دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بهلول شیبانی

No image
بهلول شیبانی

كلمات كليدي : تاريخ، بهلول شيباني، خالد بن عبدلله قسري، هشام بن عبدالملك، كثاره بن بشر، كحيل،کثاره

نویسنده : فاطمه پهلوان پور

بهلول بن بشر شیبانی سرداری دلیرو اهل موصل بود که از اطاعت هشام بن عبدالملک سر بر تافت و بر علیه او شورش کرد و در جایی میان جزیره و موصل با سپاه خلیفه روبه رو گردید و پس از نبردی دشوار مغلوب و کشته شد.

انگیزه شورش بهلول

بهلول بن بشر ملقب به (کثاره) اهل موصل و از قبیله شیبان در سال 120 هجری سر به شورش برداشت.[1] انگیزه شورش وی بی‌عدالتی حاکم یکی از روستاهای موصل بود. به این ترتیب که بهلول در سفر حج برده خود را فرستاد تا برای او سرکه بخرد؛ اما فروشنده به جای سرکه به وی شراب فروخته بود.[2] هنگامی که بهلول متوجه این قضیه شد، نزد فروشنده آن روستا رفته و خواسته بود تا شراب را پس گرفته و سرکه به جایش بدهد؛ اما فروشنده امتناع کرده و در نتیجه بهلول شکایت خود را نزد کارگزار آن روستا برد و در جواب شنید که (شراب تلخ از تو و قوم تو و گفتار شیرین تو بهتر است.)[3] همین مسئله سبب خشم و شورش وی علیه خلیفه شده بود.

آغاز شورش بهلول

هنگامی که بهلول قصد عصیان داشت، تصمیم گرفت ابتدا به حج برود و در مکه با عده‌ای از کسانی که با وی هم عقیده بودند، دیدار کرد. این عده که تعدادشان به چهل نفر می‌رسید، بهلول شیبانی را به عنوان حاکم خود انتخاب کرده و همگی به روستایی از روستاهای موصل رفتند و طوری وانمود کردند که از سوی هشام بن عبدالملک آمده‌اند. ابتدا به آن روستایی که بهلول در سفر حج از آن‌جا سرکه خریده بود، رفتند و نخستین اقدامی که انجام دادند، کشتن کارگزار آن روستا بود.[4] ایشان با این عمل خود طغیان و قیام خود را آشکار کرده و عازم قتل خالد بن عبدلله القسری حاکم عراق شدند. بهلول و یارانش اعتقاد داشتند که خالد مسجدها را ویران می‌کند و کلیساها را آباد می‌کند. گبران را ولایتدار مسلمانان می‌کند و زنان مسلمان را به ذمیان شوهر می‌دهد، لذا قصد کشتن او را دارند.[5]

رابطه بهلول بن شیبانی با خالد بن عبدالله قسری

در این هنگام کارگزار موصل به هشام بن عبدالملک نامه‌ای نوشت و گزارش شورش بهلول و همراهانش را به او داد و از وی کمک خواست. هشام نیز در جواب نوشت کثارة بن بشر را به جنگ او بفرست - چرا که هشام بن عبدالملک وی را جز لقبش بهلول نمی‌شناخت- کارگزار برایش نوشت که شورشگر همین کثارة بن بشر می‌باشد. سپس بهلول به یارانش گفت: «به خدا که ما نمی‌توانیم با این زاده زن ترسا (خالد) کاری کنیم.»[6]

خالد بن عبدلله برای دفع شورش از واسط بیرون و به حیره رفت. در آن‌جا سپاهیان شامی بودند که به یاری کارگزار هند آمده بودند. خالد آن‌ها را به جنگ با خوارج دستور داد و گفت: هر کس یک نفر آن‌ها را بکشد او را بخششی افزودن بر آن چه در شام گرفته است، من می‌بخشم و از رفتن به هند معافش می‌کنم. آن سپاه که ششصد نفر بودند به همراه دویست نفر از پاسبانان که خالد ضمیمه آن کرد عازم جنگ با بهلول و همراهانش شدند،[7] دو سپاه در کنار رود فرات با هم رو به رو شدند و فرمانده سپاه شام کشته شد و لشکرش تار و مار شد و به کوفه بازگشت. سپس خالد یکی از سران شیبان از بنی‌حوشب بن زید بن رویم را به مقابله با بهلول فرستاد که میان شام و موصل با هم رو به رو شدند آن‌ها نیز پس از نبردی شکست خوردند و به شام بازگشتند و بهلول عازم موصل شد؛ اما پس از مدتی نظرش تغییر پیدا کرده و برای سرنگون ساختن هشام عازم شام شد. هشام نیز سپاهی را به منظور مقابله با بهلول و والی ناحیه جزیره نیز سپاه دیگری و خالد نیز سپاهی از عراق را به جنگ بهلول فرستادند.[8] سرانجام بهلول شیبانی در این هنگام بود که خود را محاصره این سپاهیان دید و جنگ در محلی به نام «کحیل» در نزدیکی موصل در گرفت و بهلول و یارانش رشادت‌های فراوانی در صحنه نبرد از خودشان نشان دادند و بسیاری از آن‌ها کشته شدند و خود بهلول نیز در نبردی سخت به هلاکت رسید. بهلول پیش از کشته شدن به یارانش گفت:
«اگر من کشته شدم امیرالمؤمنین دعامه شیبانی جانشین من خواهد شد و اگر او به هلاکت رسید عمرو یشکری جانشین او خواهد بود.» سرانجام هر سه آن‌ها کشته شدند و شورش آن‌ها سرکوب شد.[9]

مقاله

نویسنده فاطمه پهلوان پور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS