دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کیفیت بندگی

ای ابوذر خدا را چنان پرستش کن که گویا او را می بینی ، زیرا اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند. (برگرفته از کتاب ره توشه، آیت الله مصباح یزدی)
کیفیت بندگی
کیفیت بندگی

کیفیت بندگی[1]

قال رسول الله(ص): یا اباذر؛ اُعبدالله کانّک تراه،فان کنت لاتراه فانّه یراک (بحار الانوار ج 74،ص 76)

ابوالاسو‌دئلی می‌گوید: هنگامی که ابوذر در تبعیدگاه خود، ربذه، بسر می‌برد، ‌به خدمت او رسیدم و او روایتی را برایم نقل کرد. ابوذر گفت: صبحگاهی‌، در مسجد بر رسول خدا وارد شدم ایشان نشسته بودند و کسی جز علی علیه السلام در کنارشان نبود. بعد از شرف یابی به خدمت آن حضرت و ادای احترام ،‌وقت را غنمیت شمرده، به حضرت عرض کردم: پدر و مادرم فدای تو باد، مرا به چیزی سفارش کنید که به سبب آن خداوند به من نفع رساند.

حضرت اظهار لطف کرده‌، ‌فرمودند:

نعم واکرم بک یا اباذر انک منا اهل البیت …

ای اباذر تو چه انسان با کرامتی هستی و از خاندان ما به شمار می‌آیی .

تو را به موعظه‌ای سفارش می‌کنم و انتظار این است که آن را حفظ کرده به آن عمل کنی‌: زیرا این موعظه در برگیرنده همه راههای خیر و نیک بختی است‌. اگر تو به این وصیت و سفارش عمل کنی خیر دنیا و آخرت به تو ارزانی می‌گردد.

یا اباذر ؛ اُعبدالله کانّک تراه،فان کنت لاتراه فانّه یراک

ای ابوذر‌؛ خدارا چنان پرستش کن که گویا او را می‌بینی، زیرا اگر تو او را نمی‌بینی او تو را می‌بیند.

شاید برای ابوذر که سالیان دراز ی در طریق بندگی خدا گام برداشته است و می‌خواهد در دست یابی به سعادت، از دستور العمل‌های پیامبر بهره گیرد، بهترین نصحیت این باشد که شیوه بهره‌گیری از عبادت را به او بیاموزد و راهی را فراسوی او نهند که بتواند از عبادت خویش بهترین استفاده را ببرد و آن داشتن حضور قلب به هنگام عبادت است.

راه کسب حضور قلبت، تمرین و ممارست و درک حضور خداست: اینکه انسان پیوسته خود را در محضر خدا و مأنوس با او بیابد، چراکه اگر کسی با خدا انس گرفت، ‌هرگز از سخن گفتن با او و شنیدن کلام او خسته نمی‌شوید؛ چون عاشق هر چه بیشتر با معشوق خود باشد و با او سخن گوید تشنه‌تر می‌گردد.

اینکه ما در انجام عبادت‌ها‌، زود خسته می‌شویم و با عجله نمازمان را می‌خوانیم و به دنبال کارمان می رویم و اگر نماز به درازا انجامید، نه تنها لذتی احساس نمی‌کنیم، بلکه احساس می‌کنیم در قفس گرفتار شده‌ایم؛ به این دلیل است که درک نمی‌کنیم و در برابر چه کسی قرار گرفته‌ایم و با چه کسی حرف می‌زنیم‌! ممکن است با علم حصولی، مقام بندگی و جایگاه والای خداوند را بشناسیم و پی به عظمت او ببریم؛ ولی این مفاهیم ذهنی در دل ما اثر نکرده است و باعث ارتباط حقیقی با خدا نمی‌گردد. آنچه موجب ارتباط حقیقی و واقعی با خدا می‌گردد، حضور قلب به هنگام عبادت است. عبادت‌هایی که ما موفق به انجام آن می شویم‌، تنها موجب اسقاط تکلیف می‌گردد و آن بهره‌ای که باید ببریم،‌ نمی‌بریم؛ چون عبادت هایمان روح ندارد و بدون حضور قلب انجام می‌گیرد. اشتغال به امور دنیوی مانع از انس دل با خدا و حضور قلب می‌شود و این مشکلی است که ما با آن مواجه‌ایم.

تحصیل حضو ر قلب به تمرین است و ریاضت نیاز دارد. در ابتدا انسان باید در گوشه‌ای خلوت بنشیند و به این نکته بیندیشد که خدا او را می‌بینید. برخی از اساتید اخلاق توصیه می‌کردند که باید در این تمرین از جنبه های تخیلی سود جست‌: به این معنا که اگر در اتاقی نشسته‌اید و یا در محل خلوتی بسر می‌برید، فرض کنید شخصی پنهانی مواظب رفتار شماست و شما او را نمی‌بینید. آیا رفتارتان هنگامی که شخصی مواظب شماست، با آنگاه که کسی مواظب شما نیست، ‌یکسان است؟ بخصوص اگر آن شخص یک فرد عادی نباشد و شما بدو اهمیت می‌دهید و سرنوشت خود را در دست او می‌بینید. مایلید در نزد او عزیز باشید و او شما را دوست بدارد. آیا در این صورت می‌توانید بکلی از او غافل گشته، ‌به امر دیگری مشغول گردید؟

اگر انسان سعی کند با تمرین، این نکته را برای خود مجسم سازد که در حضور خداست و خدا به او نگاه می‌کند و اگر او خدا را نمی‌بیند، خدا او را می‌بیند ، ‌رفته رفته در عبادتش حضور قلب پیدا کرده و آن عبادت دارای روح می‌گردد. آن عبادت تنها موجب اسقاط تکلیف نمی شود، ‌بلکه موجب ترقی و تعالی معنوی و قرب به خدا می‌گردد.

    پی نوشت:
  • [1] . مصباح یزدی، ‌محمدتقی؛ ره توشه پندهای پیامبر اکرم به ابی ذر، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1376، دوم ، ص 16
    2. محمدباقر، علامه مجلسی؛بحارالانوار، بیروت-لبنان، مؤسسة الوفا، ج74ص76.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS