دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تالیفات ملا خلیل قزوینی

No image
تالیفات ملا خلیل قزوینی

آثار علمى

اوّلین گزارش تفصیلى از آثار ملا خلیل را، افندى در ریاض العلماء درج کرده است. آثار شناخته شده از ملاخلیل عبارت ‌است از:

1 ـ الشافى فى شرح الکافى[42] (به عربى). شرح مزجى مفصّلى است بر کتاب کافى ثقة الاسلام محمّد بن یعقوب کلینى که به دستور خلیفه سلطان حسین مرعشى (م 1064قمری) ـ همدرس ملا خلیل ـ نوشته است.

او تنها اصول کافى و کتاب الطهاره از فروع کافى را تا باب حیض شرح کرده است و موفق به اتمام آن نشده است.

شرح کتاب التوحید را در آخر ماه ذی الحجه 1057 قمری در مکه به پایان رسانده است. در فهرستگان نسخه هاى خطى حدیث شیعه، تعداد 46 نسخه از این شرح معرفى شده است.[43]

2 ـ صافى در شرح کافى (به فارسى). مؤلّف در سال هزار و شصت و چهار قمری در محلّه ی دیلمیه قزوین آن را به نام شاه عباس صفوى ـ که در همین محله ی قزوین اقامت گزیده بود ـ شروع کرده است. او این شرح را همانند مرحوم کلینی به مدت بیست سال مشغول بود و در 1084 قمری به پایان رساند.[44]

3 ـ المجمل (الجمل) فى النحو. این کتاب را ملا خلیل در علم نحو نوشته است. درباره ی نام این کتاب اختلاف وجود دارد. از این اثر در معجم مؤلفی الشیعه و جامع الرواة نامی برده نشده و در الفوائد الرضویه از آن به مجمل در نحو تعبیر شده و در راهنمای دانشوران این اثر جمل در نحو نامیده شده است. در ریاض و أمل الآمل نام آن المجمل نقل شده، ولى در روضات الجنّات نام آن را الجمل[45] ذکر کرده و چنین نوشته است: «گمان من آن است که در نسبت این کتاب به ملا خلیل قزوینی اشتباه شده است. در حقیقت، کتاب حاضر، متعلق به خلیل بن احمد عروضی است».[46]

بر این کتاب، محمّدمهدى ابن المولى على اصغر القزوینى ـ شاگرد ملا خلیل ـ شرحى نوشته است.[47]

4 ـ حاشیه ی شرح شمسیه. اصل کتاب شمسیه تألیف نجم الدین عمر کاتبى قزوینى (م 675 قمری) و شرح آن، تألیف قطب الدین محمّد رازى (م 766 قمری) است. ملا خلیل بر مبحث قضایا از این شرح، حاشیه نوشته است.[48]

در الذریعه عنوان شده که نسخه ‌اى از این حاشیه در قم نزد آیت اللّه‌ مرعشى موجود است.[49]

5 ـ شرح (حاشیه) عدّة الاُصول. کتاب عدّة الاُصول، تألیف شیخ الطائفه محمّد بن جعفر طوسى (م 460 قمری) در دو بخش اصول دین و اصول فقه، نوشته شده است.

ملا خلیل بر هر دوبخشِ این کتاب حاشیه نوشته است. افندى متذکر شده که ملا خلیل در این حاشیه، مسائل متعدد جدیدى را در اصول و فروع دین مطرح کرده و اقوال عجیبى را طرح کرده است.[50]

این حاشیه با تحقیق محمّد مهدى نجف، از سوى مؤسّسه ی آل البیت به همراه عدّة الاُصول چاپ شده است.[51]

6 ـ حاشیه ی مجمع البیان. مجمع البیان در تفسیر قرآن کریم، تألیفِ ابو على فضل بن حسن بن فضل طبرسى (م 548 قمری) است. صاحب امل الامل در این باره می نویسد: «من ملا خلیل را در اولین باری که به حج مشرف شده بودم (به سال 1057 هجری قمری) در مکه دیدم که مجاور آن جا شده بود و مشغول به تألیف حاشیه مجمع البیان بود. ظاهراً مدت دو سال مجاور حرم امن الهی بوده است».[52]

7 ـ رسالة فی حرمة شرب التتن.[53] حجت الاسلام شفتى اصفهانى گوید: «مرحوم حاج ملا خلیل استعمال دخانیات را حرام مى‌ دانست و رساله ‌اى در این خصوص تصنیف کرد.».

8 ـ رسالة فی صلاة الجمعة با عنوان جاء الحق فی صلاة الجمعه.[54] صاحب ریاض متذکر شده که ملا خلیل مطالب این رساله را ابتدا در شرح فارسى خود بر کافى آورده بود و بعد به صورت رساله ی مستقلّى در آورد. ملا محمّدطاهر قمّى در ردّ آن، رساله‌اى تألیف کرد. سپس رساله متوسط دیگری در این مورد به زبان فارسی نوشت و در انکار نماز جمعه مبالغه نمود. پس از آن برای سومین مرتبه، رساله ای در این باب تالیف نمود و در آن منصفانه سخن گفت. مثل کلام او در باب عدم فاسق بودن اقامه کننده نماز جمعه، زمانی که از اخبار و روایات وجوب یا استحباب آن را دریابد.[55]

9 ـ رموز التفاسیر الواقعة فی الکافی و الروضة[56] ملا خلیل در این اثر، آدرس احادیثى را که در کتاب کافى در تفسیر آیات شده، نقل کرده، و با قرار دادن رموزى براى کتاب و باب هاى کافى، موضع آن ها را مشخّص کرده است.

10 ـ الأسئلة الخلیلیة؛[57]

11 ـ تفسیر سورة الفاتحة؛

12 ـ رسالة أقوال الأئمّة؛

13 ـ رسالة فی الأمر بین الأمرین؛

14 ـ شرح الصحیفة؛

15 ـ فهرست الکافی؛

16 ـ اجوبه مسائل محمّد مؤمن؛

17 ـ تعلیقة على التوحید؛

18 ـ حاشیة الکافی؛

19 ـ شرح کتاب زکات،[58]

20 ـ رساله قمّیه[59] (به فارسى)؛

21 ـ رساله نجفیه[60] (به فارسى).

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS