دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آیین تعزیه (2)

آیین تعزیه ʂ)
آیین تعزیه (2)

كلمات كليدي : تعزیه، شبیه خوانی، امام حسین(علیه‌السلام

ملزومات و شیوه‌های اجرای تعزیه:

چون در تعزیه چهره‌آرایی (گریم) انجام نمی‌شد، نقش‌ها را با قیافه و گاه صدای تعزیه‌خوانان هماهنگ می‌کردند. برای آن‌که تعزیه‌خوان به نقشی که برعهده گرفته بیشتر شبیه شود، انتخاب نوع لباس و ابزار مناسب اهمیت ویژه‌ای داشت. نوع لباس و سایر لوازم تعزیه‌خوانان در شهرها و روستاها و نیز در دوره‌های گوناگون متفاوت بوده است. این تفاوت‌ها معمولاً به‌سبب امکانات تعزیه‌گردانان و تعزیه‌خوانان، میزان نذورات،‌ سنّت‌ها و عادات مردم، و رقابت‌های محلی بوده است.
از مجموع پوشش تعزیه‌خوانان می‌توان دریافت که لباس اولیا سبز و سیاه و گاه سفید، و لباس اشقیا سرخ بوده است.
لباس شیطان بیشتر به رنگ سرخ و تمسخرآمیز، لباس دیو، شلیتۀ رنگارنگ خال‌خال، و لباس شبیه‌های فرشتگان جبّۀ ترمه بوده است که تاج نیز بر سر می‌گذاشتند و برای نشان دادن جنبۀ ماورایی،‌ تور سفید یا آبی به صورت می‌افکنده‌اند. شبیه‌های ارواح و جن‌‌ها نیز به همین منظور روبنده‌های نازک بر چهره می‌زده‌اند.
آرایه (دکور) صحنه در تعزیه بسیار جزئی بود و وسایل صحنه معمولاً جنبۀ نمادین داشتند؛ مثلاً تشتی پر از آب، نماد رود فرات و چند شاخه از یک درخت، نماد نخلستان بوده است. گاه نیز شبیه پارچه‌ای سفید را به عنوان کفن به کار می‌برد. این پارچه ضمن آن‌که نماد آمادگی برای شهادت بود و به تماشاگر نشان می‌داد که بزودی قهرمان تعزیه به قتل خواهد رسید، در برخی تعزیه‌ها مانع آغشته شدن لباش شبیه به مایع قرمز رنگی می‌شد که به جای خون از آن استفاده می‌کردند. گاه از اسب و در بعضی مناطق از شتر در تعزیه استفاده می‌کردند. در برخی تعزیه‌ها، مثل " شهادت امام حسین " و " شیر و فضّّه "، شبیه شیر پوستینی وارونه بر تن می‌کرد. گاه از شیر واقعی هم استفاده می‌شده است.
معمولاً پیش از آغاز برخی مجالس تعزیه، شماری از بچه‌خوان‌های خوش‌آواز کمی جلوتر از تعزیه‌خوان‌ها می‌ایستادند و ابیاتی از محتشم کاشانی را می‌خواندند که به این کار " پیش‌خوانی " گفته می‌شد سپس تعزیه شروع می‌شد. در هر مجلسِ تعزیه به تک‌تک تعزیه‌خوان‌ها،‌ و با توجه به نقش هر کدام، نسخه یا فرد داده می‌شد. هم‌چنین " سرْنسخه " یا فهرستی نیز در اختیار تعزیه‌گردان بود تا به کمک آن نوبت و کارهای هر شبیه‌خوان را تذکر دهد. تعزیه‌خوان با اشارۀ تعزیه‌گردان اشعار را می‌خواند و در جایی که اشعار نسخۀ او با خطی از قطعه شعرهای بعدی جدا می‌شد، از خواندن باز می‌ایستاد. تعزیه‌خوانانِ با سابقه معمولاً بدون نگاه کردن به نسخه و بدون نیاز به اشارۀ معین‌البکا وظیفۀ خود را انجام می‌دادند.
تعزیه‌خوانان را با توجه به نقش آنان به دو گروهِ "اولیا خوان" و "اشقیا خوان" تقسیم می‌کردند. گروه اول را "موافق‌ خوان" یا "مظلوم‌ خوان " و گروه دوم را "مخالف‌خوان" نیز گفته‌اند. گاه به برخی از افراد بیش از یک نقش می‌دادند که در این موارد، یا همۀ نقش‌های او مؤالف بود یا مخالفت. به بازیگرانی که فقط " سیاهی لشکر " تعزیه بودند و نقش کلامی نداشتند، " نعش " گفته می‌شد و به کسانی که تعزیه می‌خوانند، "نسخه‌خوان " می‌گفتند.

محتوا و موضوع تعزیه:
محققان، تعزیه‌ها را از حیث محتوا و موضوع به چهار دسته تقسیم کرده‌اند که این چهار دسته از نظر زمانی به دنبال یکدیگر شکل گرفته‌اند و عبارت‌اند از:
1) واقعه: که شامل تعزیه‌های اصلی می‌شد و شخصیت‌های آن مذهبی و محور آن شهادت امام حسین (علیه‌السلام) و یاران آن حضرت بود. ظاهراً این دسته از تعزیه‌ها زودتر از بقیه ابداع شده و از جملۀ آن‌هاست: شهادت حضرت عباس، حضرت مسلم، دو طفلان مسلم، علی‌اکبر، عروسی قاسم و تعزیۀ شهادت امام حسین (علیه‌السلام).
2) پیش‌واقعه: که شامل تعزیه‌های فرعی بود و از نظر داستانی استقلال کامل نداشت و در واقع، حوداث و ماجراهایی بود که پیرامون واقعه ساخته می‌شد. شخصیت‌های پیش‌واقعه الزاماً مذهبی نبودند. از جملۀ این تعزیه‌ها " مجلس عباس هندو " است که در آن، بانویی قصد برگزاری تعزیۀ حضرت عباس را دارد، اما کسی را که بتواند نقش او را ایفا کند نمی‌یابد، تا این‌که جوان هندویی به نام عباس از کوچه می‌گذرد، شیونِ زن در وی اثر می‌کند و اسلام می‌آورد و در تعزیه‌، اجرای شبیه حضرت عباس را بر عهده می‌گیرد.
3) گوشه: که شامل شبیه‌هایی بوده است با عناصر شادی‌آور و از نظر داستانی مستقل. شخصیت‌های آن، هم مذهبی و هم غیرمذهبی بودند. این نوع تعزیه‌ها عوامل اصلی تحول‌ تعزیه را به سوی نمایش غیرمذهبی فراهم ساختند." تعزیه مضحک "یا " شبیه مضحک " کمابیش از تحول همین تعزیه‌ها به‌وجود آمده است. از جملۀ این تعزیه‌هاست: " شبیه لیلی و مجنون "که تنها عنصر مذهبی آن وقتی بود که مجنون از امام صادق (علیه‌السلام) راهنمایی می‌طلبید، و " تعزیۀ به چه انداختن حضرت یوسف ". معمولاً در پایانِ گوشه، به کربلا و واقعۀ شهادت امام حسین (علیه‌السلام) نیز می‌پرداختند که اصطلاحاً به آن " گریز زدن به صحرای کربلا " گفته می‌شد.
4) تعزیۀ مضحک: که در آن نسبت به همه چیز غلو می‌شد. این نوع تعزیه کم‌کم پای لوطی‌های مطرب و مقلدها و مسخرهها را به تعزیه باز کرد. طرح اصلی تعزیۀ مضحک؛ تمسخر اشقیا و تکریم اولیا بود و شبیه‌هایی چون دیو، پری، جن و حیوانات از نقش‌های مهم آن به‌شمار می‌رفتند. " درّة‌الصدف "، " امیر تیمور "، " عروسی دختر قریش " (نام دیگر آن: " به عروسی رفتن حضرت زهرا سلام‌الله علیها ")، " عروسی بلقیس "، و " شصت بستن دیو "، از جمله تعزیه‌های مضحک بودند.

تعزیه و فرهنگ مردم:

به طور کلی تعزیه‌خوانی در قسمت مرکزی مازندران، کوه‌پایه‌های جنوبی البرز در استان‌های سمنان و تهران و هم‌چنین نواحی مرکزی ایران از رواج و اهمیت بیشتری برخوردار بوده است.
بعضی از خانواده‌ها به صورت موروثی کار تعزیه‌خوانی را دنبال می‌کردند و گاه کل یک گروه تعزیه‌خوان از اعضای یک خانواده بودند. گاه بعضی خانواده‌ها را با عنوان تعزیه‌خوان می‌شناختند و در مواردی نیز مردم عنوانِ نقشی را که یک تعزیه‌خوان مدت‌ها به اجرای آن می‌پرداخت به دنبال نام واقعی‌اش اضافه می‌کردند. از آن‌جا که معمولاً تماشاچیان تعزیه پس از پایان آن، مبالغی را به عنوان نذر به تعزیه‌خوانان هدیه می‌کرده‌اند، تعزیه‌خوانی، به نوعی، جنبۀ نیمه‌حرفه‌ای پیدا کرده بود.
ساخت و فروش وسایل تعزیه نیز در ایران رایج بوده و بازارچه‌هایی بدین منظور وجود داشته است، مرکز فروش این وسایل در تهران امروز، بازارچه‌ای در جلوخان مسجد امام خمینی است.
تعزیه بر ادبیات و فرهنگ عامۀ ایرانیان تأثیر گذاشته و پاره‌ای تعریض‌ها و کنایات از این رهگذر به زبان مردم راه یافته است.

تعزیه و نمایش (تئاتر):
تعزیه به مفهوم مصطلح شبیه‌خوانی به‌جز ایران ظاهراً در هیچ کشور اسلامی دیگری وجود ندارد. برخی محققان، نمایش‌های " اعجاز" یا نمایش‌های "آیین مقدّس" را در اروپای قرون وسطا، که آلامِ حضرت عیسی (علیه‌السلام) و قدیسان مسیحی را نشان می‌داد، نزدیک‌ترین نوع نمایش مذهبی به‌ تعزیه می‌دانند و حتی معتقدند که از قرن یازدهم و دوازدهم/هفدهم و هجدهم آشنایی با این نوع نمایش‌نامه‌ها از طریق شمال ایران، زمینه‌‌های شکل‌گیری تعزیه را فراهم کرد. این محققان به سابقۀ اجرای تعزیه در نواحی قفقاز و دیگر سرزمین‌های شوروی سابق تا پیش از سلطنت فتحعلی‌شاه (1212-1250)، که هم بخشی از ایران و هم شیعه نشین بودند، اشاره کرده‌اند.
به سبب شباهت‌های تعزیه و تئاتر،‌ محققان به مقایسۀ آن‌ها پرداخته‌اند. برخی، تعزیه را با اصول و قواعد نمایش غربی ارزیابی می‌کنند و آن را نمایشی ناقص می‌دانند. در مقابل، بعضی دیگر تعزیه را از نمایش غربی و معیارهای آن مستقل می‌شمارند و ساختار نمایشی آن را فقط از دیدگاه مبانی اعتقادی و روش‌های اجرایی خودِ تعزیه می‌سنجند.
برتولت برشت نیز تعزیه را تئاتر محسوب کرده است. شیوۀ نو " برشت "،‌ مشهور به" شیوۀ روایی " ،و کوشش او برای " فاصله‌گذاری " میان بازیگر و نقش، خواسته یا ناخواسته به شیوه‌های نمایشی در شرق، به‌ویژه تعزیه، شباهت دارد، اما وی در فاصله‌گذاری توفیق چندانی نیافت.
برخی از نشانه‌های وجود فاصله در تعزیه این‌هاست: تعزیه‌خوانی از روی دست‌نوشته در هنگام اجرا، رفت‌وآمد مردم، دخالت‌های آشکار تعزیه‌گردان و دیگر افراد، حضور مردان در نقش زنان، گریۀ امام‌خوان برای وضع تأثر برانگیز امام، گریۀ شمر و دعای او برای امام و اهل بیت (علیهم‌السلام)، و حتی تذکر تعمدی و آشکار شبیه‌خوان به فاصلۀ میان خودش و نقش و صحنه؛ چنان‌که شبیه حضرت عباس می‌گفت: «من نه عباسم نه این‌جا کربلا».
هدف فاصله‌گذاری برشت با تعزیه کاملاً متفاوت است: او از برانگیختن عواطف تماشاگران اجتناب می‌کند تا قوۀ داوری آنان را برانگیزد، اما هدف تعزیه آن بوده است که با شور بسیار و بدون شکستن حریم و فاصلۀ واقعی موجود، به نظام اعتقادی شبیه‌خوان و تماشاگر استحکام بخشد.
در نمایش‌نامه‌ نویسی غربی بر رعایت بی‌طرفی تأکید شده است، اما در تعزیه‌نویسی بی‌طرفی رعایت نمی‌شده است، چنان‌که در عباراتی چون تعزیه‌نامۀ امام حسین (علیه‌السلام) یا نسخۀ شمر لعین ، بی‌طرفی وجود نداشت.
از حدود دهۀ 1340ش/1960، برخی از کارگردانان مشهور غربی، هم‌چون پیتر بروک ، یژی گروتوفسکی ، آندره شربان ، تدیوس کانتور ، از نزدیک با نمایش روحوضی و تعزیه آشنا شدند و در تجربه‌های نمایش نو (نئوتئاتری) خود از آن‌ها بهره گرفتند، اما تلاش آنان نیز، مانند برشت، در شکستن سد میان بازیگر و تماشاگر هم‌چنان ناموفق بوده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
Powered by TayaCMS