دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

کسری (حسین یاری) به دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد کسب و کار در خارج از کشور است از طرف دیگر، همسرش فروغ (مهراوه شریفی‌نیا) و پدر همسرش (همایون ارشادی) در پی آن‌اند تا با پیشنهاد‌های مناسبی وی را از این تصمیم منصرف کنند…
فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"
فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

[کد مطلب: 1785]

"یک سطر واقعیت" چنان چه از نامش پیداست، تنها و تنها یک سطر از واقعیتی است اجتماعی ـ فرهنگی در ایران امروز و نه چیزی بیشتر؛ شاید دست‌اندرکاران فیلم با انتخاب چنین نامی بیشتر در پی آن بودند تا پیش‌دستی کرده و جلوی نقد احتمالی علیه فیلم را بگیرند که «این تنها یک سطر از واقعیت است و نه همه واقعیت» و پیشاپیش اعلام کرده‌اند که قرار نیست در فیلمی با زمان محدود، به همه زوایای موضوع رسیدگی شود.
علی وزیریان (کارگردان) که پیش از این با فیلم‌های «خدا نزدیک است» و «یک وجب از آسمان»، ظهور یک کارگردان در سینمای مفهومی و کلیشه‌شکن را نوید داده بود، این بار دست روی دغدغه‌های مالی در حوزه فرهنگ گذاشت؛ موضوعی که امروزه تحت عنوان «اقتصاد فرهنگ» جای خود را در مباحث آکادمیک نیز باز کرده است.
یک زوج فرهنگی ـ هنری که دست‌اندرکار تولید مجله‌ای با محتوای هنری و روشنفکری به نام «فرهنگ فاخته» ‌اند، به دلیل نداشتن خواننده مناسب در جامعه و برگشت خوردن مکرر و انبوه مجله، با مشکلات مالی دست به گریبان‌اند و از عهده مخارج نشریه (حق التألیف نویسندگان، تایپ و ویراستاری، چاپ، توزیع و...) برنمی‌آیند. ایده‌های اطرافیان که عمدتاً بر تولید نشریات «بفروش» و کارهای «نون و آب‌دار» تأکید دارند، برای خلاصی از این وضعیت، آنان را قانع نمی‌کند تا مسیر زندگی خود را عوض کنند.

کسری (حسین یاری) به دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد کسب و کار در خارج از کشور است و جمله معروف منتسب به روشنفکران را سر می‌دهد که «توی این مملکت نمی‌شه کار کرد، باید کند و رفت اون ور آب، اینجا ارزش کارت رو نمی‌فهمند و....» از طرف دیگر، همسرش فروغ (مهراوه شریفی‌نیا) و پدر همسرش (همایون ارشادی) در پی آن‌اند تا با پیشنهاد‌های مناسبی وی را از این تصمیم منصرف کنند. حکم دادگاه برای تعطیلی سه ماهه نشریه به دنبال شکایت یک بازیگر زن، قوز بالای قوز زندگیشان می‌شود. در همین اثنا، تماس یک بنگاه حمایت از عناصر فرهنگی روشنفکری در سوئد و خبر برگزیده شدن مجله «فرهنگ فاخته» برای جایزه ۵۰۰ هزار یورویی بنگاه، کسری را به زندگی جدید در آن سوی مرز‌ها امیدوار‌تر می‌کند لذا کلیه اسباب و اثاث زندگی را فروخته و با سودای جایزه‌ای که می‌تواند زندگیشان را عوض کند، به ترکیه می‌روند اما در آنجا، با یک کلاهبرداری مواجه می‌شوند؛ خبری از ۵۰۰ هزار یورو نیست و کل زندگیشان را هم از دست داده‌اند. البته در اینجا بایستی به شخصیت‌پردازی ضعیف در رابطه با کسری به عنوان یک روزنامه‌نگار باتجربه اشاره کرد که به صرف تماس تلفنی از سوی زنی نا‌شناس، کل زندگی و ما یملک خود را فروخته و برای دریافت مبلغی هنگفت راهی ترکیه می‌شود. حتی کسری در این رابطه تحقیقات ابتدایی چون مراجعه به سفارت و... را انجام نمی‌دهد!
علی وزیریان در نشست نقد و بررسی فیلم در فرهنگسرای ارسباران اذعان داشت که «با توجه به تجربیات من، اتفاق کلاهبرداری برای ۹۰ درصد افراد رسانه‌ای که با دنیای مدرن آشنا هستند، رخ داده است» و فارغ از صحت یا عدم صحت آمار ارائه شده، نشان از این دارد که وی با چشم باز، سطری از این واقعیت را به تصویر کشیده است.

در اواسط فیلم آنجا که همسر کسری به او هشدار می‌دهد که ممکن است گرفتار گروه‌های سیاسی حامی «انقلاب مخملی» شود، احتمال مواجهه با فیلمی متناسب با حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از جنس مطبوعاتی و فرهنگی قوت می‌گیرد اما نزول داستان در حد یک کلاهبرداری مالی ساده باعث می‌شود که فیلم مخاطب خاص را قانع نکند. هر چند، فیلم با وارد نشدن به فضای مباحث سیاسی، از ورود به برخی کلیشه‌ها و نیز خط قرمز‌ها پرهیز کرده و در عین حال، آگاه‌سازی را به سطح کل اجتماع (و نه خاصه قشر روشنفکری) گسترش داده است اما جا داشت که جسارت کارگردان در ورود به ساحت فرهنگ و معضلات روزنامه‌نگاری روشنفکری با نقب به مسائلی چون «تهاجم فرهنگی»، «پناهندگی سیاسی روزنامه‌نگاران»، «پشت پرده حمایت بنیادهای غربی از روزنامه‌نگاران منتقد و مخالف حاکمیت تحت پوشش جوایز متعدد روزنامه‌نگاری و نویسندگی» و... تکمیل شود.
دغدغه فیلم، بیان وضعیت اسف‌بار «اقتصاد فرهنگ» است. در عین حال، اذعان دارد فرهنگ روشنفکرمآب، در جامعه خریداری ندارد؛ تلنبار مرجوعی شماره‌های متعدد نشریه در دفتر که تیترهای روشنفکری و عکس احمد شاملو را بر صفحه اول خود دارد، گواه این مدعاست؛ هر چند به شکلی مضحک، اغراق‌آمیز و غیرقابل باور تصویر شده است.
سیر داستان، تلنگری بر قشر خودشیفته‌ای است که بی‌توجه به حال و هوای جامعه و مخاطب عام بر طبل فرهنگ انتلکچوآل (روشنفکری) می‌کوبند و البته نیم‌نگاهی به ایجاد کسب و کار در آن سوی مرز‌ها و احسنت‌گویی‌های روشنفکران خارج‌نشین دارند. همچنین، در مقابل، به بازار داغ نشریات عامه‌پسند خانوادگی و زرد سینمایی و ورزشی اشاره دارد و جالب توجه است که گردانندگان اصلی این نشریات را افرادی از همین قشر معرفی می‌کند که به دنبال رونق بخشیدن به کسب و کار خود، از عوالم خاص روشنفکری دست کشیده و به انتشار نشریات زرد و عامه‌پسند روی آورده‌اند؛ هرچند تمام این‌ها در لفافه بیان می‌شود و از صراحت مورد انتظار خبری نیست.
فارغ از جامع نبودن موضوع، داستان‌های موازی که برای جذابیت‌بخشی در فیلم آمده‌اند، نتوانسته‌اند کارکرد مناسب و پیش‌برنده‌ای داشته باشند و بیشتر در حد ظواهری تزئینی به کار فیلم‌ساز آمده‌اند. مثلاً ضرورت نمایش حضور عوامل در ترکیه، بدون تأثیر بر پیشرفت داستان که مستلزم تحمیل مخارج بالا بوده است، برای بیننده مشخص نیست. انتخاب نشریه کسری برای کلاهبرداری به صرف شکایت یک بازیگر سینما و محکومیت آن نیز قانع‌کننده نیست. همچنین عدم تلاش دوستان کسری و خانواده همسرش برای منصرف شدن او از تصمیمش جای سوال دارد و نهایتاً سماجت کسری برای نپذیرفتن پیشنهادهای شغلی اطرافیان و از طرفی، پذیرش بی‌مبنای فرصت به وجود آمده که در حقیقت، قرار گرفتن وی در دام کلاهبردار بود، از نقاط ضعف روایت است.
با این حال، ورود به حوزه «اقتصاد فرهنگ»، به رغم کاستی‌ها و انتخاب «نشریه» به عنوان بخشی از فرهنگ جای تحسین دارد. اقتصاد فرهنگ را شاخه‌ای کاربردی از علم اقتصاد دانسته‌اند لذا حیطه موضوعی اقتصاد فرهنگ را می‌توان کاربرد اصول، مفاهیم و نظریه‌های علم اقتصاد، در جهت تبیین و تحلیل مسائل اقتصادی بخش فرهنگ و در ‌‌نهایت، ارائه خط‌مشی‌های سیاسی، در جهت بهبود مدیریت اقتصادی فعالیت‌های فرهنگی دانست. از دیدگاهی دیگر، اقتصاد فرهنگ، توصیف و تحلیل توابع عرضه و تقاضا در صنایع فرهنگی قابل تعریف است.
در گذشته، آنچه در عرصه فرهنگ تولید می‌شد، «اثر فرهنگی» بود که خصلتی منحصر به فرد و غیرتکثیری داشت و غیرقابل انتشار و تکرار بود. اما در دنیای مدرن، اثر فرهنگی، به «کالای فرهنگی» تبدیل شده است؛ کالایی که با توجه به نیاز مصرف‌کننده تولید می‌شود و بر خلاف اثر فرهنگی، صرفاً، برای ارضای هنرمند تولید نمی‌شود بلکه برای عرضه و فروش در بازار تولید می‌شود. برخی، از این تحول، به «تجاری شدن فرهنگ» یاد می‌کنند؛ یعنی شرایطی که در آن، تولید فرهنگی، برای عرضه در بازار صورت می‌گیرد. [۱]
بدین سان، در صورت عدم تقاضا برای تولید فرهنگی، اقتصاد صنایع فرهنگی رو به نابودی رفته و ادامه آن غیرممکن می‌شود. در «یک سطر واقعیت» نیز عملاً ادامه انتشار مجله «فرهنگ فاخته» با توجه به شکست در جلب توجه مخاطب و عدم فروش با بن‌بست روبه‌رو شده و با صرفه اقتصادی همراه نیست. فیلم علی وزیریان روایت معضل یادشده در صنعت تولید نشریات فرهنگی است. دست آخر، عدم فروش مناسب فیلم، نشان از این واقعیت دارد که مخاطب حتی به نمایش این معضل در قالب فیلم سینمایی نیز بی‌اعتناست.

 

----------------------------------------------
 [۱]     برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص «اقتصاد فرهنگ»، رجوع کنید به: حق‌بین مهدی، پایان‌نامه کار‌شناسی ارشد با موضوع «تأثیرپذیری اقتصاد نشر از الحاق جمهوری اسلامی ایران به سازمان تجارت جهانی»، دانشگاه امام صادق (ع)، تاریخ دفاع: بهمن ۱۳۸۶

منبع:فیلم نوشتار

مقاله

نویسنده مهدی حق‌بین

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

کارکرد اساسی رسانه ها از جمله سینما عبارت است از بازنمایی واقعیت های جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت مخاطبان از جهان به وسیله رسانه ها ایجاد می شودودرک آن ها از واقعیت به واسطه میانجی گری همین رسانه ها شکل می گیرد.رسانه ها جهان را برای ما تصویر می کنند واین هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و به وسیله عواملی انجام می دهند که از ایدیولژی اشباع هستند.
یک فیلم زرد، بسیار زرد

یک فیلم زرد، بسیار زرد

فیلم زرد اولین تجربه مصطفی تقی‎زاده است. فیلم در پیرنگ خود روایت فرار مغزها است و این داستان را در قالب یک درام اجتماعی روایت می‎کند. در فیلم شاهد دو مورد پدیده جوان‌مرگی هستیم و نیز کوچ نخبگانی که برای نیل به موفقیت و به تعبیر یکی از شخصیت‎های اصلی، لذت بردن از زندگی، راهی جز کوچیدن به جهان توسعه یافته ندارند و برخی از این نخبه‎گان که باقی می‎مانند و با کلاهبرداری و فریب‎کاری و بداخلاقی‌های مختلف زندگی می‎کنند و در نهایت بدون پشتوانه در گوشه‌ای جان خود را از دست می‎دهند.
آغاز سال سی و شش

آغاز سال سی و شش

جشنواره به انتها رسید و تقریبا آنانی جایزه گرفتند که حقشان بود( به فهرست نامزدها کاری ندارم) از انچه گذشت، چیزی در خاطرم نماند جز یادداشت اقای مهدویان که برخی را آزرده کرد و باز عذرخواهی ایشان در یادداشتی بعد تر که نشانه معرفت و ادب او بود.
ملاحظاتی درباره‌ی تبلیغات

ملاحظاتی درباره‌ی تبلیغات

تبلیغات، سوخت و ساز رسانه‌هایند. مجموعه‌ی عظیمی چون صدا و سیما نیز بخشی از انرژی سازمانی‌اش را از طریق جذب و تولید آگهی‌های تبلیغاتی تأمین می‌کند.
دفاع مقدس در جشنواره سی و پنجم

دفاع مقدس در جشنواره سی و پنجم

خوشبختانه فیلم ویلایی ها توانست طلسم ناکامی در بیان قصه ای روان و باورپذیر از سینمای دفاع مقدس را بشکند.
Powered by TayaCMS