دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آداب نجوا

یکی از آداب سخن گفتن در اجتماع آن است که انسان درگوشی سخن نگوید و به تعبیر قرآنی نجوا نداشته باشد؛ زیرا این نجوا موجب می شود تا مؤمنان رنجیده خاطر شوند؛(مجادله، آیات 8 تا 10) خاستگاه چنین نجوایی شیطان است که می خواهد مؤمنان اندوهگین و رنجیده خاطر شوند.
آداب نجوا
آداب نجوا

یکی از آداب سخن گفتن در اجتماع آن است که انسان درگوشی سخن نگوید و به تعبیر قرآنی نجوا نداشته باشد؛ زیرا این نجوا موجب می شود تا مؤمنان رنجیده خاطر شوند؛(مجادله، آیات 8 تا 10)  خاستگاه چنین نجوایی شیطان است که می خواهد مؤمنان اندوهگین و رنجیده خاطر شوند.

نجوا دارای شرایطی است که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- نجوا زمانی حرام و گناه است که در اجتماع و محافل عمومی باشد، نه در یک محفل خصوصی دو نفره؛ پس اگر دو نفر با هم درگوشی سخن می گویند و کسی وارد شد، تازه وارد نباید به جمع آنان برود و بخواهد نجوای آنان را گوش دهد یا از آنان بخواهد دست از نجوا بردارند؛ زیرا اینان در محفل دوستانه خودشان نجوا داشتند و شخص تازه وارد، باید مراعات حقوق آنان را بکند؛(همان)

2- نجوا زمانی حرام و گناه است که موجب رنجش مؤمنان به اعتبار مؤمن شود، نه به اعتبار اینکه شخص انسانی است؛ (همان)

3- نجوا زمانیحرام و گناه است که درباره مسائل اجتماعی امت یا مؤمنان و علیه آنان باشد؛(همان)

4- نجوا زمانی حرام و گناه است که موجب ایجاد یا تقویت معصیت خدا، تجاوز به حقوق مردم یا مخالفت با احکام حکومتی باشد؛ یعنی یا گناه باشد یا تجاوز به حقوق مردم باشد یا معصیت حاکم اسلامی؛(همان)

5- نجوا زمانی حرام و گناه است که درباره امور بیهوده و لغو باشد. از نظر قرآن بیشتر نجواها لغو و بیهوده و زیانبار است.(نساء، آیه 114)

پس براساس آنچه بیان شد می توان گفت:

1- اگر نجوا در محافل خصوصی میان دو نفرباشد، حرام و گناه نیست؛

2- اگر نجوا موجب رنجش مؤمنان به عنوان مؤمن نشود، بلکه موجب رنجش شخص باشد که گاه به سبب سوء ظن یا بدگمانی ایجاد می شود، حرام و گناه نیست؛

3- اگر نجوا درباره مسائل خصوصی و شخصی باشد، حرام و گناه نیست؛

4- اگر نجوا موجب تقویت یا ایجاد نیکی و تقوا باشد، حرام و گناه نیست، همان طوری که تعاون بر نیکی و تقوا حرام نیست، بلکه تنها تعاون در کارهای گناه و تجاوزگری گناه است(مائده، آیه 2) نجوا نیز این گونه است. خدا در آیه 114 سوره نساء می فرماید که نجوا در سه امر صدقه، امر به معروف و اصلاح میان مردم از مصادیق نجوا به نیکی و تقوا است و کاری پسندیده می‌باشد.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: یکشنبه 13 خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS