دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اوج گیرى مبارزات

No image
اوج گیرى مبارزات

اوج گیرى مبارزات

ظلم و ستم حاکمان و فرمانداران محلى در شهرهاى مختلف، شور و هیجان مردم را براى مبارزه با حکومت افزایش مى دادامّا حوادثى چون احداث بانک استقراض روس در قبرستانى قدیمى و به چوب بستن بازاریان تهران و تعطیلى بازار، موجب اوج گیرى مبارزات شد. مردم در اعتراض به این اعمال، در مسجد اجتماع کردند. نیروهاى دولتى که وضع را خطرناک دیدند، مسجد را به محاصره درآوردند و به این بناى مذهبى حمله کردند.

آیت الله بهبهانى و آیت الله طباطبایى، براى جلوگیرى از خون ریزى، تصمیم گرفتند که به حرم حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) پناهنده شوند. این تصمیم، در 16 شوّال 1323ق. جامه عمل پوشید. متحصّنین مبارز، خواسته هاى خود را که مهم ترین آنها ایجاد عدالت خانه اى براى جلوگیرى از ظلم و ستم و رعایت عدالت بود، به اطّلاع دولت رساندند. این مقاومت و پایدارى در تحصّن و مبارزه، موجب شد که شاه با درخواست هاى آنان موافقت کند. با اعلام موافقت با خواسته هاى متحصّنین، آیت الله بهبهانى و دیگر روحانیون به شهر بازگشتند. عین الدّوله که از ضعف شاه استفاده کرده بود و یکه تاز میدان سیاست و فرمانروایى کشور شده بود و انجام خواسته هاى مبارزان را خلاف منافع خود مى دید، از اجراى این خواسته ها خوددارى کرد و با شدّت بیشترى با مبارزان به مقابله برخاست. از این رو، نیّرالدّوله را که فردى مستبد و سخت گیر بود، به جاى علاءالدّوله به حکومت تهران منصوب کرد. او نیز براى جلوگیرى از مبارزات، سیّد جمال الدّین واعظ را به قم تبعید کرد و شیخ محمّد واعظ را دستگیر و در سرباز خانه زندانى کرد. این عمل، خشم و نارضایتى مردم را شدّت بخشید و آنان براى آزادى شیخ محمّد به سرباز خانه حمله کردند. در این درگیرى، یکى از طلاّب به نام سیّد عبدالحمید به شهادت رسید.به دنبال شهادت وى، بازار بسته شد و شهر به حال تعطیل درآمد. آیت الله بهبهانى و آیت الله سید محمّد طباطبایى، هر دو به خانه آیت الله شیخ فضل الله نورى رفتند و از وى تقاضا کردند تا آنان را در امر مبارزه همراهى کند. شیخ نیز قول همکارى داد و بدین ترتیب، روحانیون تهران در مبارزه با حکومت استبدادى متّحد شدند. مردم، جسد طلبه شهید را به مسجد بردند و در آن جا به سینه زنى و نوحه خوانى پرداختند. آیت الله بهبهانى و دیگر روحانیون نیز در مسجد حاضر شدند. سربازان دولتى به مسجد حمله کردند. این امر، موجب نگرانى و اضطراب مردم شد. «در این هنگام، از شادروان بهبهانى رفتارى دیده شد که دلیرى و بزرگى او را نیک مى رساند. بدین سان که بى درنگ خود را بر روى یک بلندى رسانید و سینه خود را باز کرد و رو به مردم گردانیده و به آواز بلند چنین گفت:

اى مردم! نترسید، واهمه نکنید. اینها کارى داشته باشند، با من دارند. این سینه من! کجاست آن که بزند؟ شهادت و کشته شدن، ارث ماست.

چندان ایستاد و از این سخنان گفت که مردم را دوباره باز گردانید و به دل ها آرامش باز آورد».[17] سخنان آیت الله بهبهانى، موجب قوّت قلب و استقامت مردم گردید و مقاومت و پایدارى ادامه یافت. دولت، مبارزان را تهدید کرد و از آنان خواست تا به تحصّن خاتمه دهند. آیت الله بهبهانى و آیت الله طباطبایى گفتند که یا با خواسته هاى ما موافقت کنید و یا اجازه دهید که ما از شهر خارج شده، به نجف و کربلا برویم. دولت به امید این که با رفتن رهبران دینى، مخالفت با دولت کاهش مى یابد، به آنان اجازه خروج داد و بدین سان، کاروان مهاجران، به سوى قم حرکت کرد. آیت الله بهبهانى به همراه دیگر رهبران مذهبى و روحانیون، به قم رفته و در حرم حضرت معصومه (علیها السلام) متحصّن شدند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS