دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اهميت رازپوشی

No image
اهميت رازپوشی

امام رضا (ع) فرمود: انسان با سه ويژگي، مؤمن واقعي محسوب مي شود.

صفتي از پروردگارش و صفتي از پيامبرش و صفتي از امامش. صفت پروردگارش رازپوشي است و صفت پيامبرش مدارا کردن با مردم است و صفت امامش تحمل و صبر در سختي و تنگي است. (تحف العقول ص 465)

اهميت رازداری

رازداري دو نوع است: 1) راز مردم را نگاه داشتن 2) راز خود را نگاه داشتن. راز مردم نيز دو قسم مي شود. يا اين راز مربوط به عيب هاي ديگران است و يا مربوط به چيزهايي غير از عيوب آنها مي باشد مانند کمالات مادي و معنوي. فاش کردن عيب مردم از نظر اسلام و عقل کاملاممنوع است. و اما فاش کردن کمالات مادي و معنوي چنانچه موجب اذيت و ناراحتي آنان شود، باز هم از نظر دين و عقل جايز نيست. در حديث داريم که سخني که ميان دو نفر رد و بدل مي شود، در واقع ميان آن دو امانت است و فاش کردن آن خيانت در امانت محسوب مي شود. و نيز پرسيدند اينکه گفته مي شود: عورت مومن بر مومن حرام است، منظور چيست؟ فرمودند: فاش کردن سر اوست. اگر هر انساني امر زشتي را از برادر مومنش بپوشاند، قطعا اهل بهشت است.

همچنين راز خود انسان نيز دو قسم مي شود. يا اين راز مربوط به موفقيت و سعادت و کمالات مادي و معنوي است. در اين صورت افشاء آن موجب دشمني دشمنان، حسادت برخي از مردم و ايجاد توقعات افراد طمعکار مي شود. يا اين راز مربوط به شکست، بدبختي و مشکلات است. در اين صورت افشاء آن موجب شماتت و شادي دشمنان، ناراحتي و اندوه دوستان و حقارت و سبکي خود انسان در ميان اشخاص ظاهربين و نادان مي شود. (معراج السعاده، ص 451-453)

گر آرام خواهي در اين آب و گل مگو تا تواني به کس راز دل

روزي مأمون به افسر ارشد نگهبان خود به نام عجيب گفت: من از بابت برادرم معتصم نگران هستم. بايد بيشتر از گذشته از من مراقبت کني. مدتي بعد آن افسر ارشد مطلب سّري مابين خود و مأمون را به معتصم بيان کرد.

معتصم ضمن قدرداني از او بيش از گذشته مراقب رفتار خود بود. وقتي نوبت به خلافت معتصم رسيد، دستور داد عجيب را مجازات کنند. عجيب گفت: يا اميرالمؤمنين، گناه من جز اخلاص و حمايت از شما چيست؟ گفت: گناه تو فاش کردن راز برادرم بود و تو در حق او خيانت کردي و من چگونه مي توانم به تو اعتماد کنم؟ لذا به دستور وي عجيب را کشتند. و افشاء سر مأمون در واقع سَر او را به باد داد. (هزار و يک حکايت اخلاقي ص 102)

نتيجه شنيده را نشنيده گرفتن

نقل مي کنند: ابو عبدالرحمن، حاتم بن يوسف اصم از عالمان بزرگ خراسان بود. شهرت او به اصم (کر) براي اين بود که: روزي زني براي پرسش شرعي پيش او آمد. هنگام حرف زدن ناگهان بادي از آن زن خارج شد و به شدت شرمنده گرديد. حاتم به گوش خود اشاره کرد. يعني نمي شنوم، بلندتر بگو. زن بسيار خوشحال شد و خدا را شکر کرد که آبرويش پيش عالم نرفت.

مي گويند: تا زن زنده بود حاتم به همين حالت ميان مردم زندگي کرد و پس از فوت حاتم يکي از بزرگان او را در خواب ديد و پرسيد: خدا با تو چگونه رفتار کرد؟ گفت: به خاطر آنکه يک شنيده را نشنيده گرفتم، بر تمام اعمال و شنيده هايم قلم عفو کشيده شد. (عبرت آموز، ص 194)يکي از ويژگي هاي برجسته اهل کرامت، رازداري آنهاست. آيت الله بهجت مي فرمايد: کسي که به اين مقام ها مي رسد، هيچ نمي گويد. گاهي ممکن است در قالب نقل از ديگران چيزي را مطرح کند. و يا اگر گاهي کرامت خود را فاش مي کند، هدفشان ترويج اسلام و هدايت مردم است و نه براي ترويج شخص خودشان. نقل مي فرمود: روزي پشت سر آقاي قاضي نماز مي خواندم که مطلبي به ذهنم آمد. بعد از نماز فرمود: آن مطلب اين طور است. (زمزم عرفان، ص 154-156)

هر که را اسرار حق آموختند

قفل کردند و دهانش دوختند

روزنامه كيهان، شماره 21226 به تاريخ 17/9/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS