دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تساوی دیۀ زن و مرد

No image
تساوی دیۀ زن و مرد

ديه، ارش، تنصيف ديه، تساوي ديه، جائفه، عدم تداخل ديات، جرح عمدي و غير محمدي

نویسنده : سيد علي حاتم زاده

بر اساس مواد 15 و 94 قانون مجازات اسلامی؛ دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعیین شده و به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیاء دم او داده می‌شود.

موادقانونی

دیۀ زن و مرد یکسان است تا وقتی که مقدار دیه به ثلث دیۀ کامل برسد در آن صورت دیۀ زن نصف دیۀ مرد است. (م301ق.م.ا)

مستند حکم این ماده روایات فراوانی است که در کتب روایی آمده است.[1]

استثناء(م301ق.م.ا)

اگرچه دیۀ زن و مرد تا ثلث یکسان است لیکن استثنائاً به دیۀ جراحتی که بر اثر فرو رفتن نیزه یا گلوله در دست و پا واقع شود در صورتی که مجنی علیه مرد باشد دیۀ آن یکصد دینار و در صورتی که زن باشد موجب ارش است.(م483ق.م.ا)

مستند شرعی حکم (م483ق.م.ا) روایت‌های فراوانی است که مهمترین آنها روایت ظریف از حضرت علی(ع) است.[2]

برابر قواعد عمومی مربوط به دیۀ زن، دیۀ جراحت‌های وارده بر زن و مرد مساوی است تا وقتی که به ثلث دیه برسد و از این جا به بعد، دیۀ زن به نصف تقلیل می‌یابد اما در (م483ق.ا.م) بر خلاف این قاعدۀ مشهور و مسلم، حکم شده. توجیهی که برای این کار وجود دارد آن است که در روایت‌ها کلمۀ مرد به کار رفته است بنابراین جراحت نافذه در زنان جزو جراحت‌هائی است که دیۀ معین ندارد و باید ارش به آن تعلق بگیرد. این توجیه منطقی نیست چرا که اکثر قریب به اتفاق روایت‌ها از کلمۀ رجل استفاده می‌کنند، اما هدفشان آن نیست که حکم خود را فقط به مرد اختصاص بدهند. نکته‌ای که در مورد (مادۀ 483ق.ا.م) وجود دارد این است که حکم این ماده اختصاص به دست و پا دارد و بنابراین نمی‌توان آن را به سایر اعضاء بدن نیز تسری داد، هر چند که در روایت ظریف به صورت کلی حکم شده است.[3]

جراحت (جائفه) همراه با آسیب‌های دیگر

گلوله یا هر چیز دیگری که در دست، پا و یا سایر اعضاء بدن فرو می‌رود ممکن است در مسیر راه خود، موجب شکستگی استخوان یا جنایت دیگر، باید دیۀ موضوع مادۀ 483 نیز پرداخت شود؟ قانون در این خصوص مسکوت است و هر دو احتمال قابل توجیه می‌باشد. احتمال دارد که فقط دیۀ شدیدتر پرداخت شود، چون ورود گلوله به بدن مقدمۀ شکستن استخوان یا جنایت دیگر بوده که با یک عمل ایجاد شده است. توجیه احتمال پرداخت دو دیه نیز آن است که در اینجا دو جنایت رخ داده که هر کدام دیۀ جداگانه‌ای دارد و اصل در دیات هم، عدم تداخل است مگر اینکه دلیلی بر تداخل وجود داشته باشد که در اینجا دلیلی وجود ندارد.[4]

در نظریۀ شمارۀ 1277/ 7/ - 27/ 4/70 ادارۀ حقوقی قوۀ قضائیه احتمال دوم تقویت شده یعنی جانی می‌بایست هر دو دیه را به مجنی علیه بپردازد.

شرایط تنصیف دیه: تنصیف دیۀ زن از مقدار ثلث به بالا، هنگامی است که جراحت مستوجب دیۀ بیشتر از ثلث از سوی یک نفر و در یک زمان وارد شده باشد. اما اگر چند نفر در یک زمان جراحتهای مختلفی به یک نفر زن وارد سازند که دیۀ جراحتهای هر ضاربی کمتر از ثلث باشد، اما دیۀ مجموع جراحتهای وارده بیشتر از ثلث دیه باشد، دیۀ زن تنصیف نخواهد شد. همچنین اگر کسی در یک زمان جراحتی به زنی وارد کند و در زمان دیگر جراحتی دیگر بر او وارد سازد که دیۀ هر یک از جراحت‌ها کمتر از ثلث دیه باشد، اما دیۀ مجموع آنها بیشتر از ثلث باشد باز هم دیۀ زن تنصیف نخواهد شد.[5]

ادارۀ حقوقی قوۀ قضائیه در نظریۀ شمارۀ 1643/ 7 – 24/ 5/ 68 پیرامون این مسأله آورده است: «در صورتی که جراحت‌های وارده بر زن از طرف یک نفر و در یک زمان و یا زمانهائی که عرفاً زمان واحد محسوب می‌شود وارد شود دیۀ مجموع باید در نظر گرفته شود و در این صورت دیۀ جرح تا میزان یک سوم دیۀ کامل با مرد یکسان و مساوی است و از آن به بعد دیۀ زن نصف دیۀ مرد خواهد بود. اما اگر هر جراحت توسط یک نفر دیگر یا مجموعاً توسط یک نفر اما در زمان‌های مختلف واقع شده باشد دیۀ هر کدام باید به طور مستقل منظور شود و ادلۀ تنصیف شامل این موارد که قبلاً دیه مستقر شده است، نمی‌گردد.»[6]

همچنین بر مبنای رأی اصراری 152 – 24/ 7/ 68 ردیف 68/ 35: «طبق فتاوی معتبر فقهاء جمع جراحات که ناشی از سبب واحد باشد در احتساب ثلث موضوع مادۀ 7 قانون دیات (فعلاً مادۀ 301ق.ا.م) ملاک عمل خواهد بود.»[7]

رویۀ قضائی

در حادثه‌ای آقای الف معشوقۀ خود را به دلیل مخالفت پدر دختر با ازدواج با اسلحه به قتل می‌رساند و متهم به عمل خود در دادگاه اعتراف می‌کند. دادگاه پس از رسیدگی حکم به قصاص می‌دهد و اجرای قصاص منوط به آن است که اولیای مقتول نصف دیه را به قاتل بدهند، این رأی پس از تجدید نظر خواهی در شعبۀ 26 دیوانعالی کشور در تاریخ 13/ 12/ 73 مورد تأیئد قرار گرفت.[8] نمونه‌های فراوان دیگری در این خصوص وجود دارد.

چند نکته

1. عدم شمول حکم(م301ق.ا.م) به ارش: حسب نظریۀ مشورتی شمارۀ 2334 – 7 – 1/ 6/ 78 ادارۀ حقوقی قوۀ قضائیه، (م301ق.ا.م) ناظر به دیه است و شامل ارش نمی‌شود.[9]

2. در حکم این ماده تفاوتی میان جراحت‌های عمدی و غیر عمدی وجود ندارد.[10]

3. مقدار ریالی دیه بسته به این که دیه از چه نوعی باشد، متفاوت است بنظر می‌رسد منظور از ثلث در (م301ق.ا.م)، ثلث دیه از نوعی است که انتخاب شده است، بنابراین اگر مثلاً دینار یا درهم یا شتر تعیین گردیده باشد، ثلث همان نوع انتخابی مراد است.[11]

4. در اجرای حکم تنصیف دیه فرقی بین زن و یا مرد بودن مرتکب ضرب و جرح نیست. بنابراین اگر زنی هم به زن دیگر صدمه وارد کند دیۀ زن نصف دیۀ مرد خواهد بود و لازم نیست که جانی حتماً مرد باشد. حکم (م301ق.ا.م) صرف تعبد است.[12]

5. اخیراً بیمه‌ها موظف شده‌اند که دیه زن را به صورت کامل و همانند دیه مرد پرداخت کنند. این مورد بدین معنا نیست که دیه زن و مرد باهم برابر است بلکه یک استثنا محسوب شده و تنها در مورد شرکت‌های بیمه در پرداخت دیه صدق می‌نماید و الا دیه زن و مرد مطابق (م301ق.م.ا) می‌باشد.

مقاله

نویسنده سيد علي حاتم زاده
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS