دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رفتار پیامبر(ص) با فرزندان

No image
رفتار پیامبر(ص) با فرزندان

كلمات كليدي : تاريخ، پيامبر(ص)، مهرباني، كودكان، فاطمه(س)، امام حسن و حسين(ع)، سلام كردن

نویسنده : سيد جواد موسوي

مهربانی پیامبر(ص) با فرزندان

یکی از بهترین روش‌های پرورش درست عواطف کودک، نوازش و ابراز محبت به آنان است؛ زیرا همان‌‌گونه که کودک به غذاهای جسمی نیاز دارد، به غذاهای روحی نیز نیازمند است و مهربانی با وی، بهترین غذای روحی برای کودک است؛ زیرا کودک از بوسیدن، بوییدن و در آغوش‌گرفتن خشنود می‌شود و لذت می‌برد. پیامبر(ص) افزون بر دستورهایی که در این باره به پیروان خود می‌داد، در عمل به آنها نیز پیشگام بود.

انس بن مالک می‌گوید: «من هیچ کس را ندیدم که با خانواده خود از رسول‌ خدا(ص) مهربان‌تر باشد.»[1] رسول اکرم(ص) هر روز صبح بر سر فرزندان و نوادگان خود دست نوازش می‌کشید.[2]

عایشه می‌گوید: «هنگامی که "ابراهیم" پسر پیامبر(ص) از دنیا رفت،آن حضرت گریست؛ به‌ گونه‌ای که قطرات اشک بر گونه‌های آن حضرت سرازیر شد. گفتند: "ای رسول ‌خدا! شما دیگران را از گریستن منع می‌کنید، در حالی که خود گریه می‌کنید؟" فرمود: "این گریه‌ای نیست که از روی خشم باشد؛ بلکه از روی رحمت و مهربانی است."»[3]

انس بن مالک می‌گوید: «از رسول ‌خدا پرسیدند: "کدام‌ یک از خانواده‌ات را بیشتر دوست داری؟" فرمود: "حسن و حسین را بیشتر از دیگران دوست دارم."»[4]

سعید بن راشد می‌گوید: «امام حسن و امام حسین(ع) به سوی رسول ‌خدا(ص) دویدند. آن حضرت آنان را در آغوش گرفت و فرمود: "این دو، گل‌های خوشبوی من از دنیایند."»[5]

هدیه‌دادن به فرزندان

یکی از شیوه‌های رفتاری رسول‌ خدا‌(ص) با کودکان این بود که به آنان هدایایی می‌داد. در برخی از روایات نقل شده است که مردی نزد پیامبر آمد و گفت: «ای رسول‌ خدا! بچه آهویی را شکار کرده‌ام. آن را به شما هدیه می‌دهم تا به فرزندانت حسن و حسین(ع) بدهید.» آن حضرت، هدیه را پذیرفت و برای صیاد دعا کرد. سپس امام حسن(ع) نزد پیامبر آمد و دوست داشت آن بچه آهو را بگیرد. رسول‌ خدا(ص) آن را به امام حسن(ع) داد. او آن را گرفت و نزد مادرش رفت و بسیار خوشحال بود و با آن بازی می‌کرد.[6]

عایشه می‌گوید: «نجاشی، پادشاه حبشه برای پیامبر خدا(ص) یک انگشتر طلا فرستاد که در حبشه ساخته شده بود. رسول ‌خدا، "أمامه" دختر "ابی‌العاص" ـ که دختر خوانده پیامبر بود ـ را فرا خواند و گفت: "ای دختر کوچک، خود را با این هدیه زینت بخش."»[7]

پیامبر(ص) در حدیثی فرمود: «هر کس تحفه‌ای از بازار بخرد و برای خانواده خود بیاورد، پاداش او نزد خدا مانند کسی است که به مستمندان کمک کرده‌ باشد.»

آن ‌حضرت درباره تقسیم هدایا فرمود: «]هدیه را[ اول به دختران و سپس به پسران بدهید. هر کس، دختر بچه خود را خوشحال کند، پاداش آزاد کردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل را دارد و آنکه پسر بچه‌اش را خوشحال کند، مانند کسی است که از خوف خدا گریسته باشد و پاداش چنین فردی، بهشت ‌برین است.»[8]

پیامبر(ص) و بوسیدن کودکان

رفتار پیامبر(ص) با کودکان در هر زمینه، قابل دقت است؛ از جمله درباره بوسیدن کودکان که نمونه‌های فراوانی در مدارک نقل شده است. در روایتی آمده است که آن حضرت، امام حسن و حسین(ع) را می‌بوسید. "اقرع بن حابس" این را دید و گفت: «من، ده فرزند دارم که هرگز یکی از آنان را نبوسیده‌ام.» رسول‌ خدا(ص) فرمود: «من چه کنم که خداوند، رحمت خویش را از تو گرفته است؟»[9]

ابن‌عباس می‌گوید: «نزد پیامبر بودم. فرزندش ابراهیم بر زانوی چپش و امام حسین(ع) بر زانوی راستش قرار داشت. آن حضرت گاهی ابراهیم بوسید و گاهی حسین(ع) را می‌بوسید.»[10]

پیامبر فرمود: «کسی که فرزند خود را ببوسد، خداوند برای او یک حسنه می‌نویسد و کسی که فرزند خود را خوشحال سازد، خداوند هم روز قیامت او را خوشحال می‌کند.»[11]

پیامبر(ص) و دوست‌‌داشتن حضرت فاطمه(س)

رسول‌ خدا(ص) دخترش حضرت زهرا(س) را بسیار دوست داشت و او را می‌بوسید؛ با اینکه او دارای همسر و فرزند بود. ابان بن تغلب می‌گوید: «پیامبر، دخترش فاطمه (س) را بسیار می‌بوسید.»[12]

امام باقر(ع) و امام صادق(ع) فرموده‌اند: «پیامبر(ص) شب‌ها پیش از خوابیدن، فاطمه(س) را می‌بوسید و صورت خود را بر سینه دخترش می‌نهاد و برایش دعا می‌کرد.»[13]

عایشه می‌گوید: «رسول‌ خدا روزی زیر گلوی فاطمه(س) را بوسید. من به آن حضرت گفتم: "ای رسول‌ خدا! با فاطمه رفتاری داری که آن را با دیگران انجام نمی‌دهی؟" پیامبر(ص) فرمود: "ای عایشه، من هرگاه به بهشت علاقه‌مند می‌شوم، زیر گلوی او را می‌بوسم."»

در روایت دیگری نقل شده است: « هرگاه رسول ‌خدا(ص) از مسافرت باز می‌گشت، زیر گلوی حضرت فاطمه را می‌بوسید و می‌فرمود: «بوی بهشت را از فاطمه استشمام می‌کنم.»[14]

این علاقه و محبت پیغمبر(ص) به حضرت فاطمه(س) تا آخرین ساعات زندگی آن حضرت ادامه داشت و هیچ تغییری در آن پیدا نشد؛ بلکه روز به روز افزایش می‌یافت. روایات بسیاری در این‌باره نقل شده است.[15]

پیامبر(ص) و دوست داشتن امام حسن و حسین(ع)

رسول‌ خدا(ص) افزون بر بوسیدن دخترش، فرزندان وی را نیز دوست مداشت و همواره آنان را می‌بوسید.

سلمان فارسی می‌گوید: «بر پیامبر وارد شدم؛ دیدم امام حسین(ع) را بر زانوی خود نهاده بود و پیشانی و گاهی لبان او را می‌بوسید.»[16]

زمخشری می‌گوید: «رسول ‌خدا، امام حسن(ع) را در بر گرفت و بوسید، سپس روی زانوی راست خود نهاد و فرمود: "حلم و صبر و هیبت خود را به او بخشیدم." آن‌گاه امام حسین(ع) را در بر گرفت و بوسید و روی زانوی چپ خود نشانید و فرمود: "به او نیز شجاعت، جود و بخشش خود را بخشیدم."»[17]

در روایت دیگری می‌خوانیم، پیامبر(ص) و امام حسین(ع) دست در گردن یکدیگر کردند و رسول ‌خدا(ص)، مدت یک ساعت آن حضرت را می‌بوسید.[18]

بازی‌کردن رسول اکرم(ص) با کودکان

آن حضرت با کودکان خود، امام حسن و حسین(ع)، بازی می‌کرد. نقل کرده‌اند که پیغمبر هر روز صبح، دست علاقه و محبت بر سر فرزندان خود و اولادشان می‌کشید و با امام حسن(ع) بازی می‌کرد.[19]

ابوهریره می‌گوید: «دیدم رسول اکرم، دست امام حسن و امام حسین را گرفته بود و پاهای آنان، روی پای آن حضرت قرار داشت. به آنان فرمود: "نور دیدگان فاطمه بالا روید." آن‌گاه آنان را می‌بوسید و می‌فرمود: "خدایا! حسن و حسین را دوست دارم."»[20]

ابن‌عمید می‌گوید: «پیامبر، امام حسن و حسین(ع) را به هوا پرت می‌کرد و می‌فرمود: "کوچولو، کوچولو، بالا برو." بچه‌ها نیز از قامت آن حضرت بالا می‌رفتند و پا بر سینه آن حضرت می‌نهادند.»[21]

یعلی بن مره ‌گوید: «رسول خدا(ص) را به غذایی دعوت کرده بودند. ما هم با آن حضرت بودیم. ناگهان امام حسن(ع) را دیدیم که در کوچه، مشغول بازی بود. پیامبر(ص) او را دید. در حضور مردم دوید، دست خود را گشود، تا وی را بگیرد؛ ولی کودک به این طرف و آن طرف می‌دوید و می‌گریخت و رسول‌الله(ص) را می‌خندانید تا اینکه کودک را گرفت. یک دست خود را بر چانه او و دست دیگر را بالای سر وی نهاد. سپس صورت خود را نزدیک صورت آن کودک آورد و او را بوسید و فرمود: "حسن از من است و من از اویم. خدا دوست بدارد هر کس را که او را دوست دارد."»[22] این تذکر لازم است که در بسیاری از روایات نقل شده است که این موضوع درباره امام حسین(ع) نیز بوده است.[23]

پیامبر(ص) و مدارا با کودکان

نقل شده است که وقتی کودکی را برای دعا کردن یا نام‌گذاری نزد رسول‌خدا(ص) می‌آوردند، آن حضرت برای احترام به بستگانش او را با آغوش باز می‌گرفت و در دامن خود می‌نهاد. گاهی اتفاق می‌افتاد که کودک در دامن پیامبر(ص) ادرار می‌کرد. کسانی که ناظر بودند، با کودک، تندی می‌کردند تا او را از ادرار باز دارند. خاتم انبیا(ص) آنان را منع می‌‌کرد و می‌فرمود: «با تندی و خشونت از ادرار کودک جلوگیری نکنید؛ آن‌گاه کودک را آزاد می‌گذارد تا ادرارش تمام شود.»[24] هنگامی که دعا و نام‌گذاری به پایان می‌رسید، بستگان کودک در نهایت خوشحالی، فرزند خود را می‌گرفتند و کمترین ناراحتی و آزردگی در رسول‌ اکرم(ص) از ادرار کودکان به وجود نمی‌آمد و پس از آنکه بستگان کودک می‌رفتند، آن حضرت، لباس خود را می‌شست.[25]

پیامبر(ص) و عدالت درباره کودکان

یکی از نکاتی که پدران و مادران باید درباره کودکان در نظر داشته باشند، برقراری عدالت در میان کودکان است؛ زیرا فرزندان باید از همان آغاز، طعم عدالت را بچشند، آن را به خوبی لمس کنند، با آن آشنا شوند و آن را لازمه زندگانی خود و جامعه بدانند و از بی‌عدالتی و ظلم و تبعیض، گریزان باشند؛ زیرا هیچ چیزی در زندگی کودکان، کوچک نیست؛ از این رو کوچک‌ترین امور نیز در اجرای عدالت لازم به نظر می‌رسد.

امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: «پیامبر مردی را دید که دو کودک داشت. یکی را بوسید و دیگری را نبوسید. آن حضرت فرمود: «چرا بین آنان با عدالت رفتار نمی‌کنی؟»[26] انس می‌گوید: «مردی نزد رسول خدا(ص) نشسته بود؛ پسرش آمد و پدر، او را بوسید و روی زانوی خود نشاند. سپس دختر آن مرد آمد و بدون اینکه او را ببوسد، وی را کنار خویش نشاند. پیامبر(ص) فرمود: "چرا بین آنان با عدالت رفتار نکردی؟"»[27]

پیامبر(ص) و سوار کردن کودکان

یکی از شیوه‌های رفتاری ایشان، این بود که آنان را پشت‌ سر خود و گاهی جلو خویش بر مرکب سوار می‌کرد. جابر، صحابه گرانقدر پیامبر(ص) می‌گوید: «من بر پیامبر وارد شدم، در حالی که امام حسن و امام حسین(ع) بر پشت آن حضرت سوار بودند. وی با دست و پاهای خود راه می‌رفت و می‌فرمود: مرکب شما نیکو مرکبی است و شما نیز نیکو سوارانی هستید.»[28]

پیامبر(ص) و غذا دادن به کودکان

رسول‌ خدا(ص) با فرزندان یارانش نیز مانند فرزندان خودش رفتار می‌کرد و آنان را بر مرکب خود می‌نشاند.

عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب می‌گوید: «روزی رسول ‌اکرم(ص) مرا پشت سر خود سوار ‌کرد و حدیثی را برایم فرمود که به هیچ‌کس از مردم باز نخواهم گفت.»[29]

روایت شده است که هرگاه خاتم انبیا(ص) از سفر باز می‌گشت و کودکان را می‌دید، می‌ایستاد و برخی را جلوی خویش و بعضی را پشت خود سوار می‌کرد.[30]

فضیل بن یسار می‌گوید: «شنیدم که امام باقر(ع) فرمود: "روزی پیامبر(ص) از منزل خارج شد تا کاری انجام دهد. آن حضرت در راه، "فضل بن عباس" را دید و فرمود: "این کودک را پشت سر من سوار کنید." سپس آن کودک را پشت سر پیامبر(ص) سوار کردند و آن حضرت، مواظب او بود.»[31]

عبدالله بن جعفر می‌گوید: «من با "قثم" و "عبیدالله" (فرزندان عباس) بازی می‌کردیم. رسول خدا(ص) از کنار ما گذشت و فرمود: «این کودک (عبدالله بن جعفر) را سوار کنید. او را جلوی رسول ‌خدا(ص) سوار کردند؛ آن‌گاه فرمود: «این کودک (قثم) را سوار کنید و او را پشت سر حضرت نشاندند.»[32]

رسول اکرم(ص) خود به کودکانش غذا می‌داد. این رفتار، بیانگر توجه کامل ایشان به روحیات فرزندانش است. سلمان فارسی می‌گوید: «وارد خانه خاتم انبیا(ص) شدم. امام حسن و حسین(ع) نزد وی غذا می‌خوردند. آن حضرت گاهی لقمه‌ای در دهان امام حسن و گاهی در دهان امام حسین(ع) می‌گذاشت. پس از آن، خوردن غذا به پایان رسید. پیامبر، امام حسن(ع) را بر دوش خود و امام حسین(ع) را بر زانوی خود نهاد؛ آن‌گاه رو به من کرد و فرمود: "ای سلمان! آیا آنان را دوست داری؟" گفتم: "ای رسول‌ خدا! چگونه آنان را دوست نداشته باشم، در حالی که می‌بینم چه اندازه نزد شما مقام و ارزش دارند؟"»[33]

پیامبر(ص) و سلام‌کردن به کودکان

یکی از روش‌های نیکویی که آن حضرت بر جای نهاده است، سلام به کودکان است؛ زیرا کودکان در عین اینکه خردسال‌اند، بازیگوشی دارند و از مسئولیت‌ها گریزان‌اند؛ ولی خوب می‌فهمند و محبت را درک می‌کنند.

این شیوه رسول‌ اکرم(ص) بر خلاف دیدگاه گروهی کوتاه‌اندیش و جاهل است که جایی برای کودکان در میان خود نمی‌شناسند و فرزندان را جدای از خود و نا‌چیز می‌دانند.

انس بن مالک می‌گوید: «حضرت محمد(ص) در رهگذری با چند کودک خردسال مواجه شد و به آنان سلام کرد و غذا داد.»[34] وی در حدیث دیگری می‌گوید: «پیامبر نزد ما آمد؛ ما کودک بودیم و او بر ما سلام کرد.»[35]

رسول گرامی اسلام(ص) به کودکان احترام می‌گذاشت و به آنان سلام می‌کرد و تلاش می‌کرد آنان را وارد محیط اجتماع کند. امام باقر(ع) فرمود: «رسول خدا فرموده است: "پنج چیز را تا هنگام مرگ ترک نمی‌کنم. یکی از آنها سلام‌کردن بر کودکان است.»[36]

در حدیث دیگر فرمود: «در سلام‌کردن بر کودکان مراقبت دارم تا پس از من به صورت یک سنت در میان مسلمانان بماند و همه بدان عمل کنند.»[37] وی همیشه در سلام‌کردن پیشی می‌گرفت[38] و هر کس را می‌دید نخست آن حضرت سلام می‌کرد و با او دست می‌داد.[39]

مقاله

نویسنده سيد جواد موسوي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب رفتارهای انسان ساز

کتاب رفتارهای انسان ساز

کتاب حاضر که دربردارنده مطالبی ارزنده و مفید از زندگی علما و بزرگان است که در دو جلد منتشر شده است.
کتاب دایره المعارف صحابه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله - جلد اول

کتاب دایره المعارف صحابه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله - جلد اول

شامل زندگینامه 300 تن از اصحاب پیامبر گرامی اسلام می باشد.
کتاب دایره المعارف صحابه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله - جلد دوم

کتاب دایره المعارف صحابه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله - جلد دوم

شامل زندگینامه 300 تن از اصحاب پیامبر گرامی اسلام می باشد.
کتاب دایره المعارف صحابه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله - جلد سوم

کتاب دایره المعارف صحابه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله - جلد سوم

شامل زندگینامه 300 تن از اصحاب پیامبر گرامی اسلام می باشد.
سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

این سریال ساخته فیلمساز موفق ایرانی حسن فتحی است که سریال های جذاب وموفقی چون پهلوانان نمی میرند، شب دهم، مدار صفر درجه و میوه ممنوعه را در کارنامۀ خود دارد. همگی این سریال های تلویزیونی مخاطبان بیشماری را به خود اختصاص دادند و این همه ناشی از توانایی او در نوشتن فیلمنامه و کارگردانی است.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

فیلم ابد و یک روز نه تنها نحوه‌ی زیست یک خانواده‌ی گرفتار اعتیاد را با دقت توصیف می‌کند بلکه پا را از آن فراتر می‌گذارد و به ذکر دلایل به وجود امدن این خانواده می‌پردازد.
یک فیلم زرد، بسیار زرد

یک فیلم زرد، بسیار زرد

فیلم زرد اولین تجربه مصطفی تقی‎زاده است. فیلم در پیرنگ خود روایت فرار مغزها است و این داستان را در قالب یک درام اجتماعی روایت می‎کند. در فیلم شاهد دو مورد پدیده جوان‌مرگی هستیم و نیز کوچ نخبگانی که برای نیل به موفقیت و به تعبیر یکی از شخصیت‎های اصلی، لذت بردن از زندگی، راهی جز کوچیدن به جهان توسعه یافته ندارند و برخی از این نخبه‎گان که باقی می‎مانند و با کلاهبرداری و فریب‎کاری و بداخلاقی‌های مختلف زندگی می‎کنند و در نهایت بدون پشتوانه در گوشه‌ای جان خود را از دست می‎دهند.
تفکر در فضای به شدت بسته ; کنش در فضای بی نهایت باز مصاحبه ای برای فهم بهتر فیلم ماجرای نیمروز

تفکر در فضای به شدت بسته ; کنش در فضای بی نهایت باز مصاحبه ای برای فهم بهتر فیلم ماجرای نیمروز

فیلم ماجرای نیمروز چهره ای از شخصیت های سازمان مجاهدین خلق به ما نشان نمی دهد. اما این یک حذف معنا دار است. فیلم با محور قرار ندادن یک چهره خاص، در واقع خود تشکیلات را به روی صحنه می آورد. هستی تشکیلات به معنای لجام گسیخته و دیوانه وار و ابتدایی آن بر حذف هویت فردی بنا شده است.
Powered by TayaCMS