دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آداب مشی

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: هر گاه اراده سفر کردى که به سفر روى، خواه قصیر و خواه طویل، اگر از زمره اهل بصیرتى و از جمله صاحبان عقلى و در سلک اهل غفلت، منسلک نیستى، باید مقدّم دارى بر سفر خود، صحّت و فساد سفر را، و ملاحظه کنى که این سفر تو، مباح است یا معصیت، که مبادا که سفر معصیت باشد و موجب خسران آخرت باشد.
آداب مشی
آداب مشی

نویسنده : ;امام صادق علیه السلام

قال الصّادق علیه السّلام: ان کنت عارفا عاقلا فقدّم العزیمة الصّحیحة، و النّیّة الصّادقة فی حین قصدک إلى اىّ مکان أردت، و انه النّفس عن التّخطّى‌إلى محذور، و کن متفکّرا فی مشیک، و معتبرا بعجائب صنع الله أینما بلغت، و لا تکن مستهزئا و لا متجبّرا فی مشیک، و غضّ بصرک عمّا لا یلیق بالدّین، و اذکر الله کثیرا.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: هر گاه اراده سفر کردى که به سفر روى، خواه قصیر و خواه طویل، اگر از زمره اهل بصیرتى و از جمله صاحبان عقلى و در سلک اهل غفلت، منسلک نیستى، باید مقدّم دارى بر سفر خود، صحّت و فساد سفر را، و ملاحظه کنى که این سفر تو، مباح است یا معصیت، که مبادا که سفر معصیت باشد و موجب خسران آخرت باشد. و باز دار نفس خود را در سفر، از ارتکاب خلاف شرع و در راه رفتن باید از ذکر الهى، غافل نشوى و همیشه به یاد او باشى و به مخلوقات و مصنوعات نظر عبرت کن و تکبّر و تجبّر به خود راه مده و استهزا و سخریّه به کس مکن. و بپوش چشم خود را از هر چه نظر به او لایق نیست و نظر به او ممنوع است به حسب شرع. و همیشه به یاد خدا باش که غفلت از او، منبع کلّ شرور و منشأ کلّ آفات است.

فانّه قد جاء فی الخبر: انّ المواضع الّتی یذکر الله فیها و علیها، تشهد بذلک عند الله یوم القیامة، و تستغفر لهم إلى ان یدخلهم الله الجنّة.

در حدیث وارد است که: هر موضعى که آدمیان در بالاى او، یا در او ذکر خدا و عبادت خدا کرده باشند، گواهى مى‌دهد آن زمین از براى آن اشخاص در روز قیامت، که فلان شخص و فلان شخص در ما، یا در بالاى ما ذکر تو و عبادت تو بجا آوردند و از حضرت بارى براى ایشان طلب آمرزش مى‌کند، تا زمانى که خداى تعالى ایشان را داخل بهشت گرداند.

و لا تکثر الکلام مع النّاس فی الطّریق، فانّ فیه سوء الادب.

مى‌فرماید که: در راه و سفر، حرف بسیار مزن با مردم، چرا که حرف بسیار،منافى أدب است.

و اکثر الطّرق مراصد الشّیطان و متجره، فلا تأمن کیده.

مى‌فرماید که: بیشترین راهها، کمینگاه شیطان و محلّ تجارت آن دیو لعین است و انتظار مى‌برد که کسى وارد آن جا شود، تا او را بفریبد و ایمان از او برباید. و هرگز بى استعاذه و التجا مباش که تا فریب آن دیو لعین نخورى و صید او نشوى، پس ایمن از کید او مباش.

و اجعل ذهابک و مجیئک فی طاعة الله، و السّعى فی رضاه، فانّ حرکاتک کلّها مکتوبة فی صحیفتک.

مى‌فرماید که: بگردان رفتن و آمدن خود را در آن سفر، در طاعت خداوند عالم و از براى تحصیل رضاى او، چرا که جمیع حرکتهاى تو را مى‌نویسند، پس اگر قصد تو در سفر، صحیح است و نیّت تو مشروع است، در نامه عمل تو عبادت مى‌نویسند، و الاّ شقاوت و ضلالت.

قال الله تعالى: یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ[1].

خداوند عالم در قرآن مى‌فرماید که: در روز قیامت، گواهى مى‌دهند بر آدمیان زبانهاى ایشان و دستهاى ایشان و پاهاى ایشان، به آن چه کرده‌اند از خوبیها و بدیها.

و قال عزّ و جلّ ایضا: وَ کُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فی عُنُقِهِ [2].

و نیز خداوند عالم در قرآن مجید مى‌فرماید که: هر آدمى را خواه مؤمن و خواه کافر، الزام کردیم ما عمل او را در گردن او. یعنى: عمل هر بنده، لازم آن بنده است در آخرت و از او جدا نمى‌شود. مثل طوق که لازم گردن است، تا آن وقت که حساب آن بنده کرده شود.

و نیز گویند: طائر، مرغ نیست بلکه کتاب و نامه عمل بنده است که در روزقیامت، پرّان پرّان به دست بنده آید و معنى «فی عنقه»، آن است که عهده آن در گردن او است.[3]

    منبع : شرح(ترجمه) مصباح الشریعة، عبد الرزاق گیلانى، انتشارات پیام حق، تهران، 1377 هجرى شمسى‌
    پی نوشت:
  • [1] - نورآیه 24
  • [2] - إسراء آیه13
  • [3] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 279; الی 282

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
Powered by TayaCMS