دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصالت تجربه

No image
اصالت تجربه

كلمات كليدي : اصالت حس، اصالت تجربه، ويليام اكامي، شهودي، انتزاعي، آمپريسم، پوزيتويست، كلي

نویسنده : رضا میرزائی

دو مکتب مهم در مورد اصالت تجربه وجود دارد که به آنها اشاره می‌شود:

آمپریسم

در قرن‌های چهاردهم و پانزدهم میلادی به نسلی از مردم اروپا بر می خوریم که دارای روحیه‌ای گرفته هستند و دیگر آن شور و شوق دینی را که در نسل‌های زمان جنگ‌های صلیبی وجود داشت، ندارند. در این دوره تفکری شکل می‌گیرد که طرفداران آن معتقدند، تمام واقعیت‌های متافیزیکی که صاحبان فلسفه‌های مشاء و افلاطونی به تصور خود کشف کرده بودند، جز اوهام و خیال‌بافی چیزی نیست. باید هر چه بیشتر به تجربه نزدیک شد و امور تجربی را معتبر شمرد و احکام و عقاید دینی را به قلمرو ایمان واگذار کرد چرا که از طریق عقل نمی‌توان راهی به آنجا یافت.[1] در این دوره و در حالی که فلسفه تعقلی در اروپا تجدید حیات می‌کرد و به تدریج عقل، مقام و منزلت خود را در شناخت حقایق هستی باز می‌یافت، گرایش دیگری در انگلستان رشد پیدا کرد، که مبتنی بر اصالت حس و تجربه بود. این گرایش با نام «فلسفه آمپریسم» شناخته می شد. بزرگترین متفکر این نگرش شخصی انگلیسی است به نام ویلیام اکامی(1300-1347م).[2] اکامی برای بیان دیدگاه خود علم را به دو نوع انتزاعی و شهودی تقسیم کرد. در نظریه او ادراک شهودی عبارت بود از درک بی‌واسطه از یک شیء موجود در خارج. این ادراک ممکن بود ادراک عین مادی باشد مانند این که من علی را می‌بینم، یا ادراک مجموعه ای از اعیان مادی با نسبت‌ها و روابط واقعی که با هم دیگر دارند، مانند؛ من می‌بینم که علی روی سنگی نشسته است. از نظر اکامی ویژگی عمومی هر شناخت به اصطلاح شهودی، یقینی بودن آن است؛ یعنی این نوع معرفت بدیهی بالذات است. به اعتقاد اکامی علم انتزاعی هم عبارت است از هر معرفتی که شهودی نباشد، مانند مفاهیمی کلی از قبیل حیوان، انسان و... که از مجموع افراد یک نوع حکایت می‌کند و یا تصوری که ما به صورت خاطره یا صورت ذهنی از یک واقعیتی در گذشته داریم. اکامی معتقد است ویژگی چنین ادراکی این است که به وسیله آن در مورد وجود یا عدم متعلق آن نمی‌توان شناختی به دست آورد. با توجه به این مطالب از نظر اکامی تنها معرفتی که ما را به وجود یا عدم چیزی مطمئن می‌سازد، معرفت شهودی است، یعنی فهم بی‌واسطه چیزی به وسیله ادراک ظاهری یا باطنی. و این نوع ادراک اساس و پایه است برای چیزی که اکامی آن را «معرفت تجربی» یا «معرفت علمی» می‌نامد.[3]

در واقع اکامی معتقد بود که اقتضای عقل ما این است که تا خودمان چیزی را و یا آثار و خواص آن چیز راحس نکرده‌ایم، بوجود آن قائل نشویم. بنابراین اگر بخواهیم از مقتضای عقل بشری خارج نشویم، باید چیزهایی را بپذیریم که یا خود آنها را حس کرده باشیم – چه به حس ظاهر و چه به حس باطن- و یا آثار و خواص آنها را حس کرده باشیم. در غیر این دو صورت ما نمی‌توانیم به وجود چیزی معتقد شویم. اکامی اگر از راه حواس به چیزی یا به آثار چیزی پی نمی‌برد، درباره آن به لاادری‌گری (نمی‌دانم گفتن) معتقد می‌شد. مثل اعتقاد او به وجود فرشتگان که چون نه کسی آنها را دیده است و نه آثاری از آنها می‌توان حس کرد، پس نمی‌توان در مورد وجود آنها چیزی گفت. با این حال او به وجود خداوند معتقد بود.به اعتقاد اکامی اگر غیر از این دو راه بخواهیم به وجود موجودی قائل شویم، بی‌جهت جهان را شلوغ کرده‌ایم . لذا به قاعده‌ای معتقد شد که بسیاری از اشیاء این عالم را از صفحه روزگار حذف می‌کرد. این قاعده به «تیغ اکامی» معروف شد.[4]

اکامی از سوی دیگر وجود مفاهیم کلی را نیز انکار می‌کرد. این دیدگاه در مورد مفاهیم کلی مانند مفهوم انسان، حیوان، درخت ، سنگ و... به نظریه نومینالیسم(اصالت تسمیه) معروف شد که در مقابل دیدگاه رئالیسم(واقع گرایی) افلاطونی و دیدگاه ایده‌آلیسم(ذهن گرایی) ارسطویی قرار داشت. نظریه افلاطونی معتقد به وجود واقعی مفاهیم کلی در عالم خارج از ذهن بود. و دیدگاه ارسطویی معتقد به وجود آنها در عالم ذهن انسان بود نه در عالم خارج. در مقابل این دو دیدگاه، طرفداران نظریه «اصالت تسمیه» یا «نومینالیست‌ها» معتقد بودند که اساسا مفهومی به نام مفهوم کلی - نه در ذهن و نه در عالم خارج - نداریم و الفاظی که گفته می‌شود بر مفاهیم کلی دلالت دارند، همه آنها یکسری رمز هستند. در واقع مانند مشترکات لفظی هستند که بر امور متعدد دلالت دارند. مثلا لفظ انسان که بر افراد فراوان اطلاق می‌شود، مانند اسم خاصی است که چند خانواده برای فرزندان خود قرار داده‌اند و یا مانند نام فامیلی است که همه افراد خانواده به آن شناخته می‌شوند. در عصر حاضر پوزیتویست‌ها و برخی مکتب‌های دیگر جزء طرفداران این دیدگاه به حساب می‌آیند.[5] خلاصه نظر اکامی این بود که چون آنچه که درخارج از ذهن وجود دارد، فرد و شخص است، پس مفهوم کلی نمی تواند ما بازائی درخارج از ذهن داشته باشد و از اینجا به این نتیجه ضروری می‌رسیم که طبیعت صور ذهنی این نیست که صورتی و تصویری ذهنی از یک شیء خارجیِ قابل تصور باشد.[6]

نقد آمپریسم

در نقد دیدگاه اکامی باید متذکر شد که از طرفی این دیدگاه اکامی بسیاری از موجوداتی را که انسان‌ها بدان اعتقاد دارند، از واقعیت می‌اندازد. از طرف دیگر در مورد راه حل اول اکامی که فهمیدن وجود یک چیز، تنها از طریق حس کردن و شهود بلاواسطه آن چیز ممکن است، می‌توان این اشکال نقضی را مطرح کرد که علم ما به وجود اشیاء از طریق حواس هرگز علم بی‌واسطه نیست، بلکه این علم ما از طریق صورت‌هایی است که در ذهن ایجاد می‌شود، لذا در این چنین مواردی همیشه ما با احتمال خطای حواس مواجه هستیم. از اکامی سئوال می‌کنیم که در جایی که احتمال خطای حواس وجود دارد، چه باید کرد؟ درست است که من مثلا فلان چیز را حس کرده‌ام ولی چون حس من ممکن است خطا کرده باشد، پس نمی‌توانم به وجود آن چیز معتقد شوم. در مورد راه حل دوم او که علم به وجود چیزی از راه آثار آن تحقق بیابد، هم این اشکال وجود دارد که وقتی شما چیزی را اثر و خاصیت یک چیز دیگر می‌دانید که اول وجود آن چیز دیگر را مفروض گرفته باشید و گرنه به چه دلیل آن را اثر و خاصیت شیء دیگر می‌دانید. مثلا تا زمانی که علم به وجود چیزی به نام نمک نداشته باشیم، نمی‌توانیم با احساس شوری در یک غذا بگوییم که این شوری نمک است و فقط می‌توانیم ادعا کنیم که این شوری اثر یک چیزی است.[7]

پوزیتویسم

پس از اکامی در قرن شانزدهم «فرانسیس بیکن» و همچنین در قرن هفدهم «هابز» که هر دو انگلیسی بودند، بر اصالت حس و تجربه تکیه کردند. معروف‌ترین کسانی که به عنوان فلاسفه آمپریست یا اصالت تسمیه شناخته می‌شوند، سه فیلسوف انگلیسی به نام‌های «جان لاک»، «جرج بارکلی» و «دیوید هیوم» هستند که از اواخر قرن هفدهم تا حدود یک قرن بعد به ترتیب درباره مسائل شناخت به بحث پرداختند. آنها ضمن انتقاد از نظریه دکارت در مورد «شناخت‌های فطری»، سرچشمه همه شناخت ها را حس و تجربه می‌دانستند. در این میان وفاداری هیوم به اصالت حس و تجربه از دیگران بیشتر بود، تا جائی که به لوازم این دیدگاه که شک در ماوراء طبیعت و بلکه حتی شک در حقائق امور طبیعی بود، ملتزم شد و همین مسئله باعث شکل گیری یک مرحله دیگر از شک گرایی در تاریخ فلسفه غرب گردید. افکار هیوم ازجمله افکاری است که می‌توان از آن به عنوان زیربنای اندیشه‌های فلسفی کانت در غرب یاد کرد.[8]

در اوائل قرن نوزدهم میلادی «اگوست کنت» فرانسوی که به پدر جامعه‌شناسی معروف شده است، یک مکتب تجربی افراطی به نام «پوزیتویسم» پایه گذاری کرد. اساس این مکتب را اکتفاء به داده‌های بی واسطه حواس تشکیل می‌داد. کنت حتی مفاهیم انتزاعی علوم را که از مشاهده مستقیم به دست نمی‌آید، متافیزیکی و غیرعلمی تلقی می کرد و این دیدگاه بعدها به آنجا کشیده شد که قضایای متافیزیکی، الفاظی پوچ و بی‌معنا به حساب آمدند. به اعتقاد کنت فکر بشر دارای سه مرحله بوده است؛

نخست، مرحله الهی و دینی است که در آن بشرحوادث را به علل ماورائی نسبت می‌دهد.

دوم، مرحله فلسفی است که در آن انسان علت حوادث را در جوهر نامرئی و طبیعت اشیاء جستجو می‌کند.

مرحله سوم، مرحله علمی است که دراین مرحله بشربه جای جستجو در مورد علت پدیده‌ها به چگونگی و کیفیت پیدایش و روابط آنها با یکدیگر می‌پردازد و این همان مرحله اثباتی و تحققی(پوزیتویسم ) است.[9]

پوزیتویست‌ها پا را فراتر از دیدگاه‌های ویلیام اکامی گذاشته، مدعی شدند که ادراک حقیقی منحصر در ادراک حسی است؛ یعنی ادراکی که در اثر تماس اندام‌های حسی با پدیده‌های مادی حاصل می‌شود و پس از قطع ارتباط با خارج به صورت ضعیف‌تری باقی می‌ماند. به اعتقاد آنها آنچه که فلاسفه تصورات کلی یا مفاهیم عقلی می‌نامند، چیزی جز همان الفاظ ذهنی نیست. در صورتی که این الفاظ ذهنی مستقیما نشان دهنده مدرکات حسی باشند و بتوان مصادیق آنها را به وسیله اندام‌های حسی درک کرد و به دیگران هم نشان داد، این الفاظ بامعنی و تحققی شمرده می‌شوند، در غیر این صورت باید آنها را الفاظی پوچ و بی‌معنی قلمداد کرد. بر همین اساس این گروه مسائل متافیزیکی را مسائل غیرعلمی و بلکه مطلقا مفاهیمی بی‌معنا می‌شمارند. از سوی دیگر این گروه تجربه را هم منحصر در تجربه حسی می‌دانند و به تجارب درونی که از قبیل علوم حضوری هستند اعتنائی نمی‌کنند و دست کم آنها را اموری غیرعلمی تلقی می‌کنند، زیرا به نظر ایشان واژه «علمی» تنها شایسته اموری است که قابل اثبات حسی برای دیگران باشد. این گرایش از گرایش‌های اصالت تجربی را می‌توان «حس گرائی» یا «اصالت حس افراطی» نامید.[10]

پوزیتیویست‌ها می‌گفتند که احکام ما درباره جهان خارج فاقد معنا است چرا که هیچ طریقه ممکنی برای تحقیق یا اثبات درستی این گونه حکم‌ها، که جهان خارج اصالتا وجود دارد یا نه؟ جدا از تجربه ما وجود ندارد.[11]

نقد پوزیتویسم

1) بر اساس دیدگاه پوزیتویستی، محکم‌ترین پایه‌های شناخت یعنی شناخت حضوری و بدیهیات عقلی از دست می‌رود و با از دست رفتن آنها دیگر نمی‌توان هیچگونه تبیین معقولی برای صحت شناخت و مطابقت آن با واقع ارائه کرد.

2) این دیدگاه نقطه اتکاء خود را بر ادراک حسی قرار داده است، که بی‌اعتبارترین و سست‌ترین ادراکات در شناخت است و بیشتر از هر شناخت دیگری در معرض خطا و اشتباه قرار دارد و این مسئله را تجربه هر کسی به خوبی اثبات می‌کند.

3) طبق این دیدگاه دیگر جایی برای هیچ قانون علمی به عنوان یک قضیه کلی و قطعی و ضروری باقی نمی‌ماند چرا که این ویژگی‌ها هرگز قابل اثبات حسی نیستند و در هر موردی که تجربه حسی صورت گرفت فقط همان مورد را می‌توان پذیرفت و درجایی که تجربه حسی بیاشد باید سکوت کرد و درنفی یا اثبات آن چیزی نگفت.

4) این دیدگاه درمورد مسائل ریاضی که همه آنها از مفاهیم عقلی هستند و قابل اثبات حسی نیستند، به بن‌بست می‌رسد و اگر مسائل ریاضی را بی‌معنا بداند، این سخن مورد قبول هیچ کس واقع نمی‌شود و سخنی بسیار بی‌ارزش تلقی می‌شود.[12]

5) یک اشکال نقضی نیز بر پوزیتویست‌ها وارد است و آن این که مهم ترین اصل پوزیتویسم یعنی این ادعا که «تنها راه معناداری گزاره ها قابل اثبات تجربی بودن آنهاست» از طریق روش حسی و تجربی به دست نیامده است و لذا یک گزاره علمی نیست و بنابراین باید آن را بی‌معنا شمرد و کنار گذاشت.[13]

مقاله

نویسنده رضا میرزائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

این سریال ساخته فیلمساز موفق ایرانی حسن فتحی است که سریال های جذاب وموفقی چون پهلوانان نمی میرند، شب دهم، مدار صفر درجه و میوه ممنوعه را در کارنامۀ خود دارد. همگی این سریال های تلویزیونی مخاطبان بیشماری را به خود اختصاص دادند و این همه ناشی از توانایی او در نوشتن فیلمنامه و کارگردانی است.
لیلا 20 سال بعد ; نگاهی به فیلم لیلا

لیلا 20 سال بعد ; نگاهی به فیلم لیلا

20 سال پیش، زمانی که فیلم «لیلا» اثر داریوش مهرجویی بر پرده سینماهای کشور نقش بست، ایران سال 75 با ایران امروزی کاملاً در تنافر بود. ایرانی که قرار بود وارد فاز جدید از عرصه‌های سیاسی شود تا پیرو آن پای جامعه زنان به عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باز شود.
ساده و بی‎ادعا ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

ساده و بی‎ادعا ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش ساخته رضا مقصودی فیلمی بدون تظاهرات روشنفکری و بدون ادعاست. فیلمی ساده و بی‎پیرایه که از ابتدا تا به انتهای فیلم فضاهای پر از کنش و زنده‌ای پشت سر هم ردیف می‌شوند و برای مخاطب لحظاتی شاد و خنده‌آوری را فراهم می‎کنند.
کارکردهای پنهان اسطوره در فیلم ایستاده در غبار

کارکردهای پنهان اسطوره در فیلم ایستاده در غبار

فیلم ایستاده در غبار سعی می کند سیمای تازه ای از اسطوره دفاع مقدس ارائه دهد. منظور از کارکرد اسطوره در اینجا شباهت با داستانهای اساطیری نیست بلکه بیشتر شبیه یک نقطه دید و یک وضعیت است. برای بررسی این بحث باید به چند سوال اساسی پاسخ داد؛ ایا دفاع مقدس و قهرمانان آن وجهی اساطیری دارد؟ اگر این گونه است این خاصیت از کجا آمده است و آیا این فیلم توانسته به هدف خود در نقد وجه اساطیری دفاع مقدس موفق باشد؟
خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

فیلم ابد و یک روز نه تنها نحوه‌ی زیست یک خانواده‌ی گرفتار اعتیاد را با دقت توصیف می‌کند بلکه پا را از آن فراتر می‌گذارد و به ذکر دلایل به وجود امدن این خانواده می‌پردازد.
Powered by TayaCMS