دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تفکر در کلام امام عسکری(ع)

عبادت زیاد بودن نماز و روزه نیست بلکه عبادت فقط تفکر در امر خدای متعال است.(بحارالأنوار ج: 68 ص: 325 )
تفکر در کلام امام عسکری(ع)
تفکر در کلام امام عسکری(ع)

تفکر در کلام امام عسکری(ع)

قال العسکری(ع):(لَیسَ الْعِبَادَةُ کَثْرَةَ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ التَّفَکُّرُ فِی أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ)

منظور از امر چیست؟

اگر "امر" در روایت امام عسکری(ع)، به‌معنی دستور باشد، معنی روایت چنین می‌شود که اصل عبادت، اندیشیدن در دستورات الهی است. یعنی اهمیت خم و راست شدن فی‌نفسه مهم نیست؛ مهم، مقام رفیع صادر کننده دستور است. یعنی مهم نیست چه‌کار می‌کنیم؛ مهم این است که برای چه‌کسی انجام می‌دهیم و این همان نکته‌ای است که عبادت را از کارهای مادی جدا می‌سازد.

اما اگر امر را به‌معنی شیء بگیریم، عبادت فقط اندیشیدن در صنع و فعل خداوند خواهد بود؛ چراکه پیامبر(ص) می‌فرماید:

«تَفَکَّرُوا فِی‌آلَاءِ اللَّهِ فَإِنَّکُمْ لَنْ تَقْدِرُوا قَدْرَهُ»[1]

در نعمت‌هاى خدا فکر کنید که شما نمی‌توانید میزان او را تقدیر نمائید.

علامه مجلسی می‌فرماید که مراد عبادت کامل است و آن منحصر در نماز و روزه نیست بلکه عبادت کامل اندیشیدن در امر خداست و مراد از امر خداوند طلب علم بدین گونه که همراه با عمل بوده و آداب و شرایط آن رعایت شود[2]

ثمرات تفکر

اندیشه در نعمت‌های خدا و تفکر در معرفت پروردگار انسان را به نیک‌پنداری و نیک‌کرداری رهنمون می‌سازد چنانچه امیرالمؤمنین(ع) می فرماید:

ان التفکّر یدعو الی البر و العمل به[3]

همانا تفکر به نیکی و عمل به آن دعوت می نماید.

پس تفکر باید ثمره ظاهری هم داشته باشد که به‌صورت کارهای نیک نمود پیدا می کند.

تفکر و توحید

امام حسین (ع) می‌فرماید:

«إنّ اللّه خلق الخلق لیعرفوه، فإذا عرفوه عبدوه، و إذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة غیره»[4]

همانا خداوند مخلوقات را آفرید تا شناخته شود پس هنگامی که آفریده شدگان خدا را بشناسند و بدان علم پیدا کنند او را عبادت و پرستش خواهند کرد و هنگامی که  مخلوقات او را پرستش کنند به ‌واسطه عبادت پروردگار از پرستش دیگران مستغنی و بی نیاز خواهند شد.

پس اندیشیدن در امر الهی کلید طاعت و عبودیت محض الهی است به تعبیر دیگر توحید ناب از غربال تفکر بدست می‌آید که همان فلسفه خلقت است:

«کنت کنزا مخفیا فأردت أن أعرف»[5]

(به‌مانند) گنجی مخفی بودم پس خواستم تا شناخته شوم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS