دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های اجتماعی آیت الله محمد محمدی گیلانی

No image
فعالیت های اجتماعی آیت الله محمد محمدی گیلانی

مسئولیتهاى اجرائى

1 ـ حاکم شرع دادگاههاى تهران

از آنجا که نظام قضایى با مال، خون، آبرو و نوامیس مردم سر و کار دارد، تصدى آن نیازمند افرادى امین، متعهد، باتقوى و کاردان و متخصص بود لذا حضرت امام آیت الله محمدى گیلانى را به عنوان حاکم شرع دادگاههاى انقلاب اسلامى تهران[29] منصوب کرد. آیت الله گیلانى هم در پى دستور امام دست از تدریس و تحقیق کشید و به کمک سایر یاران و دوستان به خدمت در این منصب مهم همت گمارد. از آنجا که تهران پایگاه همه تحولات مهم سیاسى، اجتماعى و فرهنگى کشور بود و بیشتر طاغوتها و سرمایه داران ضد انقلاب و وابسته به رژیم طاغوت، در تهران متمرکز بودند، و عمده ترین فعالیتهاى آنان در پایتخت صورت مى پذیرفت، انتصاب آیت الله گیلانى بسیار هوشیارانه مى نمود زیرا وى به رغم وزین و متین بودن از زیرکى و هوشیارى کاملى هم برخوردار بود و براى اجراى عدالت و قوانین الهى بسیار ماهرانه و عالمانه و متعهدانه با نهایت دقت و سرعت عمل مى کرد. پرونده هاى سنگین مالى وسیاسى، اجتماعى متهمان را به دقت مورد بررسى قرار مى داد و احکام اسلامى و قانون الهى و قضایى را به مرحله اجرا درمى آورد. بسیارى از گردن کشان و عناصر ضد انقلاب و سرسپردگان رژیم طاغوت با احکام قاطعانه آیت الله گیلانى به سزاى اعمال ننگین خویش رسیدند. اقدامات قضایى وى همواره مورد تحسین و تشویق حضرت امام بود، به ویژه اینکه وى در اجراى عدالت با مساوات در حق مجرمان عمل مى کرد لذا حضرت امام وى را از اشخاص مورد اطمینان و متعهد مسلم خویش معرفى فرمودند.[30]

2 ـ دادستان انقلاب اسلامى مرکز

وى در سمت حاکم شرع و رئیس دادگاههاى انقلاب اسلامى مرکز، خدمات ارزشمندى در رسیدگى به امور ساواکیها، طاغوتیها، ضدانقلابها و منافقان و برچیدن کانونهاى فساد و فحشاء در تهران انجام داد. شناسایى افراد صالح و مورد وثوق و اعتماد جهت تصدى امور قضایى در استان ها و شهرهاى کشور و معرفى آنان به مسئولان قضایى خصوصاً به حضرت امام و انتصاب اشخاص و روحانیون مورد وثوق جهت پاسدارى از اموال عمومى بخصوص در تهران و محاکمه سریع وقاطعانه ضدانقلاب و منافقان و اشرار توانست پایتخت را به شهرى امن تبدیل نماید. حاج حسین انصاریان (نماینده تام الاختیار آیت الله گیلانى در برچیدن کانون ها مراکز فحشاء در تهران) مى نویسد:

«بعد از پیروزى انقلاب اسلامى ایران لانه هاى فساد و فحشاء لکه ى ننگى بر دامن مملکت ایران بود. روزى هم مردم حمله کردند و آنجا را آتش زدند و اما شعله هاى آتش دامن گیر نشد. دادستان انقلاب که از فعالیت من در مبارزه با این کانون آگاهى داشت مرا دعوت کرد و گفت: براى براندازى این مجموعه چه کار مى توانى انجام بدهى؟ گفتم: فقط پول و جا و مکان مناسب مى خواهد. او چکى به مبلغ سیصد هزار تومان برایم نوشت. و نیز آیت الله گیلانى بیشترین کمک مالى را در این زمینه کرد سه میلیون تومان در اختیار ما گذاشت سپس حکمى برایم صادر شد و مرکزى به نام دایره ى مبارزه با منکرات - وابسته به دادستان انقلاب تأسیس گردید و همچنین مرکز بزرگى را در شمیران، براى اسکان زنان در اختیار ما قرار دادند. من از طرف آیت الله گیلانى وکالت تام داشتم و مورد اطمینان و اعتماد ایشان بودم. براى انجام هرکارى با ارسال نامه اى با معظم له هماهنگى مى کردم. و در طول نه ماه فعالیت در دایره ى مبارزه با منکرات، منطقه را (تهران) از فحشاء و منکرات و مواد مخدر پاکسازى کردیم، در طول دوره خدمت، از کمک هاى مادى و معنوى آیت الله گیلانى برخوردار بوده و حتى گزارش کارمان از طرف ایشان به حضرت امام رسیده بود و رضایت معظم له را به من گزارش فرمودند.[31]

3 ـ عضو شوراى عالى قضایى کشور

آیت الله گیلانى همراه جمعى از یاران انقلاب و امام مانند شهداى بزرگوار بهشتى، قدوسى در شوراى عالى قضایى عضویت داشت و در گسترش عدالت اسلامى و نظام قضایى براساس مبانى شریعت و اصول و معیارها و ملاکهاى فقه پویاى علوى همکارى مى کرد. وى در اعزام اشخاص متعهد و انقلابى براى تصدى امر قضا براى شهرها و استانها و نیز حل معضلات مهم مملکت نقش بسزایى داشت.

4 ـ عضو شوراى نگهبان

از سال 1362 تا سال 1372 به مدت ده سال به عنوان عضو و دبیر شوراى نگهبان مشغول مطابقت قوانین مصوب کشور با موازین شرع بود.[32]

5 ـ عضو مجلس خبرگان رهبرى از تهران در سه دوره متوالى

6 ـ از اعضاى منصوب از سوى امام راحل به همراه جمعى از بزرگان انقلاب درباره تدوین متمم قانون اساسى در اردیبهشت سال 1368

7 ـ عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام

8 ـ عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

9 ـ نماینده ولى فقیه در دانشگاههاى کشور

در راستاى وحدت حوزه و دانشگاه، ایجاد رابطه تنگاتنگ بین دین و علم وتعهد و تخصص و وارد شدن روحانیان متعهد و روشن فکر در میان دانشگاهیان و آشنا کردن آنان با موازین اسلامى، از مهم ترین اهداف انقلاب اسلامى بود. رهبر انقلاب اسلامى دستورات مهمى در راستاى وحدت دانشگاه و حوزه صادر و براى بهره مند ساختن اساتید دانشگاه و دانشجویان، اشخاصى مورد وثوق و اعتماد را به عنوان نماینده خویش در دانشگاه ها منصوب فرمود و ایشان حضرات آیات محمد محمدى گیلانى، عباس محفوظى و احمد جنتى را به عنوان نماینده خود در دانشگاه هاى سراسر کشور منصوب کرد. بعد از رحلت امام نیز مقام معظم رهبرى طى حکمى در سال 1368 آنان را به عنوان نمایندگان خویش در دانشگاههاى کشور ابقاء کرد.[33] این بزرگواران با نظارت و همکارى با اساتید و دانشجویان فعالیتهاى ارزنده اى در راستاى خنثى سازى توطئه هاى دشمنان خارجى و ایادى داخلى آنان کردند. مقام معظم رهبرى پس از دوران اتمام خدمت این فرزانگان، از خدمات و فعالیتهاى خالصانه و از تلاشهاى مؤثر آنان تقدیر کرد.[34]

10 ـ ریاست دیوان عالى کشور

حضرت آیت الله گیلانى به مدت 15 سال در زمان تصدى قوه قضائیه توسط حضرات آیات شیخ محمد یزدى و سید محمود شاهرودى به سمت ریاست دیوان عالى کشور منصوب و در منصب حساس قضایى خدمات بسیار ارزشمندى ارائه کرد. آیت الله گیلانى در حل معضلات و مشکلات قضایى و رسیدگى به پرونده هاى سنگین که گاه همراه با جنجال و هیاهو در زمینه هاى سیاسى، اقتصادى بود، بسیار دقیق و کوشا و پرتلاش عمل کرد اما در این اواخر به علت بیمارى با وجود تمایل مسئولان بلند نظام قضایى، از ادامه کار در قوه قضایى انصراف داد.آیت الله گیلانى به عنوان امین امام و رهبرى است و تاکنون خدمات فراوانى از خویش به یادگار گذاشته است. احکام صادره، انتصابات و انجام مأموریت هاى مهم واگذار شده از سوى امام در موضوعات گوناگون (مانند: تطبیق اموال غیر مجهول المالک با موازین شرع، تشکیل ستاد اصلاح امور زندانها، تشکیل هیأتى براى رسیدگى به پرونده زندانیان و...) از آن جمله است.[35

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
Powered by TayaCMS