دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غزوه سویق

No image
غزوه سویق

كلمات كليدي : غزوۀ سويق، بدر كبري، عريض، قرقرة الكدر.

نویسنده : عباس حسين زاده

غزوات يعني سفرهاي جنگي پيامبر اكرم (ص) كه شخصاً در آن شركت داشت، بيست و شش غزوه بود. البته بعضي هم گفته‌اند بيست و هفت غزوه[1] بوده است.

گروه اول رفتن پيامبر (ص) را به خيبر و وادي القري يك غزوه گرفته‌اند و آنها بيست و هفت غزوه به حساب آورده‌اند. جنگ خيبر را يكي و رفتن به وادي القري را يك غزوه جداگانه محسوب كرده‌اند.

اولين غزوه حضرت (ص) از مدينه تا ودّان بود كه به نام غزوه ابواء معروف است. آخرين غزوه ايشان هم غزوه تبوك نام دارد. غزوۀ سويق هفتمين غزوه از غزوات پيامبر است. غزواتي كه پيامبر اكرم (ص) خودشان در آنها شمشير زدند طبق گفتۀ ابن اسحاق، نُه غزوه، بنا به قول واقدي يازده غزوه بوده است.[2] از بهترين غزوات حضرت رسول هم غزوۀ بدر كبري يعني بدر دوم بود كه ضمن آن بزرگان و سران قريش كشته شدند و بعضي هم اسير گرديدند.[3]

غزوه سويق:

شكست مشركين در بدر و كشته شدن اشراف قريش، مشركين مكه را سخت داغدار و مصيبت زده كرده بود و از آن جمله ابوسفيان بود كه يك پسر از دست داده بود و پسر دیگر او نيز به اسارت رفته بود و چند نفر ديگر از نزديكان و فاميلش به قتل رسيده و يا اسير شده بودند و با توجه به اينكه او خود را از رؤساي قريش مي دانست، تحمل شكست از مسلمانان نيز براي او بسيار دشوار مي‌نمود. از اين رو پس از جنگ بدر قسم خورد تا انتقام خود را از پيغمبر اسلام نگيرد با زنان همبستر نشود و بدنش را شست‌وشو ندهد.[4]

به همين منظور در ماه ذي‌الحجه (يعني دو ماه پس از واقعه بدر) به قصد انتقام از آن حضرت (طبق سوگندي كه ياد كرده بود) به همراهي دويست نفر از جنگجويان قريش از مكه حركت كرد و تا كوهي به نام «ثيب» كه در نزديكي مدينه بود، پيش آمد و در آنجا همراهان خود را فرود آورد و خود او شبانه به سوي قلعۀ بني‌النضير رهسپار شد و به در خانۀ حيي بن اخطب آمد تا او را ديدار كند و درباره حمله انتقامي خود با او مشورت نمايد. ولي حيي بن اخطب از هيبت پيغمبر اسلام (ص) ترسيد و در را به روي ابوسفيان باز نكرد.[5]

ابوسفيان كه از ياري و كمك حيي بن اخطب نا اميد شد، به در خانۀ سلام بن مشكم يكي از بزرگان بني‌النضير که در ضمن خزينه‌دار و امين مالي آنها نيز بود، رفت. او ابوسفيان را پذيرفت و در به رويش گشود، از او پذيرايي كرده اطلاعاتي نيز از وضع مدينه و پيغمبر اسلام (ص) در اختيار او گذاشت.[6]

ابوسفيان همان نيمه شب از نزد او خارج شد و به جمع رفقاي خود پيوست و براي اينكه رعبي در دل مردم مدينه ايجاد كند، عده‌اي از همراهان خود را مأمور كرد به اطراف مدينه حمله كنند. آنها هم تا «عريض»[7] آمدند و در آنجا قسمتي از نخلستان‌ها را آتش زدند و دو نفر از انصار مدينه را هم در آنجا ديدند و آنان را به قتل رساندند[8] و به سوي او بازگشتند. ابوسفيان كه گمان مي‌كرد به سوگند خودش عمل كرده بيش از اين درنگ را جايز ندانست و فوراً دستور داد به سمت مكه حركت كنند و به سرعت به مكه فرار كردند.

رسول خدا (ص) وقتي از جريان مطلع شد، ابولبابه را در مدينه به جاي خود منصوب فرمود[9] و با عده‌اي از اصحاب (حدود دويست نفر از مهاجر و انصار) به منظور تعقيب ابوسفيان از شهر خارج شد و تا جايي به نام قرقرة الكدر واقع در چهارده منزلي مدينه پيش رفت و چون به ابوسفيان دسترسي نيافت، پس از پنج روز به مدينه بازگشت.[10]

ابوسفيان و همراهانش در مراجعت به مكه از ترس مسلمين با سرعت زيادي راه مي‌پيمودند. و براي سبكبار شدن، توشه و آذوقه خود كه عبادت از «سويق»[11] بود، روي زمين انداخته بودند و مسلمانان تعداد زيادي از بسته‌هاي سويق را پيدا كرده و برداشتند، و به همين مناسبت اين مسافرت جنگي را غزوه «سويق» ناميدند.[12]

مقاله

نویسنده عباس حسین زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS