دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارث خنثی

No image
ارث خنثی

كلمات كليدي : اهليت تمتّع، حمل، جنين، غايب مفقودالاثر، نكاح منقطع، خنثي، ارث

نویسنده : محمد حسين رامين

ارث در لغت به معنای انتقال غیر قراردادی چیزی، از شخص به دیگری است[1]و همچنین به معنای بقیه‌ و باقی‌مانده‌ی چیزی نیز می‌باشد.[2] در اصطلاح حقوقی مقصود از آن، انتقال مالکیت اموال میت، پس از فوت به ورّاث او می‌باشد.[3] قانون‌گذار در کلام خود کسی را که ارث می‌برد وارث، و متوفی را مورّث، و اموال و دارائی متوفی در حین فوت وی را، ترکه می‌نامد.[4]

در تقسیم ترکه، شناخت جنس وارث اهمیت اساسی دارد. این تمیز در اشخاص متعارف، آسان است؛ ولی گاهی پاره‌ای از مردم که آنان را خنثی می‌نامیم، نشانه‌های هر دو جنس را دارند و به دشواری می‌توان گفت که اینان در شمار زنانند یا مردان.[5]

این افراد بطور کلی در 2 گروه قرار می‌گیرند: [6]

1) ارث خنثای ظاهر

خنثای ظاهر کسی است که علائم مرد بودن در او، بر علائم زن بودن غلبه دارد و یا بالعکس، یعنی علائم زن بودن در او بر علائم مرد بودن غلبه دارد. در این صورت خنثی به هر یک از دو جنس که شباهت بیشتری به آن دارد ملحق می‌شود و سهم الارث وی معین می‌گردد.[7]

2) ارث خنثای مشکل

خنثای مشکل کسی است که هیچ یک از علائم مرد بودن یا زن بودن در او بر دیگری غلبه ندارد. در این صورت نمی‌توان او را در ردیف هیچ یک از دو جنس قرار داد، همچنان که نمی‌توان او را جنس سومی در ردیف ذکور و اناث دانست. لذا سهم‌الارث او نیمی از سهم‌الارث مرد، به‌علاوه‌ی نیمی از سهم‌الارث زن است.[8] البته این حکم، به استناد ماده‌ی 939 ق.م در موردی جاریست که خنثی در زمره‌ی وارثانی باشد که ذکور ایشان دو برابر اناث، ارث می‌برند. لیکن اگر خنثی از جمله وارثانی باشد که ذکور ایشان سهمی برابر با اناث می‌برند، اجرای حکم ماده‌ی فوق کاری لغو و بیهوده خواهد بود.

مسأله‌ی تأمل برانگیزی که در این میان خودنمائی می‌کند این است که در برخی موارد، خنثای مشکل ممکن است، برحسب مرد یا زن بودن، سهم برخی از ورثه را تغییر دهد، لیکن قانون‌گذار با چشم‌پوشی از تعیین جنسیت این فرد این مشکل حقوقی را حل نشده رها کرده است. بعنوان مثال اگر متوفی، پدر و مادر و یک دختر و یک خنثی، بعنوان وارث داشته باشد، تمیز جنس خنثی می‌تواند در فرض دختر، موثر باشد. بدین توضیح که اگر خنثی را دختر فرض کنیم، فرض دو دختر متوفی، دو سوم کل ترکه خواهد بود. حال اینکه اگر خنثی را پسر در نظر بگیریم، دختر متوفی، فرضی نخواهد داشت بلکه به قرابت ارث می‌برد.[9] (م 909 ق.م)

مقاله

نویسنده محمد حسين رامين
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS