دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق و فرهنگ

>در گفتارهای پیشین به ربط و ارتباط‌ سلبی و ایجابی فرهنگ و اخلاق عمومی اشاره کردیم. در این قسمت برآنیم که از روابط خود اخلاق و فرهنگ سخن بگوییم.
No image
اخلاق و فرهنگ
نویسنده: کریم فیضی

در گفتارهای پیشین به ربط و ارتباط‌ سلبی و ایجابی فرهنگ و اخلاق عمومی اشاره کردیم. در این قسمت برآنیم که از روابط خود اخلاق و فرهنگ سخن بگوییم.

اگر بخواهیم روش و قاعده را مراعات کنیم، پیش از هر چیز باید تعریفی از اخلاق ارائه دهیم و دست‌ کم مقصودمان از اخلاق را روشن کنیم تا معلوم شود آنچه می‌خواهیم از آن در برابر فرهنگ سخن به میان بیاوریم و از روابط آن با فرهنگ بحث کنیم، چیست! برخلاف دیدگاه‌های نوپدیدی که تعریف را بر نمی‌تابد و از آن به عنوان «قالبی کهنه و کلیشه‌ای» یاد می‌کند، قضایا همچنان ناگزیر از تعریف و تحدیدند. این موضوع به خصوص در موارد و جاهایی که بحث در باب چندین موضوع و سخن درخصوص چند مسأله است، بیش از شرایط دیگر خود را نشان می‌دهد.

در بحث‌هایی از نوع نسبت اخلاق و فرهنگ، اگر تعریف و دست‌کم تلقی خودمان را از طرفین قضیه بیان نکنیم، معلوم و آشکار نخواهد بود که ما دقیقاً از چه چیزی سخن می‌گوییم و در پی نفی یا اثبات چه چیزی هستیم. اما در بحثی که اکنون پیش روی ماست، از آن‌رو که در چند شماره آغازین« سر سخن» تعریف و مفروض خویش از فرهنگ را به دست داده‌ایم، در اینجا صرفاً باید مقصود خودمان از اخلاق را بیان کنیم تا سپس بتوانیم به روابط احتمالی این دو موضوع بپردازیم. پس پرسشی که اکنون در برابر ما خودنمایی می‌کند، این است که: اخلاق چیست؟

در عبارتی کوتاه، اخلاق را می‌توان ظرف رفتارهای خوب و بد دانست که در واقع به چگونگی رفتاری انسان شکل و سامان می‌دهد. به دیگر سخن، اخلاق ظرفی برای مظروفی است که چیزی جز کرده‌های انسانی نیست. این کرده‌ها عموماً یا خوب است، یابد. نتیجه این که: انسان‌ها در افعال و کرده‌ها و حتی خواسته‌های خویش ـ که نکرده‌ها و ناخواسته‌هایشان را هم در بر می‌گیرد ـ به مخزن و معدن و منبعی رجوع می‌کنند که مخزن و منبع اخلاقی آنهاست. در جوامع شرقی، این مخزن و منبع بیش از هر چیز صبغة دینی و مذهبی دارد. به همین جهت، محور اخلاقی این قبیل جوامع، متکی به باورهای دینی است. از این روست که کارهای دینی عموماً اخلاقی‌اند و کارهای غیردینی، غیراخلاقی‌اند. همچنین کارهای غیراخلاقی منافی دین و مذهبند و کارهای اخلاقی، رنگ و بوی دینی دارند. اما گذشته از روابط و مناسباتی که میان اخلاق و دین وجود دارد، به طور کلی، اخلاق در قواره انسانی و جهانی خویش چه علم به شمار آید و چه فن و چه هنر، مقیاسی است برای ارزیابی رفتاری انسان. این مقیاس چنان عمومیت دارد که در میان همه جوامع و همه ملیت‌ها و اقوام و حتی گروه‌ها، ملاک ارزیابی است. شاید به همین جهت است که کارهای غیراخلاقی در همه جا مذموم است، هر چند که تفاوت‌های اخلاقی، نوعیت و تنوع نظام‌های اخلاقی را به دنبال داشته است.

حال، با توجه به تعریفی که به صورتی گذرا از اخلاق به دست دادیم، می‌توان پذیرفت که میان اخلاق در مفهوم انسانی و عالمگیرش و نیز فرهنگ، ارتباطی پرپیدا و پر وضوح برقرار است. این ارتباط بیش از عالم نظر و تئوری و کنکاش‌های تاریخی، در رفتار انسان‌ها خود را نشان می‌دهد. به دیگر سخن، در رفتار انسان‌ها دو چیز به هم می‌رسند: اخلاق و فرهنگ. اگر این مسأله را درست درک کنیم و درست تحلیل کنیم، نتیجه این خواهد بود که: رفتار انسانی به عنوان چیزی که از انسان سراغ داریم و براساس آن هر انسانی را ارزیابی می‌کنیم، دو رویه دارد. یکی از این رویه‌ها اخلاق است و دیگری فرهنگ. پس به بداهت می‌توان این استنتاج را قهری و عقلی ارزیابی کرد که: مجموع اخلاق و فرهنگ و ترکیب شدن اخلاق با فرهنگ، سازنده رفتار هر انسانی است.

در این چشم‌انداز اخلاق نه تنها منافی فرهنگ نیست و با آن در تعارض قرار نمی‌گیرد، بلکه مؤید و مقوم آن نیز هست. چنین است سخن در باب منافی نبودن فرهنگ با اخلاق. پس اگر کسی بگوید اخلاق نوعی از فرهنگ است و فرهنگ گونه‌ای از اخلاق، سخن گزافی را بر زبان نرانده است، هر چند که هم در اخلاق و هم در فرهنگ زمینه‌های دیگری هم وجود دارد که در ارتباط با همدیگر قرار دادن آنها محتاج تأمل و تعمق است و چه بسا عاری از تکلف هم نباشد.

مقاله

نویسنده کریم فیضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS