دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

موسی بن نصیر (2)

No image
موسی بن نصیر (2)

كلمات كليدي : تاريخ، اسلام، بني اميه، موسي بن نصير

نویسنده : طاهره رضايي

فعالیت‌های سیاسی موسی بن نصیر در زمان ولید بن عبدالملک

در سال 89 عبدالملک از دنیا رفت و پسرش ولید بن‌ عبدالملک به خلافت رسید زمانی که ولید به خلافت رسید، تصمیم گرفت که موسی‌ بن‌‌‌ نصیر را که در آن زمان در مصر در کنار عبدالعزیز بن مروان بود به عنوان والی افریقا انتخاب کند، از این رو ولید به عموی خویش عبدالعزیز بن مروان نامه نوشت که موسی بن نصیر را از مصر به افریقا بفرستد. موسی بن نصیر نیز به سمت افریقا حرکت کرد، در مسیر افریقا ابتدا در قیروان توقف کرد.[1] او زمانی که به آن جا رسید، دید که اکثر سرزمین‌های افریقا و مغرب از سکنه خالی است، دلیل این وضعیت آن بود که اولاً حسان بن نعمان -که والی قبلی افریقا بود- بر همۀ آنانی که در افریقا زندگی می‌کردند و عرب نبودند، مالیات تعیین کرده بود، ثانیا ساکنان آن‌جا که اکثراً بربر بودند بسیار با یکدیگر کشمکش و اختلاف داشتند. موسی بن نصیر زمانی که این وضعیت را دید عجمان را از دور و نزدیک جمع کرد و سپس به بربرها حمله کردند و توانست آنان را شکست دهد.[2] پس از آن موسى بن نصیر پسر خود عبدالله را از دریا به سوى جزیره میورقه فرستاد، او توانست آن جا را فتح کند و غنائم و اسیران بسیاری به دست آورد. سپس موسی بن نصیر پسر دیگر خود مروان را به مناطق دیگر اطراف افریقا فرستاد، او نیز پیروز شد و با غنایم و اسیران زیادی باز گشت.[3]

فتح طنجه

موسی بن نصیر پس از این که وارد افریقا شد، خود شخصا اقدام به فتح طنجه کرد، و توانست آن سرزمین را فتح کند و مدتی نیز در آن سرزمین زندگی کرد و او اولین کسی از امیران مسلمان بود که در آن سرزمین ساکن شده بود. پس از مدتی موسی بن نصیر قصد باز گشت به قیروان را کرد و طارق بن زیاد لیثی را جانشین خود در طنجه قرار داد و با او بیست و هفت هزار سپاه عرب و دوازده هزار بربر باقی گذاشت.[4] موسی بن نصیر به طارق بن زیاد نیز دستور داد که عربها بربرهای آن منطقه را قرآن و فقه بیاموزد.[5]

ابو محمد بن ابى‌یزید گوید: بربرها -از طرابلس تا طنجه- دوازده بار مرتد شدند و اسلامشان استقرار نیافت تا آن‌گاه که طارق بن زیاد و موسى بن نصیر آن جا را فتح کرد و به اندلس رفتند.[6]

موسى بن نصیر سراسر مغرب را به زیر فرمان خود در آورده بود و بسیارى از بزرگان بربر و امیران آنان در جنگ و جهاد همراه موسی بن نصیر بودند. در این هنگام بود که اسلام در مغرب نفوذ کرد و بربرها به دستورات و فرامین اسلام عمل می‌کردند و اسلام در دل‌هاى آنان نفوذ کرده بود و دیگر آنان ارتداد را فراموش کردند.[7]

در سال 91 بود که مردم افریقا دچار خشکسالى شدند، موسى بن نصیر مردم را جمع کرد و به طلب باران یک روز از صبح تا ظهر دعا کرد، پس از دعا نیز خطبه خواند و نامی از ولید بن عبدالملک در خطبه و دعای خویش نبرد، زیرا او نیز مانند پدرش بنی‌امیه را غاصب می‌دانست، زمانی که می‌خواست از منبر پایین بیاید مردم به او اعتراض کردند، گفتند: «براى امیر مؤمنان دعا نمى‌گویى؟» موسی بن نصیر در جواب‌شان گفت در این موقعیت نباید نام کسی دیگر را به جز نام خداوند عز وجل برد. سپس باران آمد که زمین‌ها با آن سرسبز شدند و تا مدتى نیز آبش کافى بود.[8]

فتح اندلس

در سال 92 زمانی که طارق بن زیاد به عنوان والی از جانب موسی بن نصیر در طنجه بود، یولیان -پادشاه بربرها در منطقۀ جبل الطارق بود که موسی بن نصیر بر آن سرزمین لشکر کشی کرد، اما او با دادن هدایا با موسی مصالحه کرد و قبول کرد که به موسی بن نصیر جزیه دهد- طارق را تشویق به فتح اندلس کرد و به او گفت که در جنگ با اندلس او را یاری خواهد کرد.[9] طارق به سوی اندلس لشکر کشی کرد، و او اولین کسی بود که به لشکرکشی آن سرزمین اقدام کرده بود.[10] الیان که والی گذرگاه ورودی اندلس بود از طارق شکست خورد، طارق او را امان داد به شرط این که او و یارانش را با کشتی به اندلس برساند، الیان نیز قبول کرد و طارق و یارانش را به اندلس رساند. زمانی که طارق به اندلس رسید اهالی آن جا با او به نبرد پرداختند طارق در این جنگ آنان را شکست داد و توانست آن سرزمین را فتح کند. پس از آن به شهر طلیطله رفت و آن جا را نیز به تصرف خود در آورد، سپس به شهر مائده رسید که در آن جا مائده سلیمان بن داوود(ع) را پیدا کرد، آن مائده از زمرد سبز ساخته شده بود، پایه‌های آن با مروارید و مرجان و یاقوت و دیگر گوهرهای گرانبها ساخته شده بود که آن خوان سیصد و شصت پایه داشت. (به عدد ایام سال) طارق به موسى بن نصیر خبر این پیروزى را داد و مقدار غنایمى را که به دست آورده بود نیز به موسی بن نصیر خبر داد.[11] او با شنیدن خبر پیروزی های طارق به او حسادت کرد به همین دلیل نامه‌اى تهدید آمیز به او نوشت که چرا بدون دستور و ‌فرمان او به اندلس لشکرکشی کرده است، و فرمان داد که در همان جایی که هست، بماند تا خود را به او برساند. موسى پسر خود عبدالله را به جاى خود در قیروان به عنوان جانشین قرار داد و خودش به سوى طارق بن زیاد حرکت کرد.[12]

موسی بن نصیر در ماه رمضان سال 93(ه.ق) وارد اندلس شد. موسى به شهر ماردین بود که تصمیم گرفت به شهر «طلیطله» لشکرکشی کند، زمانی که موسی در آن شهر بود طارق به استقبال او رفت. زمانی که طارق موسی بن نصیر را دید پیاده شد، موسى با تازیانه بر سر طارق زد و او را به سختی سرزنش کرد که چرا بدون دستور و مشورت من چنین اقدامی کرده است.[13] بعد طارق را به شهر «طلیطله» همراه خود برد و غنایم و بالاخص مائده حضرت سلیمان را از او درخواست کرد، او هم مائده را تقدیم کرد؛ ولى یکى از پایه‌هاى آن کنده و برده شده بود. موسی بن نصیر در مورد پایۀ شکستۀ او سوال کرد، طارق در جوابش گفت: من هیچ خبر و اطلاعی دربارۀ آن ندارم و گفت زمانی که من این مائده را به دست آوردم به همین حالت ناقص بود. موسی بن نصیر در عوض آن پایه، یک پاى زرین ساخت و به آن خوان پیوند داد.[14]

سپس موسى بن نصیر قصد داشت از سوى مشرق به قسطنطنیه برود و از آن‌جا به شام و همۀ سرزمین‌های اعاجم و مسیحیان را که بر سر راهش است فتح کند، تا به دار الخلافه دمشق برسد. خبر این اقدام به ولید بن عبدالملک رسید. او به خاطر سپاهیان اسلام بسیار نگران شد، زیرا مسلمانان در سرزمین کفار قرار گرفته بودند و می‌ترسید که تمام سپاهیان نابود شود، به همین دلیل به موسى بن نصیر پیامى توبیخ‌آمیز فرستاد و از او خواست که با سپاهش عقب‌نشینی کند، زمانی که موسى بن نصیر از تصمیم ولید بن عبدالملک آگاه شد از تصمیم خود منصرف شد و پس از آن که در مرزها نگهبانانى قرار داد از اندلس خارج شد و پسرش عبد العزیز بن موسى را حاکم آن منطقه کرد.[15]

بازگشت موسی بن نصیر به نزد ولید بن عبدالملک

موسى بن نصیر در سال 95 به قیروان باز گشت، پسرش عبدالله را جانشین خویش در افریقا گذاشت، و خودش در سال 96 با غنائم و ذخایر بسیاری به دیدار ولید بن عبدالملک به سمت شام حرکت کرد.[16]

هنگامى که موسی بن نصیر وارد شام شد، ولید بن عبدالملک زنده بود؛ در حالی که بسیار بیمار بود. موسی بن نصیر با خود پزشکی از افریقا آورده بود که ولید معالجه کند؛ اما آن پزشک نتوانست بیماری او را معالجه کند و ولید پس از مدت کوتاهی از دنیا رفت.[17] موسی قبلاً به ولید نوشته بود که من اندلس را فتح کردم (نه طارق). خبر غنیمت مائده را هم به او داده بود. زمانی که موسی بن نصیر نزد ولید آمد اموال و غنائم و بالاخص آن مائده سلیمان بن داود را تحویل او داد، و طارق نیز همراه او بود. طارق گفت: من این غنائم و مائده را بدست آورده‌ام. موسى او را تکذیب کرد. طارق به ولید گفت: از او بپرسید پاى مفقود و معدوم آن مائده چه شده است؟ ولید از او پرسید و او نتوانست پاسخ دهد. طارق آن پایه را (که پنهان کرده بود) بیرون آورد و تحویل داد. طارق گفت: من این را براى گواهى مخفى داشته بودم و اکنون تقدیم می‌‌کنم. ولید او را تصدیق نمود. موسى بن نصیر او را زد و زندانی کرد، تا آن که ولید پیغام داد و او را آزاد کرد.[18]

در زمان سلیمان بن عبدالملک

در سال 96 پس از آن که ولید بن عبدالملک از دنیا رفت فرزندش سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید بود.[19]

سلیمان بن عبدالملک زمانی که به حکومت رسید، نسبت به موسى بن نصیر بدبین بود و از طرفی دیگر طارق نیز پیش او رفت و از موسی بن نصیر بسیار بدگویى کرد، سلیمان نیز بر موسی بن نصیر خشمگین شد و تمام مال و اموال او را گرفت و صد هزار دینار نیز او را جریمه کرد، و او را از حکومت افریقا و مغرب عزل کرد.[20]

سرانجام موسی بن نصیر

موسی بن نصیر تا پایان عمرش در شام بود و در زمان سلیمان بن عبدالملک، در سال 97 که به همراه سلیمان در راه مکه برای زیارت خانۀ خدا می‌رفت، در مدینه از دنیا رفت. [21]

مقاله

نویسنده طاهره رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

این سریال ساخته فیلمساز موفق ایرانی حسن فتحی است که سریال های جذاب وموفقی چون پهلوانان نمی میرند، شب دهم، مدار صفر درجه و میوه ممنوعه را در کارنامۀ خود دارد. همگی این سریال های تلویزیونی مخاطبان بیشماری را به خود اختصاص دادند و این همه ناشی از توانایی او در نوشتن فیلمنامه و کارگردانی است.
لیلا 20 سال بعد ; نگاهی به فیلم لیلا

لیلا 20 سال بعد ; نگاهی به فیلم لیلا

20 سال پیش، زمانی که فیلم «لیلا» اثر داریوش مهرجویی بر پرده سینماهای کشور نقش بست، ایران سال 75 با ایران امروزی کاملاً در تنافر بود. ایرانی که قرار بود وارد فاز جدید از عرصه‌های سیاسی شود تا پیرو آن پای جامعه زنان به عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باز شود.
ساده و بی‎ادعا ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

ساده و بی‎ادعا ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش ساخته رضا مقصودی فیلمی بدون تظاهرات روشنفکری و بدون ادعاست. فیلمی ساده و بی‎پیرایه که از ابتدا تا به انتهای فیلم فضاهای پر از کنش و زنده‌ای پشت سر هم ردیف می‌شوند و برای مخاطب لحظاتی شاد و خنده‌آوری را فراهم می‎کنند.
کارکردهای پنهان اسطوره در فیلم ایستاده در غبار

کارکردهای پنهان اسطوره در فیلم ایستاده در غبار

فیلم ایستاده در غبار سعی می کند سیمای تازه ای از اسطوره دفاع مقدس ارائه دهد. منظور از کارکرد اسطوره در اینجا شباهت با داستانهای اساطیری نیست بلکه بیشتر شبیه یک نقطه دید و یک وضعیت است. برای بررسی این بحث باید به چند سوال اساسی پاسخ داد؛ ایا دفاع مقدس و قهرمانان آن وجهی اساطیری دارد؟ اگر این گونه است این خاصیت از کجا آمده است و آیا این فیلم توانسته به هدف خود در نقد وجه اساطیری دفاع مقدس موفق باشد؟
خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

فیلم ابد و یک روز نه تنها نحوه‌ی زیست یک خانواده‌ی گرفتار اعتیاد را با دقت توصیف می‌کند بلکه پا را از آن فراتر می‌گذارد و به ذکر دلایل به وجود امدن این خانواده می‌پردازد.
Powered by TayaCMS