دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غزوه السویق

No image
غزوه السویق

كلمات كليدي : تاريخ، غزوه السويق، ابوسفيان، عريض، نجديه، بني نظير، سلام بن مشكم

نویسنده : حبيب عباسي

این غزوه در ذی الحجة سال دوم هجری و بعد از گذشت بیست و دو ماه از هجرت رسول گرامی اسلام (ص) به مدینه در روز یکشنبه به وقوع پیوست.[1]

کینه توزی ابوسفیان

"ابوسفیان" که در جنگ بدر ضربه سختی از حضرت رسول (ص) و مسلمانان خورده بود و یک پسرش کشته و دیگری اسیر شده بود قسم یاد کرد که تا از رسول خدا (ص) انتقام کشته‌های قوم خود را نگیرد با زنان همبستر نشود، بدن خود را روغن نزند و آن را شستشو ندهد. بنابر این دو ماه بعد از جنگ بدر به قصد انتقام همراه با دویست نفر و طبق حدیث "ابن کعب" همراه با چهل نفر[2] و طبق نقل "مرحوم طبرسی" همراه با صد نفر[3] به قصد انتقام گرفتن از رسول گرامی اسلام (ص) و مسلمانان به سوی مدینه حرکت کرد تا به منطقه «نجدیه» در نزدیکی مدینه رسید. و شبانه به قلعه‌های بنی نظیر رفته و به در خانه "حیی بن اخطب" رئیس قبیله بنی‌نظیر رفت تا از مسلمانان و پیامبر (ص) اطلاعاتی بدست آورد. اما "حیی بن اخطب" که رئیس قبیله بود و با رسول خدا (ص) پیمان صلح امضاء کرده بود او را به خانه‌اش راه نداد.

ابوسفیان پس از ناامیدی از همکاری حیی بن اخطب با وی به خانه "سلام بن مِشکَم" از بزرگان بنی نظیر و مسئول خزانه رفت. سلام او را به خانه خود راه داد و با روی باز از او استقبال کرد و به ابوسفیان شراب نوشانید و اخبار و اطلاعات مسلمانان را در اختیار وی قرار داد.

طبق نقل "زهری" ابوسفیان دو بیت شعر در مدح سلام بن مشکم و شرابی که وی به او نوشانید سروده است. ابوسفیان همان شب نزد سپاهیان خود بازگشت و همراه با تعدادی از آنها سحرگاه به نخلستان‌های عُرَیض در مدینه رفتند و شخصی از انصار را که به همراه غلامش در نخلستان مشغول کار بود کشتند و باغ آنها و دو خانه را به آتش کشیدند. ابوسفیان اینگونه تصور کرد که با همین جنایتی که مرتکب شده به قسم خود عمل کرده است و با این کار انتقام کشته‌های بدر را از مسلمانان گرفته است و از ترس اینکه به سپاهیان رسول خدا (ص) مواجه نشوند به سمت مکه فرار کردند.[4]

خروج رسول خدا (ص) در تعقیب ابوسفیان

صبح روز بعد که رسول خدا(ص) از این اقدام ابوسفیان مطلع شد اصحاب خود را فرا خواند و به تعقیب آنها رفت. رسول خدا(ص) قبل از خروج از مدینه "ابولُبابة بن عبد المنذر" را به جانشینی خود در شهر منصوب کردند و سپس از مدینه خارج شدند.[5]

و تا منطقه "قَرقَرة الکدر" در چهارده منزلی مدینه آنها را تعقیب کرد. اما به دشمن دسترسی پیدا نکرد زیرا آنها ساعاتی قبل متواری شده بودند. ابوسفیان و همراهانش از ترس سپاه اسلام و به خاطر سرعت بیشتر در فرار به مکه، وسایل خود، مانند کیسه‌های محتوی سویق (آرد ) را که آذوقه همراه آنان بود رها کرده و فرار کرده بودند. مسلمانان این کیسه‌ها را پیدا کرده و با خود به مدینه آوردند و به همین خاطر این غزوه را "سَویق" نامیدند.[6]

زمانی که رسول خدا(ص) و مسلمانان به مدینه بازگشتند از رسول خدا(ص) سوال کردند:« که آیا حق داریم این ماجرا را برای خود غزوه به حساب بیاوریم ( با توجه به اینکه جنگی اتفاق نیفتاده است) رسول گرامی اسلام(ص) در پاسخ فرمودند: آری.»[7] و این جواب رسول خدا(ص) به این خاطر بود که این اصحاب به نیت جنگ و مبارزه از مدینه خارج شده بودند بنابر این برای آنها غزوه به حساب می‌آید.

مقاله

نویسنده حبيب عباسي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS