دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نگاه حرام؛ تیر زهرآگین شیطان

رعایت حجاب و پوشش اسلامی برای زنان و مردان مومن ومسلمان، تکلیف الهی است.
نگاه حرام؛ تیر زهرآگین شیطان
نگاه حرام؛ تیر زهرآگین شیطان
نویسنده: علی خانی

رعایت حجاب و پوشش اسلامی برای زنان و مردان مومن ومسلمان، تکلیف الهی است. رعایت آن، علاوه بر اینکه موجب عمل به دستورات الهی می‌شود، شخصیت فردی، اجتماعی و معنوی انسان محجوب و پاکدامن، سیر صعودی پیدا کرده و نردبان تعالی و تکامل را یکی پس از دیگری طی خواهد کرد و از سوی دیگر در تامین بهداشت روحی و روانی و آرامش خانواده‌ها و نیز امنیت در جامعه نقش بسزایی ایفا می‌کند. قرآن، چشم چرانی و نگاه حرام را زمینه ساز آلودگی به فحشا و فساد جنسی می‌داند. از این رو از مومنان می‌خواهد که برای دستیابی به شخصیت سالم و کمال فردی و تعدیل در همه امور، با چشم پوشی و غض بصر، خود را از آفات فردی و اجتماعی آن حفظ کنند.‌

قرآن کریم غض بصر و چشم پوشی از نگاه به نامحرم را وظیفه مسلمانان اعلام کرده و به زن و مرد توصیه کرده است که مواظب چشمان خود باشند. در آیه 30 سوره نور به ممنوعیت چشم چرانی و لزوم حجاب مردان و تاثیر آن در پاکی و رشد آنان اشاره می‌کند و می‌فرماید:

«قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون»

(ای پیامبر) به مردان مومن بگو: «چشم‌هایشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند و دامانشان را (در امور جنسی) حفظ کنند. که این برای آنان [پاک کننده‌تر و] رشدآورتر است، [چرا] که خدا به آنچه با زیرکی انجام می‌دهند آگاه است».‌

واژه «یغضوا» در اصل به معنای کم کردن و کوتاه کردن است، یعنی این آیه به مردان مومن دستور می‌دهد که نگاه خود را کوتاه کنند، اما دستور نمی‌دهد که چشمان خود را فرو بندند تا در راه رفتن دچار مشکل شوند. کم کردن و کوتاه نمودن نگاه در برابر نامحرمان آن است که قلمرو نگاه کم شود، یعنی اگر انسان در حالت عادی به منطقه گسترده‌ای نگاه می‌کند و در هنگام رو به رو شدن با زنان نامحرم، قلمرو دید خود را کم کند و از نگاه خود فرو کاهد و خیره نظر نکند تا گرفتار نگاه حرام نشود. همچنین در این آیه متعلق نگاه حذف شده است؛ یعنی نمی گوید نگاه خود را از چه چیزی فرو گیرید. این مطلب دلیل بر عمومیت است، یعنی نگاه خود را از مشاهده هر چه حرام است، برگیرید که شامل فرو گرفتن نگاه از زنان نامحرم و هر صحنه حرام است؛ اما با توجه به آیات قبل و بعد، روشن می‌شود که مقصود نگاه به زنان نامحرم می‌باشد که زمینه ساز انحراف‌های جنسی است.

قرآن کریم در آیه 31 سوره نور به ممنوعیت چشم چرانی زنان و حدود حجاب آنان و موارد دوازده گانه استثنای آن اشاره کرده و می‌فرماید:

«و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن ولایبدین زینتهن الاما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن ولایبدین زینتهن الالبعولتهن او ءابائهن او ءاباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخوانهن او نسائهن او ما ملکت ایما نهن او التابعین غیر اولی الاربه من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء ولایضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعاً آیه المومنون لعلکم تفلحون»

و به زنان مومن بگو: «چشمانشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند و دامان (عفت) شان را حفظ کنند و زیورشان را آشکار ننمایند، جز آنچه را که از آنها ظاهر است و باید روسری هایشان را بر گریبان هایشان (فرو) اندازند و زیورشان را آشکار ننمایند جز برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان (هم کیش) شان، یا آنچه (از کنیزان) مالک شده‌اند، یا مردان (خدمتکار) تابع (خانواده) که (از زنان) بی نیازند، یا کودکانی که بر امور جنسی زنان آگاه نشده اند و پاهایشان را (به زمین) نزنند تا آنچه از زیورشان پنهان می‌دارند، معلوم گردد و ای مومنان! همگی به سوی خدا بازگردید باشد که شما رستگار (و پیروز) شوید».‌

در این آیه دو دستور اساسی به زنان می‌دهد که عبارتند از: «پرهیز از چشم چرانی و لزوم پوشاندن مواضع جنسی از نگاه دیگران». این دو قانون عمومی بوده و شامل مردان و زنان مومن می‌شود، البته در آیه قبل این دو دستور را برای مردان و در این آیه برای زنان واجب کرد. بیان جداگانه حکم مردان و زنان در این دو آیه برای تاکید و اهمیت آن است تا روشن شود که این قوانین مخصوص قشری خاص نیست. در آیه فوق، موارد دوازده گانه استثنا را بر می‌شمارد و می‌فرماید:

«زنان زینت خود را آشکار نسازند، مگر (برای دوازده گروه)».

همچنین در این آیه فرمان حجاب خاص زنان را صادر کرده است که شامل دو دستور اساسی است: نخست اینکه زنان باید زیورهای مخفی خود را برای نامحرمان آشکار نسازند و دوم اینکه پوشش‌های خود را بر گریبان خویش بیفکنند. مفسران قرآن در مورد زیورهای مخفی زنان اختلاف نظر دارند: برخی این زیورها را به معنای زینت طبیعی زنان، یعنی اندام‌های آنان دانسته‌اند و برخی دیگر به معنای محل زیور آلات زنان همچون گوش و دست دانسته‌اند و برخی دیگر از مفسران زینت را به معنای زیورآلات زنان دانسته‌اند، البته در حالی که بر بدن قرار گرفته‌اند و به طور طبیعی آشکار کردن چنین زینتی همراه با آشکار ساختن اندامی است که زیور بر آن قرار گرفته است. گفتنی است که ظاهر آیه با تفسیر سوم سازگارتر است(2).

اسلام عقیده دارد که روابط نامشروع باید از «چشم»، یعنی نخستین مرحله، کنترل شود و هیچ مرد و زن بیگانه‌ای حق ندارد، دیگری را هدف نگاه شهوت آلود قرار دهد؛ زیرا چشم دریچه حساسی است که لذت جنسی حاصل از نگاه، در آن متوقف نشده بلکه تا اعماق جان و دل، پیشروی می‌کند. کم کم عفت و حیا از همین نگاه‌های ساده دریده می‌شود و کار به همین جا تمام نمی شود، بلکه با دریده شدن شرم و حیا، انسان به اعمال منافی عفت نزدیک می‌شود و اگر همین گونه ادامه بدهد، به شدت در هوس و دیگر شهوات و علاقه‌های سوزان نامشروع غوطه ور می‌شود، که باز در پی آن، هزاران مفاسد دیگر در راه است. نظر به اینکه سعادت انسان در گرو پرهیز از هوی و هوس و شقاوت او در گرو پیروی از هوی و هوس است . خداوند متعال امر و نهی‌هایی را به همین منظور، توسط پیامبران و خصوصاً پیامبر عظیم الشان اسلام‌(ص) و امامان معصوم‌(ع) به انسانها تعلیم داده است که فقط در پرتو عمل به آنها می‌توانند از هوسهای نامشروع دوری جسته و به سعادت نزدیک شوند.

در اینجا به برخی از این روایات اشاره می‌نماییم.‌

حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:

« إیاکم و فضول الَنظَر، فإنَه یبذِرُ الهوی و یوَلِدُ العَقلُه»

«از نگاه‌های زیادی بپرهیزید که آن تخم هوس می‌پراکند و غفلت می‌زاید»(3).

در حدیث دیگری فرمودند:

«نگاه به نامحرم تیر زهرآلودی از تیرهای شیطانی است»(4).

امام صادق (ع) فرمودند: «یابن جندب :

إن عیسی بن مریم قال لاصحابه : .... إیاکم و النَظَرَه ، فإنها تزرع فی القلب شهوه و کفی بها لصاحِبها فتنَه، طوبی لمن جعل بصره فی قلبه و لم یجعل بصره فی عینه

ای پسر جندب، عیسی بن مریم به یاران خود گفت: « از نگاه کردن بپرهیزید، زیرا که آن بذر شهوت در دل می‌کارد و این خود، برای به فتنه و گناه انداختن صاحب آن نگاه کافی است.خوشا به حال کسی که دیده اش را در دل خویش قرار دهد و آن را در چشم خویش قرار ندهد»(5).

از حضرت عیسی (ع) نیز روایت شده:

« إیاکم و النظر الی المحذورات ، فإنها بذر الشهوات و بنات الفسق»

«از نگاه کردن به آنچه منع شده است بپرهیزید، زیرا آن تخم شهوت و گیاه گناه است»(6).‌

قرآن کریم در آیه 59 سوره احزاب، حفظ حجاب را مانع آزار و اذیت زنان دانسته و می‌فرماید:

«یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایوذین و کان الله غفورا رحیماً»

«ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مومنان بگو: از پوشش‌های بلندشان (چادر مانند) به خودشان نزدیک کنند، این [کار] برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند نزدیک‌تر است و خدا بسیار آمرزنده مهرورز است.»

شان نزول این آیه، این گونه حکایت شده است که در عصر پیامبر (ص) زنانی که برای نماز عشا به مسجد می‌رفتند، توسط جوانان هرزه مورد آزار و مزاحمت قرار می‌گرفتند.

آیه فوق بدین مناسبت فرود آمد و به زنان دستور داد که حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا مورد آزار و مزاحمت قرار نگیرند.‌

مقاله

نویسنده علی خانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS