دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هیولا

No image
هیولا

كلمات كليدي : هیولا، صورت جسمیه، قوه محض، فعلیت مطلق

نویسنده : محمد درگاه‌زاده

هیولا، برگرفته از واژۀ یونانی Hole و معنی لغوی آن "چوب نتراشیده" است و در اصطلاح فلسفه جزء بالقوه اجسام را گویند که جنبۀ قابلیت و استعداد هر جسمی می‌باشد. هیولا را از آن جهت هیولا نامیده‌اند که مادۀ اولی و اصلی اجسام می‌باشد و صورت‌های مختلفی را به خود می‌پذیرد؛ همانند چوب نتراشیده که به صورت‌های گوناگونی درمی‌آید.

گروهی از فلاسفه جسم را تشکیل یافته از اجزاء ریزی می‌دانند که به هیچ وجه قابل تجزیه به اجزاء ریزتر نیستند. برخی نیز معتقدند جسم، مرکب از اجزاء ریزی می‌باشد که در عالم خارج قابل تقسیم نیستند اما در ذهن و وهم انسان قابلیت تقسیم به اجزاء ریزتر را دارند.

دو نظریه‌ ذکر شده در یک نقطه مشترکند و آن این‌که جسم را یک جوهر بسیط (غیر مرکب) می‌دانند که عبارت از همان جوهر ممتدّ در ابعاد سه گانه است اما در مقابل این نظریه‌ها، نظریه ارسطو وبسیاری از فیلسوفان مسلمان این است که هر جسمی مرکّب از دو جزء می‌باشد:

1- جزء بالفعل ؛ عبارت است از همین وجودی که دارای سه بعد (طول، عرض، عمق) می‌باشد و در اصطلاح «صورت جسمیه» نامیده می‌شود.

2- جزء بالقوه ؛ عبارت است از قوۀ محض که پذیرای صورت جسمیه می‌باشد. این جزء که «هیولی» نامیده می‌شود با حواس ظاهری قابل رؤیت نیست و تنها عقل انسان به وجود آن شهادت می‌دهد.

استدلال بر هیولا:

فلاسفه برای اثبات هیولی دو برهان معروف آورده‌اند که به برهان «فصل و وصل» و برهان «قوه و فعل» معروفند.

ما در این‌جا به اختصار برهان «قوه و فعل» را نقل می‌کنیم: «هر جسمی غیر از امتداد در ابعاد و جهات سه گانه که بالفعل آن ‌را داراست، قابلیت دریافت صورت‌های نوعی مختلفی مانند: آب بودن، خاک بودن و... و نیز اعراض مختلف مانند عرض سوزاندن (برای آتش) و عرض صلابت و محکمی (برای آهن) و... را دارا می‌باشد. و روشن است که جنبۀ فعلیت اجسام (امتداد در ابعاد سه‌گانه) نمی‌تواند پذیرای این صورت‌های نوعیه و اعراض باشد زیرا هر فعلیتی از جهت این‌که یک فعلیت است فعلیت دیگر را نمی‌تواند بپذیرد. و باید یک جهت بالقوه‌ای با این جنبۀ فعلیت در اجسام وجود داشته باشد تا پذیرای این صورت‌های نوعی و اعراض باشد.»

نام‌های مختلف هیولا:

1-عنصر

2-ماده

3-أسطُقس

4-موضوع

5-هیولا

6-طینت.

قوۀ محض بودن هیولا:

سؤالی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که اگر «هیولا» قوۀ محض است و هیچ‌گونه فعلیتی ندارد، پس چگونه می‌توان به وجود آن قائل شد زیرا هر وجودی مساوق با فعلیت است و هر آن‌چه فعلیت ندارد، نمی‌تواند موجود باشد.

پاسخی که فلاسفه می‌دهنداین است که هیولا در قوه محض بودن خود بالفعل است (فعلیته ان لا فعلیة له) با این توضیح که فعلیت در نظر فلاسفه دو اصطلاح دارد:

1-فعلیت مطلق؛

2-فعلیت مقایسه‌ای؛

از نظر فلاسفه هر موجودی مساوق با فعلیت مطلقه است یعنی با نگاه به خودش وبدون مقایسه با چیز دیگری فعلیت دارد و چون هیولا از نظر فلاسفه وجود دارد، قهراً دارای فعلیت نیز می‌باشد (فعلیت مطلقه) اما وجود هیولی در مقایسه با دیگر موجودات تفاوت عمده‌ای دارد و آن این‌که اشیاء دیگر منشأ آثار هستند اما هیولا تنها قابل و پذیرندۀ آثار است و به همین خاطر هیولا در مقایسه با دیگر اشیاء گویی فعلیت ندارد، هر چند با قطع نظر از این‌ مقایسه، هیولا به ‌خاطر وجودش دارای فعلیت است.

بنابراین مقصود از فعلیت اول در سخن فلاسفه (فعلیتُه) فعلیت مطلقه است و مراد از فعلیت دوم (اَنْ لا فعلیه له) فعلیت مقایسه‌ای می‌باشد.

نکته آخر این‌که چون هیولی قوۀ محض است و وجود آن بسیار ضعیف می‌باشد، بنابراین به تنهائی در عالم خارج نمی‌تواند موجود باشد و همواره در پرتو یک صورتی، تحقق می‌یابد.

مقاله

نویسنده محمد درگاه‌زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS