دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

از ناپاکی ظاهری تا پلشتی باطن

انسان همواره در حال تغییر و تحول است. زمانی که به دنیا می‌آید در کمال اعتدال و تعادل است.
از ناپاکی ظاهری تا پلشتی باطن
از ناپاکی ظاهری تا پلشتی باطن
نویسنده: تقی عابدی

بررسی تأثیر طهارت و پلیدی ظاهری بر باطن انسان

انسان همواره در حال تغییر و تحول است. زمانی که به دنیا می‌آید در کمال اعتدال و تعادل است. اما عوامل درونی و بیرونی، او را به دو سوی متضاد و متناقض می‌کشاند. از سویی الهامات تقوایی، خواهان حفظ تعادل در قوای بشری و بهره گیری از آنها برای فعلیت بخشی به اسمای الهی سرشته در ذات است و از سوی دیگر الهامات فجوری، خواهان مرزشکنی و تجاوز و گذر از مرزهای تعادل به سوی تقویت قوای نفسانی و بهره‌مندی بیشتر از لذائذ پست دنیوی می‌شود.

این گونه است که آدمی، دمی در آرامش و آسایش نیست تا اینکه در یکی از دو قرارگاه دوزخ و بهشت قرار گیرد و سازه‌ای جدید را به جهان آخرت با مرگ خویش ببرد که مناسب و مطابق با شرایط بهشت و دوزخ است.

در حقیقت این انسان است که به اراده و اختیار و انتخاب خود، خود را می‌سازد و سازه نهایی را به جهان آخرت منتقل می‌کند. بنابراین، جز خود نمی‌تواند کسی را عامل متاله شدن و خدایی گشتن بداند و یا در دوزخی شدن خویش مقصر دانسته و سرزنش کند.

بسیاری از مردم از این نکته آگاه نیستند که وضعیت نهایی سازه وجودی خویش را در یک فرآیندی در مدت کوتاه عمر خویش می‌سازند. آنان با انتخاب نادرست راه گمراهی، گرفتار ناپاکی‌ها و خباثت‌های ظاهری می‌شوند و با خوی گرفتن بدانها، سازه وجودیشان را با پلشتی و پلیدی می‌سازند و باطن وجودشان را بدان کامل می‌کنند و دوزخی شدن را برای خود رقم می‌زنند.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا عوامل اصلی این سقوط را براساس آموزه‌های قرآنی تبیین کند.

انسان بر سر دو راهی سرنوشت

براساس آموزه‌های قرآنی، دنیا جای ماندن نیست، بلکه قرارگاه موقتی است تا انسان خود را بسازد و برای ابدیت، هویت و ماهیت نهایی خویش را مشخص کند. انسان و جنیان تنها موجودات هستی هستند که از اراده و انتخاب اختیاری برای تعیین وضعیت نهایی خویش برخوردارند. به این معنا که در آنها، عناصری به صورت قوا سرشته و قرار داده شده که با فعلیت یابی هر یک از آنها، وضعیت نهایی آنان از نظر ماهیت مشخص می‌شود. بنابراین، ماهیت ظاهری و نخستین انسان هرگز به معنای ماهیت ابدی او نیست؛ بلکه ماهیت ابدی در یک فرآیندی در دنیا در زمان کوتاه عمر آدمی به دست خود او رقم می‌خورد.

از این رو هر شخصی برای خودش کار می‌کند و ابدیت خویش را نیز ترسیم می‌کند. سازه نهایی هر کسی آن چیزی است که خود وی، آن را با ایمان و عمل خویش می‌سازد و تا ابدیت با آن خواهد بود.

خداوند برای انسان دو راه اصلی سرنوشت تعیین کرده که از آن به عنوان بهشت و دوزخ یاد می‌شود. البته همین دو راه سرنوشت ساز، خودداری مراتب کلی است که برای بهشت، هشت مرتبه و برای دوزخ هفت مرتبه گفته‌اند. این بدان معنا نیست که هویت سازی بشر از خود، منحصر در این مراتب است؛ زیرا هر مرتبه‌ای خود دارای مراتب بی‌شماری است که برخی از اساتید و بزرگان از آن به تعداد انسان‌ها و جنیان یاد کرده‌اند؛ زیرا هر شخصی خود، نوع منحصر به فردی است که نمونه‌ای جز خودش نخواهد داشت. بنابراین، هر کسی نوعی خاص از انسان را در فرآیند عمر خویش می‌سازد که نوع منحصر به فردی می‌باشد که در مرتبه‌ای از انسانیت قرار می‌گیرد که بی‌نهایت و بی پایان است.

با این همه، راه اصلی همچنان دو راه است که از یکی از آنها به عنوان راه کمال، صراط مستقیم، متاله و خدایی شدن، عروج و تعالی، ایمان، اسلام، راه بهشت و مانند آن و از راه دیگر، به عنوان راه نقص، ضلالت و گمراهی، کفر، سقوط، دوزخ و مانند آن یاد می‌شود.

انسان در مدت کوتاه عمر خود که همان زندگی دنیوی است، هر دم در سر دو راهی سرنوشت ساز بهشت و دوزخ قرار دارد و هر انتخاب او، به معنای صعود یا سقوط می‌باشد؛ زیرا شرایط زندگی دنیوی، شرایط بسیار سخت و دشواری است که در آن اسمای الهی سرشته در ذات آدمی، فعلیت‌های متفاوت و متقابلی براساس اراده و انتخاب اختیاری انسان‌ها می‌یابد. شرایطی که در زندگی دنیوی برای بشر است، از آن به عنوان فتنه، امتحان و ابتلا و آزمون یاد می‌شود. هر دم انسان با انتخاب خود، بخشی از قوای اسمایی خویش را فعلیت می‌بخشد و با این انتخاب، سازه نهایی وجود خویش را می‌سازد که تا ابدیت با او همراه خواهد بود. این همان چیزی است که قرآن از آن به خلود یاد می‌کند؛ زیرا خلود و جاودانگی در بهشت و دوزخ، به معنای تحقق سازه ای موافق و مناسب شرایط دو نوع زندگی و دو جهان متقابل و متناقض است. هر کسی خود به اراده و اختیار خویش، سازه ای را می‌سازد و انتخاب می‌کند که برای دو جهان متقابل است که از آن به بهشت و دوزخ یاد می‌شود.

اگر کسی سازه‌ای ناقص و پر از پلشتی‌ها و پلیدی‌های ذاتی برای خود بسازد، این سازه تنها در شرایط جهانی به نام دوزخ می‌تواند زیست کند که پر از شقاوت‌ها و رنج‌ها و عذاب هاست. چنان که سازه کامل از همه اسمای حسنای الهی که با تلاش ایمانی و عمل صالح شخص ساخته می‌شود، موافق طبیعت بهشت است که بدان وارد می‌شود.

پلشتی از ظاهر تا ذات

با نگاهی به آموزه‌های قرآنی این معنا به دست می‌آید که در جهان مادی دو دسته از اشیاء و موجودات وجود دارد. دسته ای که متناسب با طبیعت کمالی بهشت است و دسته ای که مناسب طبیعت نقص دوزخ است. هر یک از موجودات دنیوی با توجه به مقام عین ثابت خویش، انتخابی را انجام دادند که در دنیا که آخرین منزل نزولی هر چیزی است، به اشکال مختلف خودنمایی می‌کنند.

هر موجودی با توجه به ظرفیت خویش، بازتابی از نور کمال الهی است که بر او تابیده است. از این رو ظرفیت‌های محدود، از نواقص بیشتری برخوردار است؛ چرا که ناتوان از بازتاب درست کمالات الهی می‌باشد. این گونه است که برخی از چیزها در جهان محدود دنیای نزولی، از نواقص با درجات و مراتب گوناگون برخوردار است. از آن جایی که جهان مادی دنیا، سایه‌ای از جهان‌های الهی و ملکوتی بالا دستی می‌باشد، هر یک از آفریده‌ها و چیزهای دنیا، بازتاب حقیقت ظرفیت خویش در عالم عین ثابت در صقع ذات الهی می‌باشد.

همین محدودیت‌ها، چیزها را در دنیا دسته بندی می‌کند. برخی که از ظرفیت بیشتری برخوردار است، در شکل دنیایی خویش دارای کمالات بیشتر است و ما را به عنوان امور طاهر و پاک می‌شناسیم؛ و آنهایی که از ظرفیت کمتری برخور دارند، در شکل دنیایی به شکل اشیای خبیث و ناپاک شناخته می‌شوند. البته می‌توان با توجه به منظر دید، عناوین دیگری برای هر یک انتخاب کرد؛ ولی از آنها جایی که در این مطلب براساس کارکردهای آنها نسبت به انسان به این چیزها نگاه می‌شود، از آنها به طاهر و یا خبیث یاد می‌شود.

در قرآن از چیزهایی که دارای نقص ظرفیت است و تاثیرات سویی بر انسان می‌گذارد به عنوان رجس، رجز، سوء، خبیث و نجس و مانند آن یاد شده است تا آدمی از آنها پرهیز کند؛ زیرا انسان با نزدیکی و بهره‌مندی از هر یک از این چیزهای ناپاک، سازه وجودی خویش را آلوده می‌کند.

خداوند در آیات آفرینش انسان، به این نکته توجه داده که تقرب، نزدیکی و خوردن و بهره‌مندی حضرت آدم(ع) از یک درخت خبیث، چگونه سازه وجودی او را تغییر داد و زشتی‌های بدن وی را آشکار ساخت، به گونه‌ای که ناچار به پوشاندن آن با برگ‌های بهشت شد.

بنابراین همان گونه که بهره مندی از یک میوه خبیث می‌تواند چنین تاثیراتی را در ساختمان بدن انسان به جا گذارد، دیگر چیزهای خبیث هم، تاثیرات شگرفی درجان آدمی به جا خواهد گذاشت. یک میوه از درخت خبیث ممنوع، موجبات آشکاری پلشتی‌ها در تن آدمی و سقوط وی از بهشت می‌شود؛ چرا که دیگر آن سازه‌ای که با این میوه درخت ممنوع شکل گرفته نمی‌تواند درمحیط بهشت قدس باقی بماند و شرایط آنجا را تحمل کند؛ از این رو به درجات پست تر دنیا سقوط می‌کند و او با توبه و بازگشت و بازسازی و طهارت از آلودگی‌ها و آثار به جا مانده از درخت ممنوع، در مسیر بازگشت به محیط مناسب بهشت قرار می‌گیرد.

منهیات شرعی و خباثت اشیاء

بر اساس آموزه‌های قرآنی، این معنا اثبات شده که نواهی شرعی به اموری تعلق گرفته است که تاثیرات بدی در جسم و جان آدمی به جا می‌گذارد؛ چنان که اوامر شرعی نیز به اموری تعلق گرفته که برای آدمی مفید و سازنده است و او را در دست یابی به کمال و فعلیت یابی اسمای الهی یاری می‌دهد.

بنابر این باید توجه داشت که حکمتی در پس هر امر و نهی شرعی وجود دارد که برخی از آنها با عقل قابل ادارک است. و برخی دیگر به سبب پیچیدگی ها، با عقل انسانی قابل درک نیست. بنابر این نمی‌توان تنها به سبب اینکه عقل، مفسدت و مصلحت امری را درک نکرده، با نواهی و اوامر شرعی مخالفت کرد.

به نظر می‌رسد که حتی با بهره‌گیری از همین عقل ناقص و ناتوان بشری می‌توان با نگاهی به مجموعه مواردی که خداوند از چیزی نهی کرده و یا به چیزی امر نموده، این معنا را دریافت که خداوند به امور پاک و طاهر امر کرده و از امور خبیث و پلید باز داشته است. خداوند در آیه157 سوره اعراف می‌فرماید که خباثت و پلیدی اشیاء، زمینه ساز حرمت آنان است. بنابراین، دلیل وجوب اجتناب از چیزی را باید در پلید بودن آن چیز جست، چنان که این مطلب در آیه90 سوره مائده و نیز 5سوره مدثر مورد تاکید قرآن قرار گرفته است.

خداوند در آیه اخیر، به پیامبرش فرمان می‌دهد که از هر گونه پلیدی دوری و اجتناب ورزد و در آیات 90 و 92 سوره مائده دوری جستن ایشان از اموری چون شراب و قمار را نشانگر اطاعت آن حضرت(ص) از فرمان الهی می‌داند که آنها را رجس و پلید معرفی کرده است. در حقیقت، دلیل وجوب اجتناب انسان از چیزهایی چون شراب و قمار و بت و مانند آن، پلیدی و خباثت آنان است که برای انسان ضرر دارد و هر انسان عاقلی چون مومنان (مائده، آیه90 و توبه، آیه95) می‌بایست از این پلیدی‌ها اجتناب ورزند تا سازه ای که از خود می‌سازند به دور از عوامل خبیث و پلید باشد که هیچ مناسبت و مناسختی با بهشت کمالی و جهان برتر الهی ندارد.

پاکی و قداست انسان که از طریق اجتناب از پلشتی‌ها و پلیدی‌ها به دست می‌آید، موجب می‌شود تا او بتواند سازه ای از خود ارایه دهد که پاک از هر پلشتی است. بنابراین می‌تواند به بهشت قدس و طهارت درآید و به رستگاری برسد. از این رو خداوند در آیات 90 و 100 سوره مائده رسیدن به فلاح و رستگاری را در دوری جستن از پلشتی هایی می‌داند که از آن نهی کرده است؛ زیرا کسی که از پلشتی‌های نهی شده اجتناب می‌ورزد و از آن استفاده نمی کند، سازه ای مناسب با بهشت پاک و قدس می‌سازد که لیاقت ورود به آن را داراست.

اما کسی که عادت به بهره مندی از پلشتی کرده نمی‌تواند به بهشت پاکی‌ها درآید؛ زیرا طبیعت سازه وجودی ساخته شده به دست چنین شخصی، شایسته آن است تا در دوزخی وارد شود که مجتمع همه پلشتی‌ها و خباثت هاست. از این رو خداوند در آیه16 سوره ابراهیم و 29 سوره کهف و 36 سوره حاقه، آشامیدنی دوزخیان را مایعی ناگوار و پلید معرفی می‌کند؛ زیرا طبیعت انسان دوزخی، طبیعت خبیثی شده که جز با خباثت میانه‌ای ندارد.

اعمال پلید، عامل پلشتی باطن

از آیات قرآنی به دست می‌آید که انسان متعادل در یک فرآیندی با بدرفتاری خویش، گرفتار پلشتی اخلاقی و ظاهری و در نهایت پلشتی باطنی می‌شود و از انسانیت بیرون می‌رود.

خداوند در آیات نخست بقره تبیین می‌کند که انسان‌هایی که تقوای عقلانی نداشته باشند هرگز به تقوای الهی نمی‌رسند؛ زیرا کسی که نسبت به منهیات عقلانی واکنش مثبت نشان نمی دهد و از آنها اجتناب نمی ورزد، زمینه بهره مندی از نواهی الهی ندارد. از این رو خداوند بهره مندی از آموزه‌های وحیانی و هدایت‌های الهی را مختص کسانی می‌داند که از تقوای عقلانی برخوردارند، خداوند در آیه 100 سوره یونس تبیین می‌کند که بی خردی، عامل اساسی پلیدی انسان است. به این معنا که انسان‌های بی خرد در پی امور ناپاک می‌روند و خود را به پلیدی ذاتی دچار می‌کنند.

کسی که از خباثت‌ها و پلیدی‌هایی چون شراب (مائده، آیه 90)، خوک (انعام، آیه 145)، خون (همان)، قمار (مائده، آیه 90)، زنا و لواط (انبیاء، آیه 74) و مانند آن پرهیز نمی‌کند، در یک فرآیندی ناتوان از درک مسایل هستی و مفاهیم عمیق وحیانی می‌شود و گرفتار شرک و کفر شده و در نهایت از دایره انسانیت و عقل و ایمان بیرون می‌رود.

در این راستا منافقان به سبب اینکه از تقوای عقلانی بهره مند نیستند، گرایش به نفاق می‌یابند و فکر پلید را می‌جویند و با آن همراهی می‌کنند. اینان در یک فرآیندی از بیمار دلی به پلیدی ذاتی می‌رسند. به این معنا که در یک فرآیندی ماهیت انسانی و طهارت و پاکی خود را از دست می‌دهند و گرفتار پلیدی باطنی می‌شوند. ازدیاد پلیدی که در آیه 125 سوره توبه برای اینان اثبات شده، همین معنا را تاکید می‌کند. بنابراین، منافقان مردمانی پلید و پلشت هستند (توبه، آیات 95 و 125) که در نهایت، پلشتی نقاقشان، آنان را به کفر می‌کشاند (توبه، آیه 125)

از نظر قرآن، شرک، کلمه خبیث و ناپاک است. (ابراهیم، آیه 26) و مشرکان به سبب همین خباثت شرک، پلید و پلشت می‌شوند. (توبه، آیه 28) کفر و کافران نیز این گونه هستند چنان که از آیاتی چون 100 سوره مائده و 36 و 37 سوره انفال و 125 سوره توبه این معنا استنباط می‌شود.

همچنین شیطان، موجودی پلید است که سرمنشأ بسیاری از پلیدی‌ها و پلشتی‌ها می‌باشد. (انفال، آیه 11 و نیز مائده، آیه 90)

انسان‌هایی چون منافقان، مشرکان و کافران و نیز کسانی که گرفتار لواط و زنا و شراب خواری و سرقت و مانند آن هستند، انسان‌های خبیث و ناپاکی هستند که می‌بایست از آنان پرهیز کرد. بنابراین انسان‌های طاهر و پاک چون مسلمانان و مومنان و متقین نباید با این دسته از زنان و مردان، ارتباط زناشویی و خانوادگی و سببی برقرار کنند، زیرا آلودگی و پلشتی ایشان به طرف دیگر منتقل می‌شود. از این رو خداوند زنان و مردان خبیث و پلشت را سزاوار افرادی از هم جنس خودشان می‌داند و از انسان‌های پاک و طاهر می‌خواهد تا با افراد طیب و پاکی چون خود ازدواج کنند.

به نظر می‌رسد که واژه خبیث در برابر واژه طیب دلالت بر نوعی خباثت و پاکی باطنی و ذاتی دارد. به این معنا که انسان‌ها در یک فرآیندی از پلشتی و یا طهارت ظاهری به پلشتی و طهارت باطنی می‌رسند و اگر این امر ادامه یابد، آن طهارت و پلشتی، ذاتی ایشان می‌شود. این همان فرآیند تحول و تبدل است که انتقال از امری عرضی به امری ذاتی می‌باشد.

به سخن دیگر، انسان‌ها از آن دسته از موجوداتی هستند که می‌توانند امر عرضی را در ذات خویش به امری ذاتی تبدیل کنند و ماهیت خویش را دگرگون سازند.

از مهمترین عواملی که در این فرآیند نقش اساسی و اصلی را ایفا می‌کند می‌توان به بی عقلی (یونس، آیه 100)، شرک و کفر (اعرف، آیات 65 تا 71)، یعنی همان بی ایمانی (انعام، آیه 125) و شیطان وسوسه گر پلید (انفال، آیه 11) اشاره کرد.

از نظر قرآن، عقل و شرع، حکم می‌کند که از همه پاکی‌ها به عنوان حلال برای دست یابی به کمال بهره جست و از همه پلشتی‌ها به عنوان حرام برای رهایی از آسیب‌های آن پرهیز کرد. (اعراف، آیه 157) تا این چنین، به سازه ای دست یابیم که سزاوار بهشت قدس الهی و رضوان خداوندی است و هیچ گرایش و میلی به دوزخ جلال الهی ندارد.

مقاله

نویسنده تقی عابدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

کارکرد اساسی رسانه ها از جمله سینما عبارت است از بازنمایی واقعیت های جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت مخاطبان از جهان به وسیله رسانه ها ایجاد می شودودرک آن ها از واقعیت به واسطه میانجی گری همین رسانه ها شکل می گیرد.رسانه ها جهان را برای ما تصویر می کنند واین هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و به وسیله عواملی انجام می دهند که از ایدیولژی اشباع هستند.
آغاز سال سی و شش

آغاز سال سی و شش

جشنواره به انتها رسید و تقریبا آنانی جایزه گرفتند که حقشان بود( به فهرست نامزدها کاری ندارم) از انچه گذشت، چیزی در خاطرم نماند جز یادداشت اقای مهدویان که برخی را آزرده کرد و باز عذرخواهی ایشان در یادداشتی بعد تر که نشانه معرفت و ادب او بود.
ملاحظاتی درباره‌ی تبلیغات

ملاحظاتی درباره‌ی تبلیغات

تبلیغات، سوخت و ساز رسانه‌هایند. مجموعه‌ی عظیمی چون صدا و سیما نیز بخشی از انرژی سازمانی‌اش را از طریق جذب و تولید آگهی‌های تبلیغاتی تأمین می‌کند.
شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

این سریال ساخته فیلمساز موفق ایرانی حسن فتحی است که سریال های جذاب وموفقی چون پهلوانان نمی میرند، شب دهم، مدار صفر درجه و میوه ممنوعه را در کارنامۀ خود دارد. همگی این سریال های تلویزیونی مخاطبان بیشماری را به خود اختصاص دادند و این همه ناشی از توانایی او در نوشتن فیلمنامه و کارگردانی است.
دیوار، بی ‌دیوار ; نگاهی به سریال دیوار به دیوار

دیوار، بی ‌دیوار ; نگاهی به سریال دیوار به دیوار

مجموعه دیوار به دیوار، ساخته سامان مقدم، طنزی اجتماعی است که به تازگی از شبکه سوم سیما به روی آنتن رفت. جمعی مال‌باخته، بر حسب اتفاق زیر سقف یک خانه جمع می‌شوند و طی سه ماه زندگی مشترک، به خانواده‌ای بزرگ تبدیل می‌شوند.
Powered by TayaCMS