دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بافقى در قم

No image
بافقى در قم

بافقى در قم

بافقى در بدو ورود به قم در محله باغ پنبه سکونت گزید[15] و همان سیره ساده زیستى خود را دنبال کرد.

در نگاه نخست به زندگى بافقى ـ خصوصاً در شهر مقدس قم ـ در کنار مشى زاهدانه، تلاشش براى پیاده کردن احادیث براى طلاّب و اهل بصیرت قابل پیروى و براى برخى دیگر علامت پرسشى بود.

بافقى تأکید داشت سبک معمارى خانه اش با احادیث منطبق باشد، لذا در پاسخ به پرسش یکى از اصحابش که چرا دیوار خانه شما هفت ذراع است، گفته بود:

«من بنده ام مولایى که دستور داده دیوار خانه هفت ذراع باشد، فکر دزد را هم کرده است. (فالله خیر حافظاً و هو ارحم الراحمین)[16]

در انتخاب لباس و غذا گذشته از این که نماد زهد و پارسایى بود، در عصر سنت ستیزى، هویت زدایى و تبلیغ تسلیم پذیرى در مقابل فرهنگ بیگانه، بر سنت و هویت ملى ایران تأکید داشت.

على اصغر فقیهى در این خصوص مى گوید:

«منزل ایشان نزدیک منزل ما بود. من شاهد بودم ایشان اصلا از اجناس خارجى استفاده نمى کرد. سرتا پا کرباس مى پوشید، عبا، قبا و پیراهنش کرباس بود. چاى ایرانى با خرما یا توت خشک مى خورد. از سماور حلبى و فنجان و قورى گلى -که همه ساخت قم بود- استفاده مى کرد. مطلقاً از اجناس خارجى استفاده نمى کرد. خوراکش بسیار ساده بود. نان دوغ، کشک و...[17]

اعتقاد بافقى بر حرمت استفاده از لباس و غذاى بیگانگان - در عصرى که همه برنامه هاى فرهنگى، سیاسى و اقتصادى مردم را به سوى مصرف گرایى و استفاده از کالاهاى خارجى مى کشاند - را مى توان تلاشى در راستاى دفاع از سرمایه گذاران و تولیدات ایرانى و پى ریزى اقتصادى غیر وابسته تلقى کرد.

ویژگیهاى اخلاقى و چگونگى برخورد با اقشار مختلف او را در زمره فرزانگان قابل احترام و اقتدا قرار داده بود. شیخ محمد رازى، شاگرد آیت الله بافقى مى نویسد:

«در توکل به خدا، کم نظیر و در یکتا پرستى و توحید، عجیب و در ولایت به خاندان رسالت، غریب و به مولایش ولى عصر(علیه السلام) ایمانى حضورى داشت. دائم الذکر، دائم الحضور و دائم الحال بودنطقش ذکر، سکوتش فکر و نظرش اعتبار و مشى اش با تواضع همراه بود.

براى دانشجویان و طلاب، پدرى مهربان و براى دانشمندان و علما، برادرى ناصح و براى اقشار مردم، رهبرى دلسوز و لایق بود. موعظه مى کرد و نصیحت مى نمود. اندرز مى داد و براى همه معلمى مهربان به حساب مى آمد. منطقى جدى و بیانى قاطع و سخنانى آموزنده و بیاناتى سازنده و تکان دهنده داشت. قلبى وسیع، دلى گشاده، زبانى گویا و بیانى برنده تر از شمشیر داشت. کمتر کسى بود که تحت تأثیر سخنانش واقع نشودزیرا هرچه مى گفت از دل بود و بر دل مى نشست، از دیدن بدى ها و منکرات رنج مى برد، بر خود مى لرزید و چونان دریایى ژرف موج مى زد، توفان مى کرد و به صدا در مى آمد و عامل منکر را متنبه و به ندامت و توبه وادار مى کرد و از همه مهم تر، بر خوردش با بیدادگران و ستم پیشگان و جباران زمان بود. آه که چه مى کرد! آن ها را به روز سیاه مى نشاند و بر آن ها مى خروشید.»[18]

علما و بزرگان همواره از او به عظمت یاد مى کردندتا جایى که مرحوم حاج شیخ عباس تهرانى در جمع ثقات و مؤمنان تهرانى فرمود:

«آقاى حاج شیخ محمدتقى بافقى فقط یک عیب دارد و آن این است که در زیر آسمان یکى است و دومى ندارد.»[19]

سلوک بافقى در عرصه اجتماع تکلیف مدارانه و متعهدانه بود به گونه اى که مظهر امر به معروف و نهى از منکر در عصر خود بود، از منظر بافقى تراشیدن ریش در آن مقطع نماد تسلیم در برابر فرهنگ بیگانه و پشت کردن به سنتهاى دینى و ملى بود.

«اگر کسى ریش مى تراشید به او اخطار مى کردند، پى گیر هم بودند که این اخطار عملى شد یا نه؟ در راه مسجد جمکران هم هر کسى را مى دید که خلافى مى کند فوراً به او تذکر مى داد.»[20]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
Powered by TayaCMS