دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرهنگ شکرگزاری

غربیان، آفریقاییان را انسان نمی‌شمارند هر چند که در ظاهر بدان اقرار می‌کنند ولی در عمل هرگز چنین باور و نگرشی نسبت به آفریقاییان ندارند.
فرهنگ شکرگزاری
فرهنگ شکرگزاری
نویسنده: رضا شریفی

غربیان، آفریقاییان را انسان نمی‌شمارند هر چند که در ظاهر بدان اقرار می‌کنند ولی در عمل هرگز چنین باور و نگرشی نسبت به آفریقاییان ندارند. از این رو با آفریقایی همانند غیرانسان برخورد می‌کنند و نگاهی که یک آفریقایی به زن دارد، یک غربی نسبت به آفریقایی دارد. این گونه است که در کنار آفریقایی گرسنه، غذا می‌خورد، بی آنکه لقمه‌ای به این آفریقایی بدهد؛ زیرا بر این باور است که آفریقایی نمی‌بایست بپذیرد که به او توجه شده وگرنه عکس العمل منفی در پی دارد.

برخی با نگاه روان شناسی اجتماعی و مردم شناسی براین باورند که غالبا آفریقایی، انسانی است که می‌بایست همواره حدود خود را بشناسد؛ زیرا وقتی حدود خود را نشناسد، طغیان می‌کند. از این رو، هرگونه کمکی به آفریقایی باید در چارچوب بهره کشی از او باشد و هر چیزی را در قبال کاری به او بدهید و هرگز او را به سوی کمک‌های بشردوستانه سوق ندهید؛ زیرا ناتوان از درک این معناست و هر کمکی را برای خود حق می‌یابد و خواهان آن می‌شود که تکرار شود؛ چرا که اگر به گروهی آفریقایی یک بار کمک شود، بار دوم گمان می‌کند که از شما بخواهد تا حق وی را بدهید. به عنوان نمونه اگر دو بار به او غذای مجانی دادید، روز سوم از شما مطالبه غذا می‌کند که چرا حقش را ندادید؟!

ضرورت سپاس در برابر نعمت

به نظر می‌رسد که چنین نگاهی به آفریقایی، تصویری نادرست را به اذهان بدهد؛ زیرا گروهی از آفریقائیان از مشکل دیگری رنج می‌برند و آن مشکل ناسپاسی است. به این معنا که به آنها آموخته نشده است که شاکر و سپاسگزار نعمت باشند.

یکی از آموزه‌های قرآنی که محوریت یافته است، آموزه شکر و سپاس است. همین معنا گاه انسانی را به سوی عبادت خدا سوق می‌دهد؛ زیرا شکر منعم را برخود لازم می‌شمارد و عبادت را روشی برای سپاسگزاری و شکر از کسی می‌داند که به وی نعمتی بخشیده است.

خداوند در آیاتی می‌فرماید که انسان موجودی ناسپاس است و کمتر افرادی را می‌توان یافت که شاکر و سپاسگزار باشند. این کسانی که سپاسگزاری می‌کنند نیز به دو شکل آن را انجام می‌دهند؛ یکی از اشکال سپاسگزاری زبانی است و شکل دیگرش، استفاده درست از نعمت. انسان مومن کسی است که دست کم در این دو شکل شاکر و سپاسگزار خداوند است. به این معنا که خدا را به زبان شاکر است و با کارهای نیک و بهره گیری درست آن نعمت، شکر و سپاس عملی به جا می‌آورد. (نمل، آیه19)

 آفریقایی همانند هر انسان نیازمندی، در اموال ما حقی دارد؛ چه این آفریقایی مسلمان باشد یا کافر؛ زیرا خداوند در آیاتی از جمله آیات 24 و 25 سوره معارج و 19 سوره ذاریات در هر مالی حقی را برای دو دسته سائلان و محرومان ثابت می‌داند. بنابراین به عنوان یک فرهنگ اسلامی برماست که به آفریقایی محروم و سائل همانند دیگر مردمان حقی از مال را ادا کنیم. پس اگر در آفریقا هستیم، می‌بایست به این همسایگان سائل و گرسنه خویش کمک نماییم و از غذای خود به ایشان ببخشیم تا گرسنه نخوابند.

اما مشکل مردمانی از آفریقا این است که شاکر و سپاسگزار نعمت نیستند و چنین پرورش یافته اند که بر دیگران است تا به ایشان کمک کنند و حق ایشان را بدهند؛ ولی باید بدانند که سپاسگزاری در برابر نعمت نیز لازم است و شخص می‌بایست در دو شکل زبانی و عملی سپاسگزار نعمت باشد و نعمت را به درستی درکار نیک و عمل صالح به کار گیرد.

بنابراین سیاست کلان آموزشی و تربیتی در آفریقا و نسبت به آفریقایی باید این باشد که فرهنگ سپاسگزاری را به او آموخت و پیش از دادن هر کمک مالی و غذایی و مانند آن به او آموخت که ما براساس فرهنگ قرآنی به شما کمک می‌کنیم و شما می‌بایست براساس فرهنگ انسانی، در دو شکل زبانی و بهره گیری درست از نعمت‌ها و کمک ها، شاکر و سپاسگزار نعمت باشید. این مسئله باید در همه ارکان نظام سیاسی و فرهنگی کشور مطرح باشد که در سیاست با آفریقایی باید پیش از هر کمکی به او آموخت تا سپاسگزار باشد.

ناسپاسان داخلی

البته همین مشکل را ما در داخل کشور نیز با برخی از ناسپاسان داریم و آنان نیز گرفتار ناسپاسی آفریقایی هستند. با آن که نظام جمهوری اسلامی همه توش و توان خویش را برای آبادسازی ایران اسلامی به کار گرفته است ولی برخی از مردم و مسئولین آنچنان در زبان و عمل ناسپاسی می‌کنند، گویا اصلاهیچ نعمتی آنان را احاطه نکرده است و جز این ناسپاسی راهی را نمی‌شناسند.

مقاله

نویسنده رضا شریفی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS