دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اذان نزد اهل سنت

No image
اذان نزد اهل سنت

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : اذان، عبدالله بن زيد، تثويب، الصلاه خير من النوم، بلال

با بررسی دقیق ادله­ای که در مورد اذان نزد اهل­سنت است، به این نتیجه می­رسیم که دست تحریف و جعل در این شعار مهم مسلمین رخ داده که درپی غصب خلافت با کاری پیوسته و حمایتهای گسترده روی داده است.

فقرات اذان از نظر اهل­سنت

اذان در نزد اهل سنت نزد پیروان مکاتب فقهی اهل­سنت اختلافی است. حنفیه و شافعیه و حنبلیه معتقدند که فقرات اذان به این صورت است:

اللّه أکبر اللّه أکبر

اللّه أکبر اللّه أکبر

أشهد أن لا إله إلّا اللّه

أشهد أن لا إله إلّا اللّه

أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه

أشهد أنّ محمّدا رسول‌اللّه

حیّ على الصّلاة

حیّ على الصّلاة

حیّ على الفلاح

حیّ على الفلاح

اللّه أکبر

اللّه أکبر

لا إله إلّا اللّه

اما مالکیه تکبیر اذان را دو بار می­دانند نه چهار بار. همچنین اهل­سنت در اذان نماز صبح بعد از حی علی الفلاح دو مرتبه الصلاه خیر من النوم می­گویند. همچنین حنابله اذان را واجب کفائی دانسته ولی دیگر فرق اذان را مستحب موکد می­دانند.[1]

تشریع اذان

اهل سنت نیز برای تشریع اصل اذان از آیات و روایات و اجماع استفاده می­کنند.[2]که اختلاف آنها با تشیع در برخی روایاتی است که در سبب تشریع اذان گفته­اند که مردم مدینه برای آگاه شدن از وقت نماز مشکل داشتند و پیامبر(ص) با ایشان به مشورت پرداخت. پیشنهاد ناقوس و بوق و دف و روشن کردن آتش و نصب کردن پرچم به پیامبر(ص) داده شد که علامت نصاری و یهود و رومیان و مجوسیان بود ولی پیامبر(ص) انها را قبول نکرد و در حالی که پیامبر(ص) با مشورت به نتیجه­ای نرسیده بودند، عبدالله بن زید در رویاء و یا بین خواب و بیداری فرشته­ای را دید که به او اذان و اقامه را یاد داد. سپس او این جریان را به پیامبر(ص) بازگو کرد و ایشان دستور دادند تا بلال آن را فرابگیرد و برای اعلام وقت نماز بگوید.[3]

با این حال این همان حدیثی است که در سیره حلبیه از کتب اهل­سنت توسط محمد بن حنفیه(ره) و کتاب المستدرک علی الصحیحین به نقل از امام حسن مجتبی(ع) تکذیب شده است.[4] امام حسن(ع) فرمودند: اذان برتر از این حرفهاست. جبرئیل در آسمان اذان را دو مرتبه و اقامه را یک مرتبه می­گفت و پیامبر(ص) می­آموخت.[5] متقی هندی در کنز العمال از زید بن علی(ع) از پدرانش(ع) از امیرالمومنین علی(ع) نقل می­کند که فرمودند: به رسول خدا(ص) در شب معراج اذان آموخته شد و نماز براو واجب گشت.[6]

در روایتی متناقض با دیگر روایات در منابع اهل­سنت، بعد از بحث مسلمانان درباره حل مشکل، عمر بن خطاب اذان و اقامه را پیشنهاد می­کند و پیامبر(ص) به بلال دستور می­دهد تا آن را در اوقات نماز بگوید.[7] در روایتی دیگر این خواب را هم عبدالله بن زید دیده و هم عمربن خطاب!![8]

جعل و دستبرد در اذان

فقره الصلاه خیر من النوم در اذان صبح توسط عمر جعل شد و فقره حی علی خیر العمل از اذان حذف شده­است. علتهای مختلفی برای این مطلب ذکر شده، از جمله اینکه عمر فکر کرد که اگر این فقره در اذان باشد مردم به جهاد نخواهند رفت و موجب تضعیف لشگر اسلام می­شود به همین دلیل روزی عمر آن را منع کرد[9]و گفت: ای مردم! سه چیز در زمان پیامبر(ص) بود که من از آن نهی کرده و حرام می­کنم و بخاطر آن شکنجه می­کنم و آن سه عبارتند از متعه زنان، حج تمتع، حی علی خیر العمل.[10]در حالی که حلبی و ...نقل می­کند که عبدالله بن عمر و امام زین العابدین(ع) و بسیاری از صحابه و تابعین حی علی خیر العمل می­گفتند.[11] در مورد اضافه کردن الصلاه خیر من النوم نیز گفته شده که موذن برای اذان صبح نزد عمر آمد اما عمر خواب بود. موذن او را بیدار کرد و گفت: الصلاه خیر من النوم. عمر نیز دستور داد تا آن را در اذان صبح قرار دهد.[12]

انگیزه تحریف در اذان

در تشریع اذان نزد اهل سنت با تناقضات بسیاری که حاکی از جعل است روبرو می­شویم. گاهی پیامبر(ص) اذان را از عبدالله بن زید و گاهی ابی بن کعب و گاهی از عمر آموخته است. سبب آن نیز مشکل مردم برای آگاه شدن از اوقات نماز بیان شده و گفته­اند ادیان دیگر برای آگاه شدن از اعمال عبادی نشانه­ای دارند و به همبن دلیل پیشنهاد ناقوس و بوق و...را برای آگاهی مردم از وقت نماز به پیامبر(ص) دادند. در برخی از روایات آمده که در این پیشنهادات با پیامبر(ص) به نتیجه نمی­رسند و در برخی روایات نیز امر به ناقوس کرده!! در برخی روایات آن حضرت به عمر بن خطاب دستور تغییر برخی فقرات اذان را می­دهد. اما با این حال در کتب اهل سنت روایاتی وجود دارد که با مطالب گذشته مخالفت دارد و مطالبی همانند روایات شیعی بیان شده. به هرحال تناقضات وقتی به وجود می­آید که جعل و دروغ­پردازی گسترده­ای رخ داده باشد. به نظر می­رسد که تشریع اذان یقینا به عنوان یکی از فضائل مهم پیامبر(ص) در معراج و امیرالمومنین علی(ع) مطرح بوده تا جائی که در روایات حی علی خیرالعمل به محب فاطمه(س) و اهل­بیت(ع) و ولایت تطبیق داده شده که این مسائل برای دشمنان ولایت قابل تحمل نبوده و بلافاصله دست به تحریف و جعل روایات زدند تا این فضائل فراموش شود؛ بلکه آن فضائل را برای خود مصادره کنند. متأسفانه تحریف و جعل ایشان به قدری گسترده بوده­است که شئون پیامبر(ص) را نیز هدف قرار داده­اند و با این کار علاوه بر آن هدف شوم به عادی سازی امور تشریعی نیز پرداخته­اند و این مطلب را در اذهان قرار داده­اند که تشریعیات امری است که هر انسان عادی می­تواند در آن دخالت کند و به همین دلیل عمر بن خطاب در دوران حکومتش تغیراتی را در تشریعات الهی به وجود آورد .[13]

[2] - همان، ج‌1، ص 436

[3] - سنن ابی داود، ج1، ص 250

[4] - حلبی، ابوالفرج؛ السیرة الحلبیة(إنسان العیون فی سیرة الأمین المأمون) بیروت، دارالکتب العلمیه، دوم، 1427هـ ق، ،ج‌2،ص:133 ، ج2، ص 96 - عن أبی العلاء قال: قلت لمحمّد بن الحنفیّة: إنّا لنتحدّث أنّ بدء هذا الأذان کان رؤیا رآها رجل من الأنصار فی منامه، قال: ففزع له محمّد بن الحنفیّة فزعاً شدیداً وقال: عمدتم إلى ما هو الأصل فی شرائع الإسلام ومعالم‌دینکم، فزعمتم أنّه إنّما کان من رؤیا رآها رجل من الأنصار فی منامه تحتمل الصدق والکذب، وقد تکون أضغاث أحلام.فقلت له: هذا الحدیث قد استفاض فی الناس.قال: هذا- واللَّه- هو الباطل. ثمّ قال:وإنّما أخبرنی أبی: أنّ جبرئیل علیه السلام أذّن فی بیت المقدس لیلة الإسراء وأقام، ثمّ أعاد جبرئیل علیه السلام الأذان لمّا عرج بالنبی إلى السماء، فسمعه عبداللَّه بن زید وعمر بن الخطّاب، و فی روایة عنه: إنّه لمّا انتهى إلى مکانٍ فی السماء وقف به وبعث اللَّه ملکاً فقیل له: علّمه الأذان، فقال الملک: اللَّه أکبر، فقال اللَّه: صدق عبدی أنا اللَّه الأکبر، إلى أن قال: قد قامت الصلاة، قد قامت الصلاة.

[5] - المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص 171- إنّ شأن الأذان أعظم من ذاک. أذّن جبرئیل علیه الصلاة والسلام فی السماء مثنى مثنى، وعلّمه رسول اللَّه وأقام‌مرةً مرةً، فعلمه رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه وآله وسلّم مقام

[6] - متقی هندی، علی بن حسام؛کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال ، بیروت، مؤسسة الرسالة ، 1989 م ج 12، ص 635

[7] - بخاری، محمد بن اسماعیل ؛ الجامع الصحیح المختصر، بیروت، الیمامه، دار ابن کثیر، الطبعة الثالثة ، 1407 - ، ج1، ص 219، حدیث 579 - ابن جریج قال أخبرنی نافع أن ابن عمر کان یقول کان المسلمون حین قدموا المدینة یجتمعون فیتحینون الصلاة لیس ینادى لها فتکلموا یوما فی ذلک فقال بعضهم اتخذوا ناقوسا مثل ناقوس النصارى وقال بعضهم بل بوقا مثل قرن الیهود فقال عمر أولا تبعثون رجلا ینادی بالصلاة فقال رسول الله صلى الله علیه و سلم ( یا بلال قم فناد بالصلاة )

[8] - بیهقی، ابی بکر احمد بن الحسین بن علی؛ السنن الکبرى، بی­جا، بی­تا، ج1، ص 391

[9] - علامه شرف الدین ، سید عبدالحسین؛ النص و الاجتهاد، ص 238

[10] - قوشجی، شرح تجرید، ص 484 - أیها الناس، ثلاث کن على عهد رسول اللّه (ص)، أنا أنهى عنهن، و أحرمهن، و أعاقب علیهن، و هی: متعة النساء، و متعة الحج، و حی على خیر العمل

[11] - حلبی، ابوالفرج؛ پیشین، ج2، ص 137 و عاملی، سید جعفر مرتضی ، الصحیح من سیرة النبی الأعظم ، بیروت، دارالهادی- دارالسیره، چهارم، 1415،ج‌4، ص 278

[12] - حلبی، ابوالفرج؛ پیشین، ج2، ص 135

[13] - مجلسی، محمد باقر؛ پیشین ،ج31، ص 7 و معتزلى، ابن ابى الحدید؛ شرح نهج البلاغة، قم، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشى، 1404 هـ ق،ج 12 ، ص 75- برای بررسی بیشتر به مقاله بدعت و صحابه مراجعه شود.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS