دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جلال عبده

No image
جلال عبده

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، جلال عبده، دادستاني، رضاشاه، سرپاس مختاري، سازمان ملل متحد

نویسنده : سعيده سلطاني مقدم

دکتر "جلال عبده" دولتمرد آشنا به حقوق ایران و حقوق بین‌الملل متعلق به یک خانواده روحانی از شهرستان بروجرد بود. پدرش "آخوند ملاحسین" از علما و روحانیون متقی شهر بود. جلال در سال 1288ش قدم به عرصه وجود نهاد. او پس از گذرانیدن دوره نظام وظیفه‌ی مدرسه نظام برای تکمیل تحصیلات عالی علم حقوق به کشور فرانسه عزیمت نمود و در دانشکده "سوربن" پاریس مشغول تحصیل گردید.[1]

مشاغل سیاسی عبده در زمان رضاشاه

عبده پس از بازگشت به تهران از طرف وزیر دادگستری وقت، "دکتر متین‌دفتری" در تاریخ 22/7/1316 به ریاست قسمت مطبوعات و کتابخانه و سجل جزایی و سپس به عضویت و دادستانی انتظامی وکلا منصوب شد. در اوایل سال 1319 که دکتر متین‌دفتری به نخست‌وزیری منصوب شده بود و "محمد سروری" کفالت وزارت دادگستری را به عهده داشت، دکتر عبده را که رییس اداره کل تصفیه و اداره فنی وزارت دادگستری بود به دادستانی دیوان کیفری برقرار کرد. در این احوال که مقارن بود با حمله نیروهای متفقین به ایران(سوم شهریور 1320) و طبعا پس از استعفای رضاشاه و تغییرات اوضاع سیاسی ایران یک فضای نسبتا باز سیاسی در کشور ایجاد شده بود که از مظاهر آن یکی آزادی احزاب، آزادی روزنامه‌ها و فشار افکار عمومی برای رسیدگی بر جنایات کارگردانان و سلسله جنبان‌های دیوانی ایران بود.[2]

دکتر عبده و مجازات سردمداران فساد

شهرت دکتر عبده به سال‌های 1320 که وی در مقام دادستان دیوان کیفر بعضی از مقامات ارشد دوران رضاشاه را محاکمه کرد، برمی‌گردد. پیشاپیش این افراد که در مظان اتهام مردم عصبانی قرار داشتند مقامات سطح بالای اداره کل شهربانی بود که در راس آنان سرپاسبان مختار بود. این عده که دارای اتهامات گوناگونی بودند بر اثر شکایات تعدادی از کسانی که خود و یا بستگانشان صدمات عدیده‌ای دیده بودند پرونده‌هاشان در دیوان کیفر مطرح گردید. اتهام این اشخاص قتل‌هایی بود که به دست ماموران شهربانی در زندان‌ها و یا تبعیدگاه‌ها صورت گرفته بود. از جمله قتل "مرحوم مدرس" در کاشمر، قتل "سردار اسعد"، "فرخی‌یزدی" شاعر و "نصرالدوله فیروز"، "تیمورتاش" وزیر دربار رضاشاه و "شیخ خزعل". دکتر جلال عبده که دادستان دیوان کیفر بود رسیدگی و تعقیب این جنایت‌کاران را بر عهده گرفت. دادستان در اجرای شکایات شاکیان اقدام به بازداشت تعدادی از روسای شهربانی از جمله "مختاری" رییس کل شهربانی، "عرب‌شاهی"رییس آگاهی، "جوانشیر" رییس اداره سیاسی، "مقدادی" رییس کارآگاهی، "سرهنگ راسخ" و "سرهنگ نیرومند" روسای زندان، "سرهنگ نوایی" رییس شهربانی و چند تن دیگر منجر شد. طبق تحقیقاتی که جلال عبده و دستیارانش انجام دادند آشکار شد که قتل‌هایی که اتفاق افتاده قسمتی بنا به دستور "سرلشگر آیرم" و قسمت مهم آن به دستور "سرپاس مختار" صورت گرفته است و در مورد تعدادی از قتل‌هایی که در زندان وقوع یافته "پزشک احمدی" معروف عامل اصلی جنایات بوده است.[3]

دکتر عبده خود می‌گوید: در تعقیب این شکایت‌ها به سمت دادستان دیوان کیفر احساس وظیفه کردم؛ البته دست زدن به چنین اقدامی خالی از اشکال نبود که بتوان دادگاه انقلابی تشکیل داد، دادگاهی که طبعا همراه با اختیارات بیشتری می‌توانست باشد تا کلیه کسانی را که دست خود را به خون دیگران آلوده کرده‌اند و یا به ترتیب دیگری به آزار مردم پرداخته بودند مورد تعقیب و مجازات قرار بگیرند و این را باید بیفزایم که شاه وقت با هیچ اقدامی که خاطرات دوران اختناق پدرش را به یاد آورد موافق نبود.[4]

دکتر عبده در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: به موقع آگاهی یافتم که مختار با کمک یکی از دوستان با نفوذ در کرمانشاه به نام "پالیزی" از طریق قصر شیرین می‌خواهد به کشور عراق رفته و خود را از تعقیب و مجازات برهاند. پس از مشورت با وزیر دادگستری، با "امان‌الله میرزا جهانبانی" وزیر کشور تماس گرفتم و موافقت آنان را در تایید اقدام به توقیف مختار به دست آوردم. شخصا بی‌درنگ در دفتر ادیب‌السلطنه که در آن موقع ریاست کل شهربانی را داشت حضور یافته و فی‌الجمله دستور توقیف مختاری را دادم.[5] ژاندارمری هم که از شهربانی هیچ وقت دل خوشی نداشت به فوریت دستور توقیف مختاری را صادر کرد. در تحقیقاتی که راجع به قتل مرحوم مدرس انجام گرفت، معلوم شد که به دستور "رکن‌الدین مختاری" و "جهانسوزی" به معیت "حبیب خلج" و "محمود مستوفیان" کفیل شهربانی کاشمر دست به قتل" شهید مدرس" در کاشمر زده‌اند.[6]

بنا شد قتل‌هایی که منتسب به مامورین شهربانی حتی قتل‌هایی که به دست پزشک احمدی ارتکاب شده و مجازات آن اعدام بود در دادسرای دیوان کیفر تعقیب شود و سرانجام در مورد پاره‌ای از این قتل‌ها که مرتکب اصلی با تحقیقاتی که انجام شده بود شناخته شد؛ پس از تکمیل پرونده از طریق دادسرای تهران به دیوان جنایی ارسال گردد. به عبارت دیگر مصلحت را در این دیدم که بازجویی این نوع قتل‌ها از قبیل قتل "سردار اسعد"، "تیمورتاش" و چند تن دیگر که به مباشرت پزشک احمدی صورت گرفته بود در دادسرای دیوان کیفر انجام پذیرد تا هم هماهنگی لازم به عمل آید و هم دربار نتواند مانع پیشرفت تحقیقات شود. سرانجام در سال 1329 قسمتی از اتهامات در دیوان کیفر مورد رسیدگی قرار گرفت و قسمتی دیگر که مجازات متهم اصلی اعدام بود، توسط دادسرای دیوان کیفر به دادسرای تهران و سپس به دیوان جنایی فرستاده شد. در دیوان جنایی پزشک‌احمدی محکوم به اعدام شد، مختاری و سرهنگ راسخ هر یک به حبس‌های طویل‌المدت و نیرومند به حبس ابد با اعمال شاقه محکوم شدند که بعد از مدتی قسمتی از آن مورد عفو شاه قرار گرفت. دادستان دیوان کیفر برای مختاری تقاضای حداکثر مجازات را که حبس ابد با اعمال شاقه بود را نمود؛ ولی دیوان جنایی مجازات ده سال زندان را برای او کافی می‌دانست.[7]

محاکمه مختاری و عوامل او در شهربانی از پرسر و صداترین محاکمات بعد از شهریور 20 بود که دکتر عبده طی ادعانامه مفصلی 40 مورد اتهام بازداشت غیرقانونی و مباشرت در قتل و اعمال خلاف قانون دیگر به مختاری نسبت داد و مختاری و وکیل مدافع او نیز ضمن مدافعات خود بیشتر روی این نکته تاکید داشتند که بیشتر آن‌چه واقع شده در اجرای اوامر شفاهی پادشاه وقت بوده و در واقع مختاری حکم مامور معذور را داشته است. دکتر عبده در پاسخ به این مدافعات نطق مفصلی در دادگاه ایراد کرد که موجب شهرت او گردید و در نتیجه در انتخابات دوره 14 مجلس به نمایندگی تهران انتخاب شد. قسمتی از نطق این گونه است: در اینجا سعی خواهم کرد دستگاه مهیب شهربانی دیروز و چرخ‌های شیطانی آن را که بی‌گناهان بی‌شماری را در دم پره‌های خود گرفته و آنها را نابود کرده، نشان بدهم تا معلوم شود آقای مختاری که امروز مظلومانه بر روی صندلی اتهام قرار گرفته دیروز چه کاره بوده است و به دست او چه سیئاتی انجام گرفته است... هیئت محترم دادگاه به قیافه‌های رنگ‌پریده متهمین حاضر نگاه نکنید، در این موقع ارفاق روا مدارید، همان‌طور که این آقایان در موقع فرمانروایی خود به هیچ کس ترحم نکردند.[8]

مشاغل دیگر دکتر عبده

دکتر عبده در انتخابات دوره چهاردم و پانزدهم از تهران به نمایندگی مردم به مجلس شورای ملی راه یافت. دکتر عبده در سال 1328ش به عنوان نمایندگی در سازمان ملل متحد برگزیده شد و به ماموریت‌های مهمی اعزام شد که مهم‌ترین آن‌ها اعزام به کشور تازه استقلال یافته "کامرون" و "گینه‌نو" برای انجام انتخابات در آن کشورها بود. وی در کتاب خاطرات خود در خصوص نمایندگی سازمان ملل متحد می‌نویسد: روز دوم ورود خود به نیویورک به دفتر نمایندگی دائم (مانهاتان) رفته و از رییس نمایندگی دایم(نصرالله انتظام) دیدن نمودم با وجودی که وی از دانش‌آموزان پدرم در مدرسه آلمانی و پدرش از دوستان نزدیک پدرم بود؛ ولی با برخورد سردش مواجه شدم. در سال 1955 دکتر عبده به جای نصرالله انتظام سمت نمایندگی دایم ایران را در سازمان ملل به دست آورد و به دنبال این موقعیت در اکثر کنفرانس‌های آسیایی و آفریقایی شرکت نمود. دکتر عبده درسال 1966 به عنوان سفیر ایران در کشور نپال برگزیده شد. وی مدت کوتاهی نیز عهده‌دار وزارت امورخارجه بود و به علت دخالت‌های شاه در امور مربوط به سیاست خارجی از این مقام استعفا داد. دکتر عبده در سال‌های پایانی عمر خود مدیر عامل کانون بانک‌ها و رییس جمعیت ایران طرفدار ملل متحد بود.[9]

مقاله

نویسنده سعيده سلطاني مقدم
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

کارکرد اساسی رسانه ها از جمله سینما عبارت است از بازنمایی واقعیت های جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت مخاطبان از جهان به وسیله رسانه ها ایجاد می شودودرک آن ها از واقعیت به واسطه میانجی گری همین رسانه ها شکل می گیرد.رسانه ها جهان را برای ما تصویر می کنند واین هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و به وسیله عواملی انجام می دهند که از ایدیولژی اشباع هستند.
آغاز سال سی و شش

آغاز سال سی و شش

جشنواره به انتها رسید و تقریبا آنانی جایزه گرفتند که حقشان بود( به فهرست نامزدها کاری ندارم) از انچه گذشت، چیزی در خاطرم نماند جز یادداشت اقای مهدویان که برخی را آزرده کرد و باز عذرخواهی ایشان در یادداشتی بعد تر که نشانه معرفت و ادب او بود.
یک فیلم زرد، بسیار زرد

یک فیلم زرد، بسیار زرد

فیلم زرد اولین تجربه مصطفی تقی‎زاده است. فیلم در پیرنگ خود روایت فرار مغزها است و این داستان را در قالب یک درام اجتماعی روایت می‎کند. در فیلم شاهد دو مورد پدیده جوان‌مرگی هستیم و نیز کوچ نخبگانی که برای نیل به موفقیت و به تعبیر یکی از شخصیت‎های اصلی، لذت بردن از زندگی، راهی جز کوچیدن به جهان توسعه یافته ندارند و برخی از این نخبه‎گان که باقی می‎مانند و با کلاهبرداری و فریب‎کاری و بداخلاقی‌های مختلف زندگی می‎کنند و در نهایت بدون پشتوانه در گوشه‌ای جان خود را از دست می‎دهند.
ملاحظاتی درباره‌ی تبلیغات

ملاحظاتی درباره‌ی تبلیغات

تبلیغات، سوخت و ساز رسانه‌هایند. مجموعه‌ی عظیمی چون صدا و سیما نیز بخشی از انرژی سازمانی‌اش را از طریق جذب و تولید آگهی‌های تبلیغاتی تأمین می‌کند.
دفاع مقدس در جشنواره سی و پنجم

دفاع مقدس در جشنواره سی و پنجم

خوشبختانه فیلم ویلایی ها توانست طلسم ناکامی در بیان قصه ای روان و باورپذیر از سینمای دفاع مقدس را بشکند.
Powered by TayaCMS