دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کاش می دانستم کجایی!؟

باید دانست که ندیدن آقای ما و از نظر پنهان بودن ایشان دلیل برعدم حضور نیست و ایشان حضورداشته ونظاره گر رفتارهای ما می‌باشند
کاش می دانستم کجایی!؟
کاش می دانستم کجایی!؟

باید دانست که ندیدن آقای ما و از نظر پنهان بودن ایشان دلیل برعدم حضور نیست و ایشان حضورداشته ونظاره گر رفتارهای ما می‌باشند و این همان چیزی است که باید هرروز برای خود یادآوری کنم و بدانم که با هر گناهی قلب مبارک آقا شکسته می‌شود و با هر کار نیکی شادشان می‌سازم و این در حالی است که امام در همه حال دعاگوی ما مردم هستند و آنچه اوضاع و احوال مرا به هم می‌ریزد، اعمال زشت و ناپسندی است که با ایجاد پرده‌ای سیاه و چرکین، صفای قلبم را ربوده و آن را سخت کرده است و این سیاهی و قساوت قلب مانع از دیدن روشنی‌ها و پاکی‌ها شده، نمی‌توانم امام خود را ببینم. دوربینی که بشر البته به لطف الهی به دست خود می‌سازد فقط دیدنی‌ها را می‌بیند. ای کاش به یقین می‌دانستم که چشم خدادادی مانند هر نعمت دیگرش در بهترین نوع خود می‌باشد و حقایق شامل دیدنی و غیر دیدنی را می‌بیند. افسوس و صد افسوس که از نعمات خدا بهره لازم و کافی را نمی‌بریم که هیچ، بلکه به آن صدمه نیز می‌زنیم. در احادیث آمده است که امام معصوم می‌فرمایند ما مردم عادی نیز اگر تقوای الهی پیشه کنیم و به معنای واقعی متقی باشیم می‌توانیم روی آب راه برویم، چنان که حضرت مسیح علیه السلام روی آب راه می‌رفتند. در احادیث آمده است که یاران امام روی آب راه می‌روند و عده ای شان نیز بر روی ابرها راه می‌روند . شاید من و شما فوراً چنین هدفی در ذهنمان بیاید که ما نیز تقوا داشته باشیم تا بتوانیم چنین وچنان کنیم . نه هرگز. چون اگرهدف این باشد که بسیاری از مرتاضان نیز با کم خوری و پرورش روح و عدم تن پروری توانسته اند کارهای خارق العاده انجام دهند، بلکه منظورم این است که متقی بودن خواسته یا نخواسته آثاری را نیز به دنبال دارد. گوش مبرا می‌شود از شنیدن آنچه خدا نمی پسندد و این است شنوای حقیقی که می‌شنود، آنچه را که دیگران نمی شنوند و چشم می‌بیند آنچه را که دیگران نمی بینند. همیشه باید هدف خدا باشد. هیچگاه نباید جز او ببینی. پس آنگونه باش که جز معشوق نبینی، سپس بینی که معشوقت تو را چگونه بیند! باید درجهت تربیت خودم کوشش کنم .تلاش وتلاش برای توحید عملی. در هر مشکل و گرفتاری و در هر کاری چه شر وچه خیر فقط خدا را ببینم. فقط خدا را همه کاره بدانم. نمی گویم که نباید از وسیله‌ها ونعمات مادی که خدا در اختیار ما قرارداده استفاده کنم، بلکه باید آنچنان درپرورش تربیت نفس اماره خود بکوشم که هرگاه بر سر دوراهی خشنودی خدا و بنده‌اش قرار گرفتم، همانا آن را که اول و آخر هم اوست برگزینم، باشد که خدا نیز در اثر این همه خدادیدن‌ها و غیر او ندیدن‌های من، مرا که تنها درصورت اطاعت محض از او اشرف مخلوقاتش می‌شوم، برای قرار گرفتن در جوار قربش برگزیند. پس باید که رضایت وخشنودی باری تعالی را به شادی و رضایت بنده اش ترجیح بدهم و این یعنی توحید عملی در معنای ابتدایی‌اش.

وقتی درعمل می‌خواهم لباسی بپوشم که هم مردم لذت ببرند و هم خدا، یعنی می‌خواهم هم طبق سلیقه مردم رفتارکنم و هم طبق آنچه که خدا می‌پسندد، این رفتار درست است که با توحید عملی کمی منافات دارد ولیکن به معنای شرک نیست، بلکه ناشی ازسستی ایمان است. برای داشتن ایمان قوی واستوار ، ایمانی که پایمان را درگذرگاه‌های روزگار و با دیدن فریبندگی هایش نلرزاند، ابتدا باید پایه‌های آن را محکم سازیم .مولای متقیان حضرت علی علیه السلام درنهج البلاغه به بیان پایه‌های ایمان وشرح آن و همچنین جهت دقت نظر بیشتر به بیان پایه‌های کفر وشناختن حد و حدودها نیز می‌پردازند. ایشان می‌فرمایند: «ایمان دارای چهار پایه است: اول صبر، دوم یقین، سوم عدل و چهارم جهاد (با نفس).صبر دارای چهار پایه است: اول شوق ، دوم ترس، سوم زهد و چهارم انتظار(مرگ) و آن کس که شوق به بهشت داشته باشد خواهش‌های نفسانی را زیر پا می‌گذارد و آن کس که ازآتش جهنم می‌ترسد مرتکب اعمال حرام نمی شود و آن کس که زاهد باشد، هرنوع اندوه را کوچک می‌شمارد وآنکه منتظرمرگ باشد می‌کوشد که کارهای نیکو را به انجام برساند.

یقین دارای چهار پایه است: اول بینایی با هوشیاری، دوم رسیدن به حکمت، سوم اندرزگرفتن از دیگران و چهارم پیروی ازروش نیکوی گذشتگان و آن کس که با بینایی به هوشیاری برسد پایه دوم را درمی یابد و از حکمت بهره مند می‌شود و آنکه ازحکمت بهره‌مند گردید پایه سوم را درمی یابد و از دیگران اندرز می‌گیرد و آنکه از دیگران اندرز می‌گیرد به پایه چهارم می‌رسد چون مثل این است که با گذشتگان بوده و روش‌های نیک آنها را اقتباس می‌نماید.

عدل دارای چهار پایه است: اول دقت برای فهم درست، دوم رسیدن به حقیقت از راه دانایی، سوم حکم نیکو و چهارم بردباری، و آن کس که برای فهم درست دقت کند ازراه دانایی به حقیقت می‌رسد و آنکه به حقیقت رسید حکم نیکو صادر می‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS