دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرا غیبت می‌کنیم؟!

No image
چرا غیبت می‌کنیم؟!

  به نظر من یکی از دلایل غیبت کردن حسادت آدم‌ها نسبت به موقعیت دیگران است. وقتی خودش به اون موقعیت نمی‌رسه سعی میکنه اون کسی که توی اون موقعیت قرار داره رو هم بیاره پایین و از چشم بقیه بندازه! امیر مومنان علی(علیه السلام) فرمود: از غیبت بپرهیز؛ چون موجب می‌شود مورد خشم و دشمنی خدا و مردم قرار گیری و پاداشت نابود شود.(آمدی: غررالحكم، ص 221، ح 4425)

پیامبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) فرمود: ایمان بنده پایدار و پابرجا نمی‌ماند، مگر این كه دلش پابرجا و پایدار بماند و دلش هم {در این راه ایمانی} پایدار نمی‌ماند، مگر زبانش پایدار بماند پس كسی از شما كه می‌تواند خدا را ملاقات كند در حالی كه دستش به خون و اموال برادران مسلمانش آلوده نباشد و زبانش متعرض آبروی برادران ایمانی اش نشود، این كار را بكند. (علامه مجلسی: بحارالانوار، ج 72، ص 262، ح 67)

چرا عادت زشت و قبیح غیبت کردن در بین مردم چنان رواج پیدا کرده که قبح و زشتی اون تقریبا از بین رفته و طوری شده که فرد میدونه داره غیبت می‌کنه ولی باز ادامه می‌ده و بعضا شده که خودش میگه: «حالا غیبتش نباشه‌ها ... ولی اون روز  فلانی اون کار رو کرد که .... » و ادامه می‌ده ......جالبه ، خودش میگه غیبتش نباشه ولی بازم حرفشو می‌زنه. خوب اگه غیبته و تو می‌دونی کاره زشتی هست چرا ادامه می‌دی؟    

   چرا غیبت می‌کنیم؟

به نظر من یکی از دلایل غیبت کردن می‌تونه « تجسس بیجا » در زندگی شخصی دیگران باشه. یعنی بعضی از افراد خیلی دوست دارن که از زندگی خصوصی دیگران آگاه بشن، یعنی این طوری هستن که مثلاً تا از همه مسائل زندگی اون فرد سر در نیارن، نمی‌تونن شب راحت بخوابن! برای همین شروع می‌کنن به صحبت کردن با شخص سومی‌که  بیشتر با اون فرد اول دوست هست یا به اون نزدیکتره و خلاصه سر صحبت رو باز می‌کنن و با پرسیدن همون سوال اول و جواب گرفتن، سوال دومی‌ هم به ذهنشون می‌رسه و می‌پرسن و الی آخر  و این بحث اون قدر ادامه پیدا می‌کنه ( البته بحثی که تا الان دیگه تبدیل شد به غیبت کردن و ... ) تا جایی که می‌رسه به گرفتن نتایج بد اخلاقی و گاهی اوقات حسادت‌ها و حسرت خوردن‌ها و .... که آخر سر منجر به  به‌وجود آمدن کلی مشکلات می‌شه و گناهان دیگه علاوه بر غیبت که وقتی نگاه می‌کنی، می‌بینی اگه از همون اول این فرد شروع کننده سرش به کار و زندگی خودش گرم بود و کاری به مسائل خصوصی دیگران نداشت، نه خودش این قدر توی گناه می‌افتاد و نه اینکه اینقدر از نظر روانی هم دچار مشکل می‌شد. به عبارتی «تجسس» توی زندگی دیگران، یکی از عوامل غیبت کردن است ولی به خودی خود باعث به وجود آمدن کلی از مشکلات دیگه و گناهان دیگه هم می‌شه که در درجه اول فقط به خود این فرد متجسس آسیب می‌زنه به طوری که اثرات نامطلوب روانی روی این شخص خواهد گذاشت و اون رو از زندگی راحت و آسوده باز می‌داره. چون طبیعی است که کسی که دائم حواسش به  بالا و پایین رفتن‌های زندگی دیگران هست، نمی‌تونه به نحو احسن به زندگی خودش برسه و اون راحتی و آسایش رو داشته باشه!

  بهمون چی می‌رسه؟!

فقط می‌توان گفت به جز از دست دادن آرامش روحی و روانی و از بین رفتن اون زندگی راحت و سالم این دنیا و درست کردن کلی فکرهای عجیب و غریب توی ذهنمون از کسی که مورد غیبت واقع شده و مبتلا شدن به بسیاری از  بیماری‌های جسمی‌ و قلبی و مغزی و فشار خون و سکته‌ها و .... تازه توی این دنیا و از طرف دیگه ساختن بیابون‌هایی توی جهنم (چون با این کار که مطمئنا باغ بهشتی زیبا بهمون نخواهند داد ) برای خودمون با کلی شراره‌های داغ آتش و فریادها و شیونهای جهنمی‌ها و کلی گناه و .... هیچ چیز دیگه ای بهمون نمی‌رسه .

  یک نتیجه بسیار مهم

«غیبت کردن تازه شروعی است برای گناهان قبیح و زشت دیگر» مثلاً زمانی که شخصی در مورد فرد دیگری غیبت می‌کند، ممکنه در حین صحبتهاشون، برای زیاد کردن جذابیت و هیجان ماجرا چند تا دروغ هم اضافه کند یا چند تا تهمت هم بزند یا اینکه قسم بیجا و دروغ بخورد یا اینکه حدسها و فرضیه‌های نادرست و اشتباهی رو هم که خودش بر اساس شنیده‌ها یا دیده‌هایش در مورد فردی که مورد غیبت قرار گرفته، به ذهنش رسیده، به عنوان یک مسئله واقعی در مورد اون فرد مطرح کند و متاسفانه بدتر از همه این مسائل حتی ممکنه این شخص آنقدر از فردی که نسبت به او به هر دلیلی کینه و کدورت دارد، بد بگوید که ناخود آگاه شخص سومی‌ هم که حرفهای این شخص غیبت کننده را می‌شنود، نسبت به اون فرد اول سوء ظن پیدا کند (و متاسفانه کاملا واضح هست که چه اتفاقی خواهد افتاد  و ...) و خیلی گناهان و کارهای زشت دیگر. این هم متاسفانه یکی دیگه از اون چیزهایی بود که در حین غیبت کردن نه تنها به فرد غیبت کننده که به شنونده غیبت هم خواهد رسید.

   نتیجه اخروی غیبت

آتش و آتش و آتش؛ تازه هرچی ثواب برای تو بوده برای اون فرد می‌نویسن و همه گناهان اون رو برای تو. چون غیبتش رو کردی! دیگه چی از این سوزناک تر، همه چیزت بر باد می‌ره! و کلام نورانی امام علی (علیه السلام): غیبت موجب می‌شود مورد خشم و دشمنی خدا و مردم قرار گیری و پاداشت نابود شود!

مقاله

نویسنده زهرا اجلال
جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS