دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انشعاب در شیعه

No image
انشعاب در شیعه

كلمات كليدي : شيعه، كيسانيه، زيديه، اسماعيليه، غلات، اماميه

نویسنده : زهرا خليلي

هر مذهبی یک سلسله مسائلی دارد که اصول اولیۀ آن مذهب را شکل می‌دهد و مسائل دیگری نیز در این مذاهب وجود دارد که در درجۀ دوم واقعند. اختلاف اهل مذهب در چگونگی مسائل اصلی و نوع آن‌ها با حفظ اصل مشترک، انشعاب نامیده می‌شود.

انشعاب در تمام مذاهب و ادیان مخصوصاً ادیان آسمانی و حتی در شعب آن‌ها نیز، رخ داده است. شیعه (که به پیروان و معتقدانِ امامت بلافصل حضرت علی (علیه‌السّلام) اطلاق می‌شود) نیز در طول تاریخ از این انشعابات مستثنی نبوده است. البته در زمان سه امام نخست (امام علی، حسن و حسین علیهم السّلام) به دلیل اعتقاد شیعیان به امامت مخصوص ایشان، هیچ انشعابی در مذهب شیعه به وجود نیامده ولی بعد از شهادت امام حسین (علیه‌السّلام) بین شیعیان بر سرِ تعیین امام اختلاف افتاد و از آن زمان تا غیبت حضرت مهدی (عج) فرقه‌های زیادی در مذهب شیعه پدیدار شدند. مورخان، فِرَق اصلی شیعه را به پنج گروه تقسیم کرده‌اند:

1)کیسانیه:

گروهی که بعد از شهادت امام حسین (علیه‌السّلام) به امامت محمدبن حنفیه معتقد شدند و گفتند که پس از حسن و حسین کسی نزدیک‌تر از محمدبن حنیفه به امیرمؤمنان علی (علیه‌السّلام) نبود. بعد از درگذشت محمدبن حنفیه، پیروان او به فرقه‌هایی تقسیم شدند. مهم‌ترین این فرقه‌ها عبارتند از:

أ) کربیّه: یاران ابوکرب ضریر بودند که اعتقاد داشتند محمدبن حنفیّه نمرده است بلکه غایب شده و دوباره خروج خواهد کرد.

ب) هاشمیه: گروهی از کیسانیه که مرگ محمدبن حنفیه را پذیرفتند و ابوهاشم را جانشین او دانستند.

ج) حریانیه: امامت را بعد از ابوهاشم حق برادرش حسن‌بن محمدبن حنفیه می‌دانستند.

د) عباسیه: طرفداران امامت محمّدبن‌علی‌بن‌عبدالله‌بن‌عباس بعد از ابوهاشم بودند.

2) زیدیه:

بعد از شهادت امام سجاد (علیه‌السّلام) گروهی از شیعیان به امامت زیدبن‌علی معتقد شدند این گروه نیز به فرقه‌هایی تقسیم می‌شوند:

أ) جارودیه: پیروان ابوالجارود زیادبن‌متدر که در سال 150 ق به‌ وجود آمدند.

ب) بتریه (صالحیه): پیروان حسن‌بن‌صالح‌بن‌حی که در سال 168ق به وجود آمدند.

ج) جریریه (سلیمانیه): پیروان سلیمان‌بن‌جریر هستند که در سال 168ق به وجود آمدند.

3) اسماعیلیه:

گروهی که بعد از شهادت امام جعفر صادق (علیه‌السّلام)، اسماعیل پسر بزرگ امام صادق را که در حال حیات پدر از دنیا رفته بود، امام دانستند. فرق اسماعیلیّه عبارتند از:

أ) اسماعیلیه خالصه: گروهی که به امامت اسماعیل فرزند ارشد امام صادق معتقد بودند و به زنده‌بودن و مهدویت او نیز اعتقاد داشتند.

ب) مبارکیه: گروهی که مرگ اسماعیل را پذیرفته و معتقد به امامت محمدبن اسماعیل شدند.

ج) قرامطه: پیروان حمدان قرمط که قائل به مهدویت و امامت محمدبن اسماعیل بودند و در سال 270 هجری به وجود آمدند.

د) فاطمیان: پیروان عبیدالله المهدی که در سال 296 هجری در آفریقا ادّعای امامت کرد.

خ) دروزیان: گروهی از فاطمیان که به الوهیت الحاکم به امرالله معتقد بودند.

ه) تداریان: به گروهی از فاطمیان در ایران که به امامت تدار فرزند ارشد المستنصر معتقد شدند.

و) طیبیان: گروهی از فاطمیان که به امامت طیب فرزند آمر معتقد شدند.

ی) مستعلیان: گروهی از فاطمیان که به امامت مستعلی فرزند کوچک المستنصر معتقد شدند.

4) غلات:

گروهی از شیعیان که به الوهیت و حلول خدا در ائمه و یا به تناسخ معتقدند. از جمله غلات می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

1) اهل حق: یا علی‌الهیان که معتقدند که خدا در علی (علیه‌السّلام) حلول کرده و با جسم وی متحد شده است.

2) نصیریه: پیروان محمدبن نصیر نمیری که معتقد به خدا بودن حضرت علی هستند و مرتبۀ علی (علیه‌السّلام) را از پیامبر (صلی‌الله علیه‌ و آله) بالاتر می‌دانند.

3) سبأئیه: پیروان عبدالله‌بن‌سبأ که معتقدند رعد آسمان صدای علی (علیه‌السّلام) و برق آسمان شمشیر اوست.

5) امامیه:

نام عمومی فرقه‌هایی می‌باشد که به امامت بلافصل حضرت علی‌بن ابی طالب و فرزندان او قائل هستند و منتظر قیام یکی از علویان هستند، اما به طور خاص به فرقۀ اثنی‌عشریه اطلاق می‌شود که به دوازده امام قائلند که اولین ایشان حضرت علی (علیه‌السّلام) و آخر ایشان حضرت مهدی (علیه‌السّلام) می‌باشد.

مقاله

نویسنده زهرا خليلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS