دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرویز خسروانی

No image
پرویز خسروانی

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، خسرواني، باشگاه تاج، بهائيت، نعيمي، معاون ژاندارمري، قاچاق كالا

نویسنده : فاطمه پهلوان پور

"پرویز خسروانی" در فروردین (1301ه. ش) در شهر تهران به دنیا آمد. پدرش "میرزامحمدهاشم محلاتی" از مالکین و متنفذین محلات بود که چهار پسر دیگر به نام‌های "شهاب‌الدین"، "مرتضی"، "خسرو" و "عطاءالله" نیز داشت.[1] برادر بزرگ خسروانی، "شهاب" از چهره‌های سیاسی سال‌های 1320- 1332 و نماینده مجلس بود که با "دکتر مصدق" روابط حسنه داشت. برادران دیگر او "مرتضی خسروانی" و "عطاءالله خسروانی" و "خسرو خسروانی" از دولت‌مردان لشگری و کشوری پس از کودتای 28 مرداد 1332 بودند که در خاطرات فردوست درباره آن‌ها سخن رفته است.[2]

تحصیلات خسروانی

پرویز خسروانی پس از اتمام تحصیلات مقدماتی، دوره متوسطه را در «دارالفنون» گذراند، سپس به دانشکده افسری رفته و پس از فارغ‌التحصیلی در آنجا استخدام گردید. فعالیت عمده خسروانی در ژاندارمری بوده است، به طوری که وی به ترتیب: فرمانده دسته گردان 3 رشت، فرمانده دسته 4 در گروهان 2 هنگ امیرکبیر، فرمانده منطقه یک مرکز و معاونت ژاندارمری را عهده‌دار بود.[3] با این وجود وی مسئولیت‌های دیگری نیز داشت که مهمترین آن عبارت بودند از:

1. موسس و رئیس باشگاه تاج 2. معاون نخست‌وزیر و رئیس سازمان تربیت‌بدنی در دولت هویدا 3. آجودان محمدرضا پهلوی

پرویز خسروانی مناصب اداری مهمی را عهده‌دار بود و در وزارتخانه‌ها و ادارات رژیم پهلوی، به خاطر نزدیکی‌اش به باندهای قدرت نفوذ فوق‌العاده‌ای داشت. از این رو هر از چندگاهی خبری از مسئولیت جدید وی منتشر می‌گردید، با این وجود ضعف شخصیت اعتماد به او مشکل و سران رژیم از سپردن مقاماتی چون وزارت به وی تردید داشتند.[4]

ازدواج و بهائیت پرویز خسروانی

هنگامی که پرویز خسروانی دانشجوی دانشکده افسری بود، خود و خانواده‌اش تمول چندانی نداشتند، به همین خاطر وی به دنبال زن پولداری برای بهبود وضعیت اقتصادی‌اش می‌گشت، با چنین ذهنیتی بود که با دختری پولدار از یک خانواده بهائی به نام "ملیحه نعیمی" آشنا گردید. پدر این دختر که از بزرگان فرقه بهائی و بسیار متمول بود، در یک باغ 5 هزار متری و در یک ساختمان مجلل زندگی می‌کرد.[5] "فردوست" داستان این آشنایی را به این صورت نوشته است:

«پرویز خسروانی از زمان دانشکده افسری به دنبال زن پولداری بود که توسط او وضعش را رو به راه کند... پرویز هر روز عصر با دوچرخه از دانشکده افسری راه می‌افتاد و به عنوان تمرین دوچرخه‌سواری از مقابل خانه دختر می‌گذشت و نامه عاشقانه رد می‌کرد. خانواده دختر با ازدواج این دو مخالف بودند...»[6]

علی رغم مخالفت "خانواده نعیمی" به علت سماجت پرویز این ازدواج در تاریخ 19/9/1321 انجام و در دفاتر بهائیت ثبت گردید.[7] از این تاریخ خسروانی به خانه "نعیمی" نقل مکان کرده و در خانه‌ای که پدر زنش برای او در مجاورت خودش ساخته بود به گذران زندگی پرداخت.

در اسناد ساواک در این مورد آمده است[8]: «طبق اطلاع خانم تیمسار سرلشکر پرویز خسروانی معاون ژاندارمری کل کشور جزء بهائی‌های متعصب بوده و سرلشکرخسروانی اداره کننده یک «لجنه» بهائی است. مرکز جلسات «لجنه» هم هفته‌ای یکبار در منزل سرلشکرخسروانی تشکیل می‌شود و آقای "عطاءالله خسروانی" (وزیر کار)، "دکترراسخ" و "دکترایقانی" در جلسات مذکور شرکت می‌کنند و به وسیله وزیر کار با "تیمسارسپهبد ایادی" پزشک دربار شاهنشاهی مربوط هستند و از وی اخذ دستور می‌نماید.»[9]

در جایی دیگر درباره نحوه پذیرش مسلک جدید توسط خسروانی چنین آمده است:

«دختر آقای نعیمی که زن سرلشکر خسروانی است، در چند سال قبل توانست به طور محرمانه شوهرش را به دین بهائی گرایش دهد. سرلشکر خسروانی در حضور آقای "دکتر علی‌محمد" و "رقا"، استاد دانشگاه که از بهائیان متعصب و یکی از روحانیون بهائیان است، با حضور آقای نعیمی رسماً به دین بهائی گرویده و قرار بر این شده که از لحاظ پرستیژ و شئون نظامی و بعضی پست‌هایی که به وی محول گردیده، بهائی بودن وی از چهار چوبه دیوار خانگی تجاوز نکند.»[10]

در سندی از ساواک سابقه جاسوسی خانواده همسر خسروانی به این صورت آمده است:

«اسم کوچک نعیمی "عبدالحسین" است و نامبرده پسر نعیم شاعر معروف بهائی‌هاست و به همین جهت در میان بهائی‌ها محبوبیت و مقام بزرگی داشته و حالیه نیز دارد. "نعیمی" از ابتدای خدمت خود در سفارت انگلستان در تهران خدمت می‌کرد و مدتهاست که دیگر کار نمی‌کند و تنها کار اداری او همان خدمت در سفارت انگلستان بوده است....»[11]

پرویز خسروانی پس از جدایی از همسرش به بهائی‌بودن وی و ارتباط بهائیان با یهودیان تصریح داشته و می‌گوید: «من الآن چند ماه هست از زنم جدا شدم و تنها اختلاف ما همین بود و کلیمی‌ها، اغلب بهائی هستند و زن من هم بهائی بوده و اکثر اوقات با هم تماس دارند.»[12]

مفاسد اخلاقی پرویز خسروانی

پرویز خسروانی نمونه رجال فاسد دربار پهلوی است. وی به تمام انحرافات اخلاقی و جنسی آلوده بود و با سوء ‌استفاده از موقعیت خود هر عمل خلاف اخلاقی را بدون واهمه انجام می‌داد. اگرچه نامبرده از دوران طفولیت به اعمال رذیله شهرت داشت و این مسئله اشتهار پیدا کرده بود؛ ولی دامنه آن بعدها به نوعی دیگر ادامه یافت.[13] سندی از ساواک اشتهار خسروانی به فساد را چنین بیان کرده است:

«در اتاق "آقای مصطفوی" ضمن مذاکره با "آقای عترت" که در دوره قبل نماینده مجلس شورای ملی بوده درباره خانواده خسروانی صحبت می‌کرد، "آقای مصطفوی" که هم کلاس پرویز خسروانی در دبیرستان دارالفنون بوده درباره وضعیت اخلاقی ایشان می‌گوید: یک روز در ساعت درس زنگ زده شد آمدیم بیرون از کلاس، مدیر و ناظم بودند، پس از جمع شدن شاگردان مدیر گفت: آقایان من شرمنده و خجل هستم موضوع را بگویم فقط این آقای خسروانی را به علت فساد اخلاقی از مدرسه اخراج می‌کنم. بعد معلوم شد که در ساعت درس خسروانی را با یک نفر که از خیابان آورده ‌بود در یکی از مستراح‌های زمین شمالی دارالفنون مفعول واقع بود دستگیرشان می‌کنند که شخص فرار می‌کند حالا خسروانی سپهبد است و این مشاغل را تا به حال احراز کردند.»[14]

دیگر گزارش‌های ساواک نیز صراحتاً به این موضوع اشاره کرده‌اند.[15]

تجاوز به عنف و نوامیس مردم و هتک حرمت و حیثیت دختران جوان در «باشگاه تاج» و زنان کارمند زیر دست؛ از جمله مفاسد آشکار خسروانی است. او هیچ حریمی را از تجاوز و انحراف مصون نگذاشته و با زنان متعددی ارتباط نامشروع داشت. در یکی از این موارد که صورت رسانه‌ای نیز به خود گرفت، تجاوز به دخترانی به نام "شادی بیگی" بود. خسروانی با این بهانه که قصد دارد دختر را به عنوان مربی همسر "غلامرضا پهلوی" نزد او ببرد، به باغی در کرج برده و با بستن دست و پای دختر به او تجاوز می‌نماید. وی ابتدا برای این‌که دختر پیگیری قضایی نمایید، به او وعده ازدواج می‌دهد، سپس به او پیشنهاد گرفتن پول و صرف‌نظر کردن از موضوع را می‌نماید که با مخالفت دختر مواجه و نهایتا موضوع به مطبوعات کشیده می‌شود.[16]

وی در مورد دیگری با یکی از کارمندان متأهل «باشگاه تاج» ارتباط نامشروع برقرار و به او قول ازدواج می‌دهد. عدم تحقق این وعده‌ی خسروانی باعث اختلاف میان آن دو و سرانجام افشای این موضوع می‌شود، گزارش‌های متعدد ساواک از شنود مکالمات خسروانی حکایت از آن دارد که وی اکثر اوقات از محل کار خود مرزبانی با زنان و دخترانی که در سال‌های قبل با آنان آشنا شده، صحبت و معاشقه نموده است.[17]

اسناد دیگری نیز به ایجاد مراکز فساد توسط "هاشم خسروانی"، برادر پرویز در کرج و رفت و آمد زنان و مردان فاسد به آن‌جا در دست می‌باشد.[18]

زمین‌خواری خسروانی

پرویز خسروانی از جمله امرای قدرتمند و با نفوذ ارتش بود که زمین‌های شخصی و ملی زیادی را تصرف نمود و سند آن را به اسم خود ثبت کرد. اسناد این مجموعه موارد متعددی از تصرف، دعوای حقوقی، تقسیط، فروش، حصارکشی یا تصاحب و نهال‌کاری زمین‌های ملی را نشان می‌دهد که در نوع خود کم نظیر است.[19]

میزان زمین خواری خسروانی از حساب و کتاب خارج بود. "فردوست" در این زمینه می‌نویسد:

روزی "سرهنگ ضرابی"، مدیر کل نهم ساواک را احضار و به او دستور دادم درباره اموال خسروانی تحقیق کند و در سطح کشور هر چه به نام خسروانی، زن و 2 دختر اوست و سند صادر شده گزارش نماید. پس از 3-4 ماه گزارش تحویل شد با کمال تعجب دیدم که بیش از تصور قبلی‌ام است. در مراکز استان یک یا چند زمین در مراکز شهرستان‌ها یک زمین در برخی مراکز بخش یک زمین و در تهران ده‌ها زمین که هم بسیار مرغوب و وسیع بود، به نام خسروانی و خانواده‌اش است. اداره کل نهم ساواک در گزارش خود لیست کاملی از زمین‌ها و تأسیسات خسروانی در سطح کشور ارائه داد که به بیش از 200 رقم می‌رسید.»[20]

رشواه‌خواری خسروانی

شیوه رشوه‌دادن و رشوه‌گرفتن خسروانی در نوع خود نیز جالب بود. سند ساواک رشوه‌دادن خسروانی به شاه را چنین ثبت نموده است. «خسروانی با "بیگلو" (کارمند دربار) صحبت کرد و "بیگلو" گفت: دوچرخه، مورد پسند اعلیحضرت واقع شده، البته من فکر کردم، دوچرخه را برای علیا حضرت فرستاده‌اید؛ ولی شاهنشاه فرموده‌اند، خیر برای خودم سفارش داده‌ام، خسروانی اضافه کرد که من کادویی برای شما و آقای "پورشجاع" تهیه کرده‌ام، خواهش می‌کنم یک نفر را به «باشگاه تاج» بفرستید که من آن را برای شما بفرستم.[21]

اهدا یک جاسویچی طلا به یکی از وکلای تهران از دیگر موارد رشوه خسروانی می‌باشد. در سندی که به این موضوع اشاره دارد آمده‌است: «در هفته اخیر تیمسار خسروانی از بودجه تربیت‌بدنی یک جاسویچی تمام طلا با مارک تربیت‌بدنی برای "هوشنگ شمیرانی" وکیل دادگستری تهیه و ارسال نموده است که هم اکنون مورد استفاده وی قرار گرفته است.»[22]

قاچاق کالا و مواد مخدر توسط خسروانی

از آن‌جا که مبادی ورود کالا در مناطق بندری و تجاری در دست نیروهای ژاندارمری بود. این مهم فرصتی به خسروانی داد که به عنوان یکی از فرماندهان ارشد ژاندارمری دست به قاچاق کالا زده و از این راه درآمد سرشاری به جیب بزند.[23] در یک مورد "ملیحه" همسر خسروانی به کویت رفت تا با وارد نمودن خودرو از آن کشور و نپرداختن حق گمرک سود قابل ملاحظه‌ای کسب کند.[24]

سران رژیم پهلوی با بهانه این‌که قصد ریشه‌کن کردن مواد مخدر را دارند کشت خشخاش را ممنوع اعلام و ترانزیت آن را از افغانستان به کنترل درآوردند و ظاهراً با قاچاقچیان به مبارزه پرداختند؛ اما این اقدامات سبب شد تا امتیاز این تجارت پر سود به درباریان و هم‌دستان آنان در ارگان‌های نظامی از جمله ژاندارمری اختصاص یابد، تیمسار خسروانی نیز در این تجارت دست داشت. او در فرماندهی منطقه یک مرکز همکاری نزدیکی با قاچاقچیان داشت و در این تجارت پر سود با آن‌ها شریک بود.[25]

«"احمد راه‌آهنی" از قاچاقچیان معروف با هماهنگی خسروانی با واردنمودن تریاک از ترکیه تریاک تهران را تأمین می‌کرد و در این تجارت پول‌ساز با خسروانی شریک بود.»[26]

قماربازی خسروانی

یکی از معروف‌ترین جلسات قماربازی در منزل پرویز خسروانی برگزار می‌شد که در آن چندین وزیر و وکیل و عده دیگری از مسئولین عالی‌رتبه حضوری همیشگی داشتند و مبالغ میلیونی برد و باخت می‌شد.[27]

خسروانی زندگی‌اش را روی قمار گذاشت، موضوعی که همسرش نیز آن را تأیید کرده‌است. او دائماً بدهکار بود و با فروش املاک و کارخانجات و رشوه‌گیری و رشوه‌دهی به دنبال تهیه پول برای پاس‌کردن چک‌های برگشتی‌اش بود. جلسات قمار منزل خسروانی و مبالغ برد و باخت در آن تنها گوشه‌ای از فساد رجال و دولتمردان عصر پهلوی را هویدا می‌کند.[28]

بولتن ویژه ساواک، مورخ 21/12/1325 حاکی است: «... منزل مشارالیها (خسروانی) محل قمار افسر یاد شده و افرادی از جمله "جلال آهنچیان" (تاجر)، "حاج‌آقا آهنچیان" (برادر جلال آهنچیان)، "مهندس الماسی‌پور"، "علی‌دهستانه" و "هدایت ذوالفقاری" (آجودان کشوری شاهنشاه) و چند نفر دیگر می‌باشد. ضمناً یاد شده وی به یکی از دوستان همبازی خود اظهار داشته که حدود 3-4 میلیون تومان در چند ماه اخیر باخته است و حتی یک فقره چک به مبلغ 170 هزار تومان از حساب فروشگاه «باشگاه تاج» کشیده است و اضافه نموده مدت 4 سال است، آرزو به دلم مانده که یک دفعه ببرم. چنین استنباط می‌گردد که نامبرده در اکثر جلسات قمار بازنده بوده است».[29]

خسروانی و سیاست‌های رژیم پهلوی

الف: دفاع از محمدرضا پهلوی

پرویز خسروانی از جمله رجال جان‌نثار و شاه و رژیم پهلوی بود که حیات و معاش خود را در حمایت از شاه و رژیم پهلوی می‌دید. به همین لحاظ بهترین پست برای خدمت به رژیم را شغل نظامی‌گری می‌دانست، رفتن به ژاندارمری را باید، در همین چهارچوب مورد توجه قرار داد. خسروانی مشاغل مهم را تصاحب کرد که نسبت به موقعیتش از اهمیت زیادی برخوردار بودند، وی که از درجه‌داری آغاز کرده بود، روزی به معاونت نخست‌وزیر نیز رسید و این برای او جایگاه بسیار مهمی بود، بی‌تردید خسروانی این پیشرفت را مدیون شاه می‌دانست، لذا برای حفظ این سیستم هر آن‌چه در توان داشت، انجام می‌داد. یکی از اقدامات او در این زمینه تأسیس «باشگاه تاج» بود. او با تأسیس باشگاه تاج، قصد مطرح کردن شاه و خاندان سلطنت در صحنه‌های مختلف داخلی و خارجی را داشت. وی با احراز مدیریت این باشگاه از یک‌سو کمک‌های زیادی از شاه و وزارتخانه‌ها و نهادهای رسمی دریافت می‌کرد و از سوی دیگر هر گونه مخالفت با خود را مخالفت با سلطنت و شاه تعبیر کرده و شخص را تحت فشار قرار می‌داد.[30]

ب: خسروانی و کودتای 28 مرداد 1332

"فردوست" در خاطراتش درباره نقش خسروانی در این دوره می‌نویسد:

خسروانی در زمان "مصدق" «باشگاه ورزشی تاج» را داشت و در آن تعداد زیادی از ورزشکاران و باج‌گیران سرشناس تهران (مانند شعبان بی‌مخ) را جمع کرده بود. او هر طرف که باد می‌آمد، بدان سو می‌رفت. در زمان "مصدق" ورزشکاران را به خیابان ریخته و به نفع "مصدق" شعار می‌داد یا در 9 اسفند به طرفداری از شاه شعار می‌داد، ولی وقتی شاه از ایران فرار کرد. پنج هزار تومان برای تعمیر ساختمان «پان‌ایرانیست‌ها» پرداخت و نام تاج را از باشگاه حذف و اسم "مصدق" را بر باشگاه نهاد، با جلب همکاری از طرف "اشرف پهلوی" به همراهی و همکاری با او در جهت کودتا گام گذاشت و باشگاهش را محل جمع آوری اوباش قرار داد و از آنان به عنوان مخالفان "مصدق" استفاده کرد و ورزشکاران را به خیابان ریخت و علیه "مصدق" و به نفع "محمدرضا" شعار داد.

"فردوست" می‌گوید، یک‌بار همین موضوع را به "محمد" گفتم، پاسخ داد بی‌اشکال است، حال که به نفع من عمل می‌کند.[31]

ج: خسروانی و واقعه 15 خرداد

پس از قیام حضرت "امام خمینی(ره)" و حمایت علما و مردم از این قیام که به سرکوب و کشتار خونین 15 خرداد 1342 منجر شد، بهائیان که در قتل و غارت سابقه‌ای طولانی داشتند، تنها 5 روز بعد از این واقعه، ضمن ابراز خوشحالی از این کشتار وحشیانه در قالب نامه‌ای پرویز خسروانی فرمانده ژاندارمری ناحیه مرکز به عنوان یکی از سردمداران این جنایت تشکر کردند.[32] در سندی در این مورد آمده است:

«سرتیپ پرویز خسروانی فرماندهی ژاندارمری ناحیه مرکز تاریخ یکصد و بیست ساله جهان بهائی... زحمات و خدمات و سرعت عمل نیز در جلوگیری از تجاور اراذل و اوباش و رجاله کراراً در سنین اخیر در این محفل مذکور شده است بخصوص در این ایام که بحمدالله اولیای امور نیز به رأی‌العین سوء عمل جمله‌ای معروف به علما را مشاهده کرده و هر دیده منصفی، رذالت و جهالت و پستی فطرت این افراد را گواهی می‌دهد.» 20/3/1342 منشی محفل.[33]

د: خسروانی و رژیم صهیونیستی

پرویز خسروانی که به پیوند مستحکم میان بهائیت و صهیونیست‌ها وقوف کامل داشت و حتی تمام کلیمی‌ها را بهائی می‌دانست. رسالت خاصی برای خود قائل بود. از طرفی وی برای خدمت به دربار پهلوی کوشید تا برای عملی شدن سیاست خارجی رژیم پهلوی در تقویت صهیونیست وارد عمل شده و از «باشگاه تاج» در این زمینه نهایت استفاده را کرد و تیم‌های اسرائیلی به دعوت «باشگاه تاج» برای برگزاری مسابقه به ایران دعوت شده و تیم تاج نیز به سرزمین‌های اشغالی سفر می‌کرد.[34]

پرویز خسروانی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به انگلستان رفت و در لندن ساکن شد.[35]

مقاله

نویسنده فاطمه پهلوان پور
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

این سریال ساخته فیلمساز موفق ایرانی حسن فتحی است که سریال های جذاب وموفقی چون پهلوانان نمی میرند، شب دهم، مدار صفر درجه و میوه ممنوعه را در کارنامۀ خود دارد. همگی این سریال های تلویزیونی مخاطبان بیشماری را به خود اختصاص دادند و این همه ناشی از توانایی او در نوشتن فیلمنامه و کارگردانی است.
آغاز سال سی و شش

آغاز سال سی و شش

جشنواره به انتها رسید و تقریبا آنانی جایزه گرفتند که حقشان بود( به فهرست نامزدها کاری ندارم) از انچه گذشت، چیزی در خاطرم نماند جز یادداشت اقای مهدویان که برخی را آزرده کرد و باز عذرخواهی ایشان در یادداشتی بعد تر که نشانه معرفت و ادب او بود.
لیلا 20 سال بعد ; نگاهی به فیلم لیلا

لیلا 20 سال بعد ; نگاهی به فیلم لیلا

20 سال پیش، زمانی که فیلم «لیلا» اثر داریوش مهرجویی بر پرده سینماهای کشور نقش بست، ایران سال 75 با ایران امروزی کاملاً در تنافر بود. ایرانی که قرار بود وارد فاز جدید از عرصه‌های سیاسی شود تا پیرو آن پای جامعه زنان به عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باز شود.
دیوار، بی ‌دیوار ; نگاهی به سریال دیوار به دیوار

دیوار، بی ‌دیوار ; نگاهی به سریال دیوار به دیوار

مجموعه دیوار به دیوار، ساخته سامان مقدم، طنزی اجتماعی است که به تازگی از شبکه سوم سیما به روی آنتن رفت. جمعی مال‌باخته، بر حسب اتفاق زیر سقف یک خانه جمع می‌شوند و طی سه ماه زندگی مشترک، به خانواده‌ای بزرگ تبدیل می‌شوند.
خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

فیلم ابد و یک روز نه تنها نحوه‌ی زیست یک خانواده‌ی گرفتار اعتیاد را با دقت توصیف می‌کند بلکه پا را از آن فراتر می‌گذارد و به ذکر دلایل به وجود امدن این خانواده می‌پردازد.
Powered by TayaCMS