دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کرامت و دنائت

«الکریم من تجنب المحارم و تنزه عن العیوب؛ انسان کریم، کسی است که از حرام اجتناب و از عیوب پروا کند»(غررالحکم2: 4).
کرامت و دنائت
کرامت و دنائت
نویسنده: علی مهدوی

«الکریم من تجنب المحارم و تنزه عن العیوب؛ انسان کریم، کسی است که از حرام اجتناب و از عیوب پروا کند»(غررالحکم2: 4).

مطابق آیه شریفه «لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممّن خلقنا تفضیلاً»(اسراء:70)، خداوند به انسان کرامت بخشیده است و انسان نیز وظیفه دارد این موهبت الهی را حفظ نماید. هدف اصیل انبیای الهی نیز ترغیب به تحصیل مکارم اخلاقی و حفظ کرامت انسانی است، یعنی همه انبیاء آمده‌اند که نفوس انسانها را به کرامت برسانند و آنها را از لئامت و فرومایگی برهانند. از این رو، خداوند پیامبر اسلام (ص) را با وصف کریم، مورد ستایش قرار داده است: «و إنه لقول رسول کریم»(تکویر: 19). خود حضرت نیز درباره برنامه و هدف بعثت خویش می فرماید: «إنما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» من مبعوث شدم تا راه انبیاء پیشین را تتمیم کنم، آنها آمدند و انسان‌ها را با کرامت آشنا کردند و چون دین من، اتم و اکمل ادیان است، پس کار من هم تتمیم مکارم اخلاقی است.

مطابق تعالیم و آموزه‌های دینی «دوری از گناه»، موجب حفظ کرامت انسانی است، همچنانکه امیرالمومنین علی (ع) در این باره می فرماید: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهوته؛ کسی که نفس و جانش نزد وی گرامی و ارجمند باشد شهوت و خواهش بر او خوار و پست گردد»(غررالحکم 1: 600). مفهوم این روایت آن است که اگر کسی مطابق هواهای نفسانی و خواهشهای شهوانی خود عمل کند، از مسیر کرامت انسانی خارج شده و گرفتار دنائت و پستی گردیده است. بنابراین انسان کریم کسی است که خود را مزین به زینت تقوا و پرهیزکاری نموده باشد و همواره از گناه و معصیت اجتناب نماید. خداوند در سوره فجر، توجیه ناروای برخی افراد درباره کرامت انسان را مطرح نموده و توهم ناصواب آنان را ابطال می کند و می فرماید: «فاما الانسان اذا ما ابتلاه ربه فاکرمه و نعمه فیقول ربی اکرمن و اما اذا ما ابتلاه فقدر علیه رزقه فیقول ربی اهانن کلا...»(فجر/15-17)؛ بعضی توانگری را مایه کرامت پنداشته و قهراً تهیدستی را مانع آن می‌دانند، لکن این توهم باطلی است، این نعمتها مایه کرامت انسان نیست، نه تنها مال و ثروت، بلکه هر نعمتی نظیر جاه، مقام و اولاد و... او را به کرامت نمی رساند، همچنان که این گونه امور مایه اهانت و دنائت انسان نیز نخواهد بود. هم کرامت انسان رهین اوصاف نفسانی اوست و هم خواری و فرومایگی او. لذا معیار و محور کرامت انسان، پرهیزکاری اوست: «ان اکرمکم عندالله اتقاکم»(حجرات/13).‌

به موجب آیه «إقرا و ربک الاکرم»(اعلی: 3)؛ خداوند، معلم کرامت است و از آنجا که طرز صحیح در تعلیم کرامت آن است که موانع آن بازگو گردد، لذا خدای سبحان موانع نیل به کرامت را ذکر نموده است، چرا که انسان تا از آن موانع نجات پیدا نکند، واجد صلاحیت شرکت در کلاس درس کرامت نخواهد بود« کرامت» نقطه مقابل «دنائت» است، لذا همان گونه که ذکر شد اولین شرط کرامت انسان، نزاهت از دنیاست. به عبارت دیگر، نخستین مانع تحقق کرامت، دنیاطلبی و دلباختگی به مظاهر زودگذر آن است. بی شک انسان شیفته دنیا، شاگرد مدرسه تکریم الهی نخواهد بود.

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS