دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آقاخانیه

No image
آقاخانیه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : اسماعيليه، نزاريه، آقاخان محلاتي، آقاخانيه، حسنعلي شاه

بررسی تاریخ فرقه­های معاصر و یا نزدیک به معاصر از این جهت مهم می­نماید که با بسیاری از روابط اجتماعی و فرهنگی امروزی در پیوند است و ما به راحتی می­توانیم با فرهنگ و موقعیت اجتماعی و نیز روابط سیاسی رهبران و پیروان این فرق با بیگانه آشنا شویم. در این مقاله سعی بر این است که به بررسی فرقه آقا خانیه، از فرق معاصر اسماعیلی نزاری، پرداخته شود.

پیشینه رهبران آقاخانی

این فرقه از بازماندگان نزاریه اسماعیلی است.[1] فرقه نزاریه بعد از حمله مغول متحمل صدمات شدیدی شد و پس از این جامعه نزاری در ایران به حالت تقیه زندگی می­کرد. نزاریان خود به دو فرقه محمد شاهی و قاسم شاهی تقسیم شدند. از رهبران قاسم شاهی اطلاعات گسترده ای در دست نیست، فقط می­دانیم که عده­ای در سالهای 870 تا 880ه.ق در منطقه انجدان از نواحی محلات، ادعای امامت نزاریان قاسم شاهی را نموده­اند. از آثار خیرخواه هراتی که در قرن دهم می­زیسته بدست می­آید که او با امامان نزاری در انجدان، ارتباط داشته است. این مطلب نشان دهنده فعالیت جدید امامان نزاری است. ایشان با فرستادن افرادی در سلک صوفی و به نامهای شاه و پیر به تبلیغ امامت خویش می­پرداختند.[2]آقاخانیه عنوان شاه را از مراشد صوفیه اقتباس کردند[3]و حتی آقاخان اول، روابطی با مست­علیشاه از بزرگان فرقه صوفیه نعمت­اللهیه داشت.[4]در دوره صفویه و زندیه و قاجار، امامان نزاری با حکومت مرکزی سازش داشته و از سوی حکومت به فرمانداری برخی مناطق، منصوب می­شدند.[5]

چهل و چهارمین امام نزاری

او فردی از سادات اسماعیلی، از اهالی کهک قم به نام سید ابوالحسن خان است. سید ابوالحسن خان سلسله نسب خود را به اسماعیل فرزند امام صادق(ع) می­رساند.[6]از فعالیتهای سیاسی او این است که در حکومت زندیه و آغاز حکومت قاجار در کرمان حکم­فرمائی می­کرد. پس از برکناری از حکومت به محلات مهاجرت می­کند. محل زندگی او و فرزند و نوه­اش در دولت آباد، واقع در 36 کیلومتری محلات بود.[7]وی در آن دیار به عنوان رئیس دینی اسماعیلیه و چهل و چهارمین امام نزاری فعالیت می­نمود و از این رو هدایا و نذورات سرشاری از سوی پیروانش بخصوص از هند و آسیای میانه به او می­رسید. اگر کسی از پیروانش نمی توانست نذورات خود را به او برساند، آنها را به دریا می­افکندند و اعتقاد داشتند که سرانجام این اموال به دست امامشان خواهد رسید.[8]سرانجام در سال 1206 هجری درگذشت.[9]

فعالیتهای رهبران آقاخانیه

سید­ابوالحسن­خان و فرزندش شاه­خلیل­الله، در سیاست به عنوان حکمرانی سلسله نزاریه تلاش نداشتند. بلکه از حکومت زمان تبعیت می­کردند. این حالت ابتدائی و ضعف نزاریان بود تا جائی که شاه خلیل الله در یک درگیری که بین طرفداران او و شیعیان رخ داد، در یزد کشته شد.

پس از کشته شدن شاه­خلیل فرزندش حسنعلی به راه وی ادامه داده و از سوئی مورد لطف فتحعلی­شاه واقع شد. شاه قاجار دستور تنبیه قاتلین شاه خلیل­الله را صادر کرد و برای دلجوئی، یکی از دختران خود به نام سروجهان را به همسرى حسنعلى­شاه در آورد و حکومت قم و محلات را به وى واگذار نمود. فتحعلی­شاه او را به لقب آقاخان مفتخر ساخت و از این پس وی به آقاخان محلاتی شهرت یافت. وجه تسمیه پیروان او به آقاخانیه نیز از لقبی است که فتحعلی شاه به او اعطاء نمود.[10]با توجه به موقعیت بدست آمده، دیگر فعالیتهای وی منحصر در مراسم مذهبی اسماعیلی نمی­شد، بلکه برای تأسیس حکومت سلسله آقاخانی تلاش کرد.[11]

تلاش برای تشکیل حکومت

بعد از مرگ فتحعلی­شاه و جنگ شاهزادگان برای تصاحب قدرت مرکزی، زمینه آشوبهای حسنعلی­شاه فراهم شد. آشوب های حسنعلی­شاه برای تضعیف حکومت مرکزی قاجار چندین بار تکرار شد. ابتدا وی در سال 1256ه.ق قلعه بم را تصرف کرد تا به دامنه حکمرانی خود بیفزاید اما نصرت الدوله، برادر محمد­شاه او را سرکوب نمود و مجبور به عذر خواهی از محمدشاه شد و پس از آن به محلات بازگشت. وی برای بار دوم نقشه شورش برضد قاجار را طراحی کرد. او با کسب اجازه از محمد­شاه عازم زیارت مشاهد مقدسه و سفر به مکه معظمه شد و زنان و اموال و فرزندان خود را به کربلا و نجف فرستاد و خود مخفیانه به جمع آوری یاران خویش و تجهیزات نظامی پرداخت و با جعل نامه محمد­شاه مبنی بر واگذاری حکومت کرمان به او، به سوی آن شهر حرکت نمود. این بار نیز او به مقصود خود نرسید و شاهزاده بهاءالدوله در بین راه با او درگیر می­شود.[12]

وی بعد از 14 ماه تلاش برای تسخیر کرمان و عدم موفقیت در این زمینه به میناب و بندر عباس می­رود و توسط نیروهای انگلیس تجهیز می­شود. این بار با خاطری جمع برای تسخیر کرمان اقدام می­کند ولی در نواحی ریگان شکست سختی از قوای دولتی متحمل می­شود و به ناچار پس از مدتى جنگ و گریز به قندهار گریخت و در آنجا مورد حمایت دولت انگلیس قرار گرفت. وی در آنجا به همکاری با انگلیسها پرداخت و علیه بلوچ­ها که ضد انگلیسی بودند، فعالیت می­کرد.[13]با تصرف افغانستان توسط انگلستان، روابط نزدیکی بین فرمانده نظامی انگلیس و آقاخان برقرار شد و با شکست انگلستان در افغانستان در سال 1262 ه.ق، آقاخان به همراه خانواده­اش به هندوستان رفت و در بندر بمبئی سکونت گزید.[14]

ریاست بر اسماعیله

ورود او به بمبئی با اعتراض دولت ایران روبرو شد و به همین دلیل به ایالت بنگال مسافرت کرد و در سال 1263 ه.ق در کلکته ساکن شد و دوباره به بمبئى بازگشت و آن شهر را مرکز آقاخانیه قرار داد. آقاخان با حکم دادگاه به قضاوت جوزف آرلوند، وارث قانونی امامان الموت شد و به این ترتیب با کمک انگلستان رسما رئیس اسماعیلیه هند نیز گردید.[15]همپیمانی او با انگلیس و خود فروختگی­اش تا جائی پیش رفت که دولت بریتانیا برای وی حق سالانه معین نمود. آقاخان در قیام عمومی مسلمانان هند در سال1274ه.ق برعلیه بریتانیا، در کنار انگلیس بود. سرانجام آقا خان در سال 1298 ه.ق در گذشت و در قبرستان حسن آباد بمبئى به خاک سپرده شد.[16]

آقا بزرگ تهرانی در کتاب الذریعه کتابی به نام عبرت افزا را متعلق به حسنعلی­شاه می­شمرد. او در این کتاب به نسب خویش و جریان قتل پدرش و سرگذشت خویش می­­پردازد.[17]

آقاخان سوم سرگذشت جد خویش، حسنعلی را اینچنین می­نویسد: در این هنگام پادشاه (فتحعلی­­شاه) درگذشت و جد بزرگمان حامی و طرفدار خود را از دست داد و مخالفینش من جمله نخست وزیر (میرزا آقاسی) مخالفت علنی خود را با او شروع کرد. این مخالفت منجر به زد و خورد شد و چون جدم نتوانست مقاومت نماید با عده­ای از اتباعش به افغانستان و از انجا به سند رفت و در آنجا مقیم گردید و در همان جا بدرود زندگی گفت.[18]

آقاخان دوم و سوم

پس از حسنعلی فرزند بزرگترش آقاعلى­شاه یا آقا خان­ دوم پیشواى اسماعیلیه هند شد. آقا خان دوم در سال 1302 قمرى بر اثر ذات الریه در گذشت و جنازه او در نجف اشرف دفن شد.

پس از مرگ علی­شاه، پسر هشت ساله اش محمد­شاه یا آقا­خان سوم به امامت رسید. او از هجدهم اوت 1885 تا سال 1957، رئیس فرقه اسماعیلیه بود. محمد­شاه در سن 21 سالگی به اروپا رفت و روابط خوب خانوادگی خود را با انگلیس ادامه داد و به دلیل همکاری با دولت بریتانیا، القاب و نشانهای متعددی دریافت نمود. وی همانند عبدالبهاء رئیس فرقه ضاله بهائیت، از طرف دولت بریتانیا لقب سر را دریافت کرد. آقاخان سوم با حمایتهای قدرتهای استعماری، رهبر اسماعیلیان نزارى هند و ایران و آسیاى مرکزى و شرق آفریقا گردید. تلاشهای او بر این بود که هویت نزاریان را از شیعیان اثنی­عشریه و اهل­سنت در تمام کشورهائی که اسماعیلیان در آنجا زندگی می­کردند، متمایز سازد. بنابراین در سال 1905ه.ق قوانینی را برای تمام جوامع اسماعیلی تعیین کرد و شورایی را موظف ساخت که آن قوانین را اجرا نمایند. مهمترین این قوانین آداب و رسومی بود که موجب جدائی این فرقه از دیگران می­شد. تمام نزاریان باید سندی که عقائد نزاری در آن مشخص شده را امضاء کرده و آقاخان سوم را به عنوان امام حاضر خود بپذیرند.[19]

فعالیتهای محمد­شاه منحصر در رهبری آقاخانیه نبود بلکه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی نیز انجام می­داد، از جمله تبدیل کالج علیگره در هند به دانشگاه، نقش در تأسیس حزب مسلم لیگ، رئیس کنگره مسلمانان هند. او هفت سال در این سمت ماند و در سال 1932 نماینده هند در کنفراس خلع سلاح و رئیس نمایندگان آن کشور در جامعه ملل گردید. در سال 1937 به ریاست جامعه ملل در ژنو انتخاب شد.[20]وی برای مسابقات اسب­دوانی، اسبهای درجه یک تربیت می­کرد و از این راه جوائز زیادی را نصیب خود می­کرد. [21]

تشریفات پیروان آقاخانیه

در سال 1936 – 1937م که پنجاهمین سال امامت آقا­خان­سوم بود، اسماعیلیان آسیا و آفریقا در بمبئى و نایروبى، هموزن او طلاى ناب به وى هدیه کردند. در سال 1946 هموزن او الماس دادند و در سال 1954 - 1955 هموزن او طلاى سفید در قاهره به وى تقدیم کردند. چنین اقداماتى جنبه تشریفاتى داشت و پس از انجام مراسم، طلاها و الماس ها به صاحبان اصلى آن بر گردانده مى­شد.[22]

آقاخان سوم در سال 1327 شمسى با تلگراف از دولت ایران تقاضاى تابعیت کرد و شاه وقت ایران محمدرضا به او لقب حضرت والا داد و جواب تلگراف او را اینگونه نوشت: تلگرافیه مبنی بر تقاضای تابعیت ایران مخابره نموده بودید، واصل گردید. دولت همیشه شما را ایرانی شناخته است و این تقاضا در کمال خوشوقتی پذیرفته شد و عنوان رسمی شما را حضرت والا نمودیم .[23]

آقاخان­سوم در سال 1957 در سن 80 سالگى در گذشت و جنازه او در اسوان مصر دفن گردید.[24]

آقاخان چهارم

علیخان فرزند آقاخان­سوم به علت خوشگذارانی و عشرت نتوانست جای پدر را بگیرد. به همین دلیل کریمخان فرزند علیخان متولد 1315 شمسى، در 21 سالگى بنا به وصیت جدش به امامت رسید. وی که لیسانس تاریخ اسلام از دانشگاه هاروارد است، کارهای پدر بزرگش را ادامه داد. او همانند جدش در لندن زندگی می­کند و پیروان خود را که قریب به یک میلیون نفر می­باشند[25]را به زندگی سکولار غربی تشویق می­کند. فعالیتهای او بیشتر اقتصادی وفرهنگی است. به چند نمونه از اقدامات او اشاره می کنیم :[26]

1.درسال 1977م/1356ش، موسسه مطالعات اسماعیلیه لندن را تأسیس کرد.

2.تأسیس دانشگاه در کراچی، سال 1985م.

3.در سال 1986م قانون اساسی اسماعیلیان نزاری را نوشت و برای تمام نزاریان فرستاد.

4.در سال 2002 پس از اشغال افغانستان، از آنجا دیدن کرد و به فعالیتهای اقتصادی در آنجا پرداخت.

5.راه­اندازی شبکه توسعه مسائل اجتماعی به نام شبکه توسعه آقاخان.

برخی عقاید آقاخانیه

ماهیت این فرقه به عنوان نو نزاریان اسماعیلی در دوره معاصر است و در واقع اعتقاداتی جز اعتقادات نزاریان ندارند و رهبران ایشان بیشتر جنبه سیاسی و فرهنگی داشتند تا اعتقادی و دینی اما به هرحال آقاخان­ها را امام خویش می­دانند.

ایشان معتقدند که دستورات امام حاضر مورد اطاعت قرار می­گیرد.[27]فرقه آقاخانیه از ابتداء تا کنون چهار امام را تجربه کرده است که عبارتند از:

1. حسنعلى شاه (متوفی 1298 ه.ق)

2. على­شاه(متوفی 1302 ه.ق)

3. محمد شاه ( 1293-1374 ه.ق)

4. کریم خان ( متولد 1315 شمسی)

اعتقاد به تناسخ در میان نزاریان و همچنین آقاخانیه وجود دارد و به همین دلیل به تأویل ثواب و عقاب و رفع تکالیف و احکام شریعت اسلام پرداخته­اند.[28]در این باره می­گویند: ثواب عبارت است از این که روح انسان در وقت مردن منتقل شود به بدن انبیاء و صلحاء و نحو ذلک، و عقاب عبارت است از انتقال روح در وقت مردن به بدن کلب یا خنزیر یا مار و عقرب و امثال ذلک.[29]آقاخان­ها خودشان با توجه به گرایش شدیدی که به غرب داشته و تحت تأثیر افکار و منش آنان بودند، برای همراهی با غربیان مشکل چندانی نداشتند. آقاخان سوم مقید به شریعت اسلامی نبوده و خود را موظف به رعایت آن نمی­دانست؛ زیرا امامان نزاری حال حاضر را قیامت می­دانستند و در این صورت شریعت ملغی می­شود.[30]بدین ترتیب اباحه­گری اسماعیلیان در دوران گذشته، امروزه نیز ادامه دارد.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - اسماعیلیه- نزاریان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

این سریال ساخته فیلمساز موفق ایرانی حسن فتحی است که سریال های جذاب وموفقی چون پهلوانان نمی میرند، شب دهم، مدار صفر درجه و میوه ممنوعه را در کارنامۀ خود دارد. همگی این سریال های تلویزیونی مخاطبان بیشماری را به خود اختصاص دادند و این همه ناشی از توانایی او در نوشتن فیلمنامه و کارگردانی است.
لیلا 20 سال بعد ; نگاهی به فیلم لیلا

لیلا 20 سال بعد ; نگاهی به فیلم لیلا

20 سال پیش، زمانی که فیلم «لیلا» اثر داریوش مهرجویی بر پرده سینماهای کشور نقش بست، ایران سال 75 با ایران امروزی کاملاً در تنافر بود. ایرانی که قرار بود وارد فاز جدید از عرصه‌های سیاسی شود تا پیرو آن پای جامعه زنان به عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باز شود.
ساده و بی‎ادعا ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

ساده و بی‎ادعا ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش ساخته رضا مقصودی فیلمی بدون تظاهرات روشنفکری و بدون ادعاست. فیلمی ساده و بی‎پیرایه که از ابتدا تا به انتهای فیلم فضاهای پر از کنش و زنده‌ای پشت سر هم ردیف می‌شوند و برای مخاطب لحظاتی شاد و خنده‌آوری را فراهم می‎کنند.
کارکردهای پنهان اسطوره در فیلم ایستاده در غبار

کارکردهای پنهان اسطوره در فیلم ایستاده در غبار

فیلم ایستاده در غبار سعی می کند سیمای تازه ای از اسطوره دفاع مقدس ارائه دهد. منظور از کارکرد اسطوره در اینجا شباهت با داستانهای اساطیری نیست بلکه بیشتر شبیه یک نقطه دید و یک وضعیت است. برای بررسی این بحث باید به چند سوال اساسی پاسخ داد؛ ایا دفاع مقدس و قهرمانان آن وجهی اساطیری دارد؟ اگر این گونه است این خاصیت از کجا آمده است و آیا این فیلم توانسته به هدف خود در نقد وجه اساطیری دفاع مقدس موفق باشد؟
خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

فیلم ابد و یک روز نه تنها نحوه‌ی زیست یک خانواده‌ی گرفتار اعتیاد را با دقت توصیف می‌کند بلکه پا را از آن فراتر می‌گذارد و به ذکر دلایل به وجود امدن این خانواده می‌پردازد.
Powered by TayaCMS