیر مجمع‌البیان با عنوان "امام سعید و امین الاسلام" یاد کرده و تفسیرش را در میان تفاسیر، جامع و بی‌نظیر توصیف می‌کند.
صاحب جامع المقاصد، شیخ را فقیهی صاحب‌نظر در بین علماء می‌داند و معتقد است که نظیری مانند او در این دوره پیدا نمی‌شود.
اوضاع سیاسی، اجتماعی و مذهبی

صاحب مجمع البیان در دوره حکومت سلجوقیان می‌زیسته است که معاصر با شاهان طغرل، آلب ارسلان، برکیارق، محمدبن ملکشاه و سنجر بن ملکشاه بوده و با خلفای عباسی؛ القائم، المقتدی، المستظهر، المسترشد، الراشد والمقتضی بوده است.
اوضاع مذهبی جهان اسلام عصر طبرسی بدین گونه بوده که در مشرق بلاد اسلامی همه پیرو اصحاب ابوحنیفه و در مغرب مالکی، در سرزمین چاچ (شهری در ماورالنهر، تاشکند امروزه) و نیشابور شافعی و در اقور (جزیره‌ای میان دجله و فرات) و رحاب (ناحیه‌ای در آذربایجان و دربند) اصحاب حدیث بودند.
در روزگار شیخ، شیعیان زیدیه، اسماعیلی و اثنی عشری شهرت و اهمیت داشتند. طغرل و وزیرش کندی به شیعیان آزار و اذیت می‌رساندند، ولی آلب ارسلان و وزیرش نظام الملک این فشارها را کاهش دادند. بزرگان و علماء شیعه، غالبا از خاندان سلجوقی با احترام یاد می‌کردند این خاندان مجالس تعزیه و سوگواری برای مصایب اهل بیت(ع) را آشکارا برگزار می‌نمودند. شیعیان آن عصر بیشتر در ری، قم، کاشان، آبه، ورامین، ساری، سبزوار، مشهد و.... ساکن بودند. زبان علمی عربی بود و خواجه نظام الملک با علماء‌ و فضلا حشر و نشر داشته و به نشر و ترویج علوم و معارف در شهرهای بزرگی مثل بغداد، اصفهان، طوس، هرات و... همت می‌گمارد، به طوری که ما در این دوره شاهد حضور علماء و بزرگانی فراوانی هستیم که از جمله آنها می‌توان به خطیب بغدادی، غزالی، خواجه انصاری، زمخشری، انواری، علامه قزوینی و... اشاره نمود.
امین الاسلام به غیر از تفسیر در علوم دیگری مثل نحو، حساب، جبر و مقابله، شعر و ادبیات، استاد زمان خویش بوده است. سرانجام پس از عمری پربرکت در شب عید قربان سال 548 ه‍. در روستای سبزوار به دیار حق شتافت و جنازه‌ مطهرش را به مشهد رضوی انتقال دادند و در جوار امام هشتم شیعیان (ع) به خاک سپردند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS