دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارزش و اصالت عدالت

No image
ارزش و اصالت عدالت

ارزش و اصالت عدالت

از جمله عام ترین مفاهیم در زمینه اخلاق اجتماعی، از یک سو، و قطعی ترین ارزشهای اخلاق اجتماعی از سوی دیگر، مفهوم و ارزش عدل است که در مقابل آن، مفهوم و ارزش منفی ظلم، قرار می گیرد و مشابه این دو، مفاهیم اصلاح و افساد خواهد بود. در اینکه همه انسانها برای عدالت، جایگاه ویژه و ارزش والایی قائلند، شکی نیست و تنها سوفسطاییان در این زمینه شبهه ای القا کرده و کلیت آن را نپذیرفته اند. از کتب تاریخ فلسفه استفاده می شود که سوفسطاییان درباره ارزشهای اخلاقی، عدالت، تقوا و امثال آنها نیز با دیگران اختلاف نظر داشته اند و بویژه، سقراط در این باره، با ایشان مناظره کرده که افلاطون آنها را در محاورات خود نقل کرده است. در قرون اخیر نیز در میان اروپاییان گرایش هایی به طرز فکر سوفسطاییان پیدا شده که چکیده سخن آنها این است که انسان لذت خویش را می خواهد و همه تلاش های او برای دستیابی به مطلوب و توسعه قدرت خویش و استفاده بیشتر از مواهب طبیعت خواهد بود. در نتیجه دستیابی هر چه بیشتر به نعمت های طبیعی خواست انسان است و هر چیزی که این خواست طبیعی انسان را محدود کند، پذیرفتنی نیست. چنین گرایشی کم و بیش در طول تاریخ فلسفه وجود داشته و ارزش مطلق عدالت، مورد تردید قرار گرفته است. در واقع انکار ارزش عدالت، به انکار اصالت اخلاق برمی گردد و معنایش این است که ارزشهای اخلاقی، مطلق و اصیل نیستند، بلکه نسبی و تابع خواست های انسانها و جوامع انسانی اند. غیر از کسانی که منکر اصالت ارزشهای اخلاقی هستند، طرفداران همه نظامهای اخلاقی و همه کسانی که اصالت اخلاق را پذیرفته اند، عدالت را یک ارزش معتبر می دانند.

‌در برابر سوفسطاییان و دیگر کسانی که منکر اصالت اخلاق و بویژه منکر اصل عدالت هستند، در ارتباط با این موضوع، گرایشهای مختلفی وجود دارد:

1 - گروهی بر این باورند که ارزشهای اخلاقی دارای واقعیتند و انسان به طور بدیهی، آنها را با عقل خود درک می کند؛ یعنی همان طور که انسان در مسائل نظری بدیهیات را به دلیل آنکه ثابت و بی چون و چرا هستند به طور فطری درک می کند، در زمینه مسائل ارزشی و عملی نیز حقایق ثابتی داریم که عقل به طور فطری و بی چون و چرا آنها را درک می کند.

2 - گروه دیگر معتقدند که ارزشها و قضایای اخلاقی، از قبیل آرای محموده اند که چون در زندگی اجتماعی انسان مفیدند در جامعه پذیرفته می شوند و بنابراین حکایت از حقایق نفس الامری نمی کنند تا درستی یا نادرستی آنها از راه تطبیق با آن حقایق، قابل سنجش باشد و اصولاصئاب و خطا را در این قضایا راهی نیست؛ زیرا آنها تنها گرایشهایی هستند که در اعماق روح و جان انسان یافت می شوند. در میان این گرایشها آنچه کلیت و عمومیت داشته و در میان همه انسانها و همه جوامع، رایج باشند، مقبول و ماندنی هستند و می توان به آنها استناد کرد و بر پایه آنها، به صورت جدلی، استدلال کرد و آنچه که عمومیت نداشته باشد تنها در حوزه خاصی معتبر خواهد بود. طرفداران این نظریه با توجه به دیدگاه خاص خود، معتقدند که برای اثبات مسائل اخلاقی نمی توان برهان اقامه کرد که نتیجه اش یقینی و نقیضش محال باشد.‌

3 - گروه سوم معتقدند که قضایای ارزشی دارای ریشه هایی واقعی و نفس الامری هستند که بر اساس آن ریشه های واقعی، استدلال برای اثبات امور ارزشی نیز امکان پذیر خواهد بود. البته استدلال در مورد امور ارزشی، از آنجا که به اتکای آن ریشه های واقعی انجام می گیرد، به مقدار اتکای این امور ارزشی بر آن واقعیات نیز بستگی خواهد داشت.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS