دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارتش نازی

No image
ارتش نازی

آلمان نازي، ارتش نازي، هيتلر، اس.آ، اس.اس، گشتاپو، جنگ جهاني دوم، علوم سياسي

نویسنده : نرجس عبدیایی

صحبت از ارتش نازی بدون پرداختن به مفهوم نازی[1] ممکن نیست. این مفهوم اشاره دارد به حزب کارگر آلمان که در میان گروه‌های ناسیونالیست شکل گرفته در آلمان آن عصر با 60 یا70 عضو در شهر مونیخ فعالیت می‌کرد. هیتلر که ابتدا از طرف سرویس اطلاعاتی شهر مأمور مراقبت از رهبران این حزب به خصوص درکسلر شده بود با این گروه آشنا شد و بعد از عضویت در آن در سال 1921م جای درکسلر را در حزب کارگر آلمان که از 1920م به حزب کارگران آلمانی ناسیونال – سوسیالیست تغیر نام داده بود گرفت، این حزب در آن زمان بیش از سه هزار عضو داشت.[2] در زمان کمی بعد از صدراعظمی هیتلر، حزب نازی در 14 ژوئیه 1933م به صورت حزب واحد آلمان در آمد.

ویژگی‌های نازیسم:

داروینیسم اجتماعی، پویایی انقلابی، آرمان شهروندسرباز، تقدس ارزش‌های نظامی موجود در تاریخ ملی کشور، شیوه حکومت اقتدارطلبانه [3] و نیز تقدیم منافع عمومی بر خصوصی.[4] برای تبیین بهتر نازیسم شالوده‌ایی از ویژگی‌های نازیسم را می‌توان از کتاب هیتلر یعنی "نبرد من"، ذکر کنیم: "اشتیاق نسبت به ناسیونالیسم آلمانی (ملی‌گرایی)، انتقاد از دموکراسی به مدل غربی‌ها و مارکسیسم و شیوه رفتار و اخلاقیات یهودیانی که ساکن آلمان هستند، ایمان به این‌که خداوند آریایی‌ها و خاصه ژرمنی‌ها را به‌عنوان نژاد برتر برگزیده است."[5]

این ویژگی‌های نازیسم بعدها به شدت مورد دستاویز عموم سیاستمدارن غرب و صهیونیسم سیاسی قرار گرفت؛ آنها این دیدگاه‌ها را به‌گونه مبالغه‌آمیز مطرح کردند و در غالب منابع مطالعاتی خود تصویری از نازیسم ساختند که خود می‌خواستند، تصویری که بتوانند از طریق آن خود را به جهانیان تحمیل نمایند. تصویری که از آلمان نازی به‌عنوان وحشتناک‌ترین‌ها در جنگ جهانی دوم یاد کرد؛ جنگی که با دو بمب‌ اتمی آمریکا و کشتار صدها هزار انسان فقط بواسطه‌ی این دو بمب به پایان رسید و آنها آن‌را با شگردهای مذکور از دید منابع مطالعاتی و افکار بشریت محو نمودند چه رسد به آن‌که از دیکتاتورمآبانه بودن آن حرکت و منش مدافعانش یادی نمایند، تصویری که صـهیونیسم از آن در توجیه فعالیت‌های خود بخصوص اسکان و استمرار استقرار یهود اسرائیل در فلسطین اشغالی و دیگر جنایاتش بهره می‌برد.

ساختار ارتش نازی

ارتش نازی یا ارتش آلمان در دوران نازیسم، شاخه‌ی زمینی ورماخت [نیروهای مسلح آلمان نازی] در کنار نیروی هوایی و نیروی دریایی آلمان آن عصر یعنی طی سال‌های 1935 تا 1945م محسوب می‌شد. ارتشی که متعلق به دوران هژمونی حزب نازیسم و رهبری شخص آدولف هیتلر بود و در جنگ‌های جهانی دوم نقش موثری را ایفا نمود.[6]

فرماندهان ارتش نازی طی سال‌های حضور این ارتش در آلمان عبارت بودند از:[7]

- از 1935 تا 1938م ژنرال سپهبد ورنر فن فریچ؛

- از 1938 تا 19 دسامبر م/1941م ژنرال فیلد مارشال فن براوخیچ؛

- از 19 دسامبر 1941 تا 30 آوریل 1945م پیشوا و صدراعظم آلمان آدولف هیتلر؛

- از 30 آوریل 1945 تا 8 می 1945م ژنرال فیلد مارشال فردیناند شورنر؛

ریاست ستاد ارتش نازی هم افراد زیر بودند:

- از 1 اکتبر 1933 تا 31 اکتبر 1938م، ژنرال لودویگ بک؛

- از 1 سپتامبر 1938 تا 24 سپتامبر 1942م ژنرال سپهبد فرانتس هالدر؛

- از 24 سپتامبر 1942 تا 10 ژوئن 1944م ژنرال سپهبد کورت تسایتسلر؛

- از 10 ژوئن 1944 تا 21 ژوئیه 1944م ژنرال یک ستاره آدولف هویزینگر؛

- از 21ژوئیه 1944 تا 28 مارس 1945م ژنرال سپهبد هاینتس گودریان؛

- از 1 آوریل 1945 تا 30 آوریل 1945م ژنرال پیاده هانز کربز؛

ارتش آلمان دارای رسته‌های مختلفی بود که می‌توان از میان آنها به ارتش‌های زمینی، گروه‌های زرهی، گروه جنگی و... اشاره داشت. همچنین این ارتش دارای سازمانی به نام سازمان آبوهر بود که به امور جاسوسی نظامی می پرداخت. ساختار و تشکیلات ارتش نازی به شرح زیر بود:[8]

1) پیاده نظام تانک ارتش آلمان (پیاده نظام زرهی):

این نیروها که به یگان‌های تانک وابسته بودند، مهم‌ترین نیروهای ضربتی زمینی ارتش آلمان محسوب می‌شدند. آنها با خودروهای زره‌پوش خود، یگان‌های تانک را همراهی کرده و از همین رو همواره در خطوط مقدم جبهه خدمت‌ می‌کردند.

2) سربازان عادی پیاده نظام:

گرچه چنین به نظر می‌رسد که در آغاز جنگ جهانی دوم، پیروزی‌های اولیه ارتش آلمان مدیون همکاری تانک‌ها و نیروی هوایی بود، اما بار اصلی نبردها را سربازان عادی پیاده نظام بر دوش می‌کشیدند. سربازان پیاده نظام ارتش آلمان از ساحل فرانسه تا جلگه‌های وسیع روسیه راه می‌پیمودند.

3) رسته توپخانه ارتش آلمان:

در بین لشکرهای غیرموتوری ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم، لشکر توپخانه همچنان از اسب استفاده می‌کرد؛ به این صورت که کلیه سلاح‌ها و وسایل حمل تدارکات با کمک اسب‌ها جابجا می‌شد. توپ استاندارد لشکر توپخانه، هویتزر ۱۸، ۱۰۵ میلی متری بود که همراه با ۴ توپ دیگر در اختیار همه لشکرها قرار می‌گرفت.

4) یکان چترباز آلمانی در آغاز جنگ جهانی دوم:

یکان چتربازان آلمانی نقش مهمی در پیروزی‌های اولیه نیروهای مسلح آلمان داشتند. بزرگ‌ترین پیروزی این چتربازها، تسخیر جزیره کرت Crete بود که نیروهای انگلیس، استرالیا و زلاندنو از آن دفاع می‌کردند.

5) یگان مهندسی رزمی ارتش آلمان:

به منظور رفع نیازهای مختلف، ارتش آلمان لازم دید به تشکیل یگان‌های ماموریت حرفه‌ای از قبیل یگان سرباز مهندسان آب- خاکی، یگان تانک و یگان چتربازان اقدام کند. همچنین در اینجا باید از یگان‌های حمله نام برد که همراه با پیاده نظام، حملات مستقیم به پایگاه‌های دشمن را رهبری می‌کردند.

6) تانک تایگر و پیاده نظام ارتش آلمان:

در اواخر تابستان ۱۹۴۲م، یک تانک سنگین جدید آلمانی در میدان‌های جنگ جهانی دوم ظاهر شد که معروف به ( Tigerببر ) بود. این تانک حدوداً ۶۰ تنی، مجهز به توپ ۸/۸ سانتی متری و پوشش زرهی بسیار ضخیم در قسمت جلو بوده و مایه وحشت و هراس دشمنانش می‌شد. اگرچه تنها ۱۳۵۵ دستگاه تانک تایگر ساخته شد و با این‌که مرتبا اشکال فنی پیدا می‌کرد و خراب می‌شد، اما این وسیله تا سال ۱۹۴۵م یعنی تا پایان فعالیت‌های ارتش نازی در تمام جبهه‌ها حضور داشت.

جنگ‌های ارتش نازی

از ویژگی‌های این ارتش حضور قدرتمند، گسترده و سرنوشت‌ساز آلمان در جنگ‌های جهانی دوم بود، هیتلر با آزمودن افسران ورماخت در این‌که آیا واقعا آمادگی همکاری در نبردهای پیش روی آلمان نازی را دارند یا خیر، طی سخنرانی‌اش قریب‌الوقوع بودن جنگ با لهستان را به اطلاع آنها رساند.[9] این آغاز جنگ‌های ازتش نازی محسوب می‌شود. جنگ‌های ارتش نازی بعد از حمله به لهستان طی مراحلی فتوحات گسترده‌ایی را نصیب آلمان کرد: "در مارس 1938م اتریش ضمیمه آلمان شد و در سپتامبر همان سال قسمتی از چکسلواکی هم توسط این ارتش اشغال شد. در سپتامبر 1939م یعنی آغاز جنگ جهانی اول لهستان تسلیم این کشور و بین هیتلر و استالین تقسیم شد و در 8 ژوئن همان سال ارتش نازی سوئد را تصرف کرد و بعد از آن هلند و در نهایت پاریس بدست این ارتش افتاد و در آوریل 1941م یوگسلاوی و یونان را نیز فتح کردند. اما از اینجا به بعد بود که پیروزی‌های ارتش نازیسم رو به افول رفت و سرانجام در حمله به شوروی و برخورد با زمستان سرد این کشور ارتش نازی در هجوم به مسکو ناکام ماند و روس‌ها و انگلیسی‌ها و امریکایی‌ها به سمت آلمان پیشروی نمودند.[10] و سرانجام خودکشی هیتلر در 30 آوریل 1945م و صلح بدون شرط جانشینش دریاسالار دونیتز با قوای متفقین، به فعالیت‌های جنگی این ارتش و دیگر نیروهای مسلح آلمان در دوران سلطه نازیسم پایان داد.

ارتش سری و ارتش نازی

عنوان ارتش سری را برای این مطلب از این جهت گذاشتیم که در آلمان هیتلری گروه‌هایی نظامی وجود داشت که شرح وظایف آنها جدا از ارتش نظامی معمول بود و این دسته‌جات نظامی در داخل خود آلمان شأن و جایگاه خاص خود را داشتند. کادر ارتش سری حتی در مواقع لازم بر ارتش معمولی آلمان و افسران آن نیز نظارت داشتند. از این گروه‌های نظامی داخلی آلمان هیتلری در سه دسته یاد شده است:

1) اس .آ (S.A): این گروه شامل افرادی با یونیفرم قهوه‌ای بودند که تشکیلات آنها از ابتدای تأسیس حزب نازی با کمک سرگرد "فون روهم" و تعدادی از افسران قدیمی تأسیس شده بود. از فعالیت این گروه در زمان رهبری حزب ناریسم توسط هیتلر، انجام شبه کودتا علیه دولت وقت آلمان با عنوان "مغازه آبجوفروشی" بود که در آن خود هیتلر نقش اصلی را ایفا می‌کرد و لذا در این کودتا دستگیر و زندانی شد. با گذشت زمان این تشکیلات بعد از رهبری هیتلر در آلمان در 1934م، آنقدر قدرتمند شده‌ بود که کنترل آن حتی از توانایی هیتلر هم خارج بود. گاهی از اعضای اس.آ، ژنرال "کورت فون اشلایشر" که در مرکز نظامی ارتش نفوذ داشت با "روهم" علیه فرماندهان ارتش توطئه‌چینی می‌کردند؛ قدرت این دو عضو اس.آ به حدی بود که می‌توانستند حتی هیتلر را سرنگون کنند. سرانجام اقدامات مداخله‌آمیز این گروه در ارتش نارضایتی زیادی را در میان فرماندهان ارتش ایجاد کرد تا این‌که هیتلر که احساس خطر می‌کرد با فرماندهی ارتش متحد شد و یک قوای فوق سری موسوم به گروه اس.اس را شکل داد و سرانجام تمامی رهبران اس.آ طی برنامه غافلگیرانه‌ای که قرار بود در 30 ژوئن 1934م در منطقه دوی-سی آلمان گردهم آیند، توسط اس.اس دستگیر و راهی زندان شدند و رهبر این گروه "روهم" نیز اعدام شد. گفته شده که:" این گروه با فرانسه در ارتباط بودند و به پشتوانه سفیر فرانسه قصد کودتا علیه هیتلر را داشتند."[11]

2)اس.اس S.S)): این گروه شامل افرادی با یونیفرم سیاه بودند‌. با بروز اختلاف بین قوای اس.آ و هیتلر و فرماندهان ارتش، این تشکیلات نظامی شکل گرفت، وقتی که فرماندهان نظامی دستگیری فرماندهان اس.آ را به هم تبریک گفتند نمی‌دانستند که قوای جدید (اس.اس) به مراتب قوی‌تر و شدیدتر از قوای قبلی بر کار آنها نظارت می‌کنند.

3)گشتاپو: یا دستگاه پلیس مخفی آلمان[12]ریاست این گروه شخص هیتلر بود. گشتاپو مأمور نظارت بر فعالیت شهروندان و کنترل آنها بود.

سر انجام ارتش نازی با پایان جنگ جهانی دوم و خودکشی هیتلر و فروپاشی حکومت نازیسم در آلمان به کار خود پایان داد.

مقاله

نویسنده نرجس عبدیایی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS