دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

از حسد تا غبطه و حسرت

No image
از حسد تا غبطه و حسرت

غبطه و حسادت با ظرافتی خاص با هم متفاوتند و گاهی افراد فرق بین این دو را در نمی‌یابند. ما در این نوشتار اجمالاً تفاوت معنایی این دو خصیصه اخلاقی را بررسی می‌کنیم. «غبطه» در لغت به معنای شادمانی و خوشحال شدن است. غبطه روحیه‌‌ای است که شخص با مشاهده موفقیت و کمال دیگران، سعی می‌کند خودش هم مثل آن‌ را داشته باشد، همین تمایل، عامل حرکت به سمت کمال خواهد شد. بدون آن‌ که آرزوی نابودی آن‌ را برای دیگری نماید و این یک فضیلت اخلاقی به حساب می‌آید. بر اساس روایات چنین صفتی از ویژگی‌های انسان‌های مؤمن است. مؤمنان غبطه می‌خورند، اما نسبت به دیگران حسادت نمی‌ورزند. اما منافقان برعکس، حسادت ورزیده، ولی غبطه نمی‌خورند. (کافی، ج ۲، ص ۳۰۷) اما «حسد» روحیه خواری و خودکم‌بینی است که فرد حسود در خود می‌بینید و به دنبال آن آرزو می‌کند که فردی که دارای نعمتی واقعی یا خیالی است از آن نعمت محروم شود، حال چه آن نعمت واقعی یا خیالی را خود داشته باشد و یا نداشته باشد، یا به او برسد یا نرسد. با توجه به تعریفی که از «غبطه» و «حسد» ارائه شد، تفاوت آن دو روشن است. «غبطه» عامل تحرک و پویایی است و «حسادت» عامل ایستایی و درجا زدن! از این ‌رو «غبطه» از فضایل و «حسادت» از رذایل اخلاقی محسوب شده و گناه به‌ شمار می‌آید. بنابراین می‌توان به طور کلی نتیجه گرفت که «حسادت» آن است که انسان از نعمت دیگران ناراحت شود و آرزوی از بین رفتن آن را داشته باشد؛ اما در «غبطه»، انسان از نداشتن خود رنج می‌برد و نه از بهره مندی دیگران و در نتیجه، آرزو یا تلاش نمی‌کند که نعمت از دیگری سلب گردد؛ بلکه از نعمت دیگران خوشحال است و آرزو و دعا و تلاش می‌کند که خود نیز به آن برسد. درمان حسد، دو رکن اساسى دارد: رکن اول آن شناخت حسد و ابعاد و نتایج آن در دنیا و آخرت است. رکن دوم بعد از اراده، عمل و اقدام است.

حسرت چیست؟

«حسرت» در لغت به معنای آشکار شدن و انکشاف است. گفته شده است؛ در قیامت، حقایق و اسرار روشن می‌شود: «روزی که اسرار باطن شخص آشکار شود» (الطارق، ۹) و به همین دلیل آن‌ را روز حسرت خوانده‌اند. «حسرت»، اما به معناى غم و اندوه است، بر آنچه که از دست رفته و پشیمانی بر آنچه را که از دست داده است. همچنین گفته شده است؛ «حسرت» به معناى کنار رفتن و دور شدن به جانب پشت است. و به این مناسبت در معانى افسوس و تأسف ‌خوردن استعمال می‌شود؛ زیرا چیزى که از دسترس انسان دور می‌شود، مورد تأسف خواهد بود. قرآن کریم می‌فرماید: «لِیَجْعَلَ ا... ذلِکَ حَسْرَهً فِی قُلُوبِهِمْ»؛ (آل عمران، ۱۵۶) تا خدا این حسرت را بر دل آنها [کافران‌] بگذارد.

مهم‌ترین مصداق حسرت

قیامت روزی است که موجب تأسف کافران، مشرکان و منافقان خواهد شد؛ از آن جهت که در آن‌ روز حقایق امور آشکار می‌گردد، آنان از جهاتى در حسرت شدید به سر خواهند برد. اولاً: از این‌ که حقیقت امر را نفهمیده‌‌اند. ثانیاً: از این‌ که همردیفان آنان موفق به سعادت و جهاد در راه خدا شده‌‌اند و آنان از این فیض محروم گشته‌‌‌اند. ثالثاً: از این ‌که ارتباطى با خدا پیدا نکرده‌‌اند. و این حسرت به ‌ویژه در این جهت بزرگ‌ترین مایه عذاب و ناراحتى بوده، و شدت تأثر در آن از آتش بیشتر است. (تفسیر روشن، ج ‌۵، ص ۱۰۸- ۱۰۹)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS